نيت هاي پاک در مراقبه و ريکي

 در موقع کار کردن با اين جنبه ها در مراقبه ماه نو ريکي ميتوانيم بر روي نياتي مانند اهداف شخصي در مورد کار، خانواده،روابط سلامتي،مسائل مالي،خانه و يا هرجنبه ديگر تمرکز کنيم.

همچنين ميتوانيم برطريق معنوي خود تمرکز کرده و يا براي درک و انتقال کارهاي خود درخواست کمک کنيم.

 ميتوانيم برروي مسائل جهاني تمرکزکنيم، مانند منابع غني غذايي براي جهان، صلح بين ملت ها، زندگي هماهنگ با طبيعت براي بشر، سرپناه مناسب براي همه، روابط سالم جهاني که در آن تفاوتها با آغوش باز پذيرفته شوند.

توجه داشته باشيد که برگرسنگي، بي خانماني، جنگ و غيره تمرکز نميکنيم بلکه برآنچه که خلق ميکنيم متمرکز ميشويم نه برآنچه که ميخواهيم تغيير دهيم و يا از آن مي ترسيم.

 

نيت پاک زماني قدرتمند است که در متعالي ترين شکل ممکن خلق شده و ظهور آن به کامل ترين شکل ممکن بر عهده خداوند گذاشته شده باشد.

مراحل اصولي ريکي و مراقبه

از اينکه کانال باز ريکي هستيد و شخصيت و نفس شما اجازه ميدهند تا ريکي با شفافيت و حقيقت تمام جاري شود تشکر کنيد ؛ از اينکه آماده دريافت راهنمايي فرشتگان و اساتيدي که براي کمک به شما مي آيند هستيد تشکر کنيد.


حوزه انرژي خود را با تقويت نور خود آماده کنيد و براي اينکار يک سمبل قدرت بزرگ در مقابل بدن خود رسم کرده و انرژي را به کالبد اتري خود هدايت کنيد.

از پايين به بالا يک سمبل قدرت کوچک در برابر هر يک از چاکراهاي خود رسم کنيد ؛ کمي تأمل کرده و با پرتوافکني براي حوزه انرژي خود و به سمت شبکه خورشيدي و قلب ريکي بدهيد.

خداوند و موجودات برتر و استادان معنوي والامقام مانند پيامبران يا ائمه را فرا خوانيد و به آنها خوشامد گفته و از حضورآنها تشکر کنيد ؛ به آنها اجازه بدهيد تا درخلق نيت مقدس به شما کمک کرده و در ظهور ايده شما نيز ياري نمايند.

سمبل احساسي و ذهني را فرا خوانيد و نيت مقدس خود را براي اين مراقبه يادداشت کنيد و اهداف شخصي و آرزوهايتان را براي جهان در آن قيد کنيد ؛ شکلي که نشان دهنده ايده شما باشد نيز مفيد است.

به نوشته خود ريکي احساسي و ذهني داده و نيت خود را بيان کنيد و سمبل شفا از راه دور را فراخوانده و تصور کنيد که پلي از نور از قلب خود به قلب تمام موجودات برتري که براي کمک به شما آمده اند و ساير افرادي که در اين مراقبه گروهي شرکت کرده اند، برقرار ميشود.

تمام روح هايي را که به شما متصل شده اند حس کرده و نور حاصل از ذوب شدن تمام جدايي ها را احساس کنيد و سعي کنيد يکي شدن تمام خلقت را تشخيص بدهيد.

به ياد داشته باشيد که ريکي زمان و مکان را در مينوردد.

اگر همسويي " استاد يا کارونا " ريکي را دريافت کرده ايد ميتوانيد از سمبل هاي اين سطوح استفاده کنيد ، مراقبه کرده و تا زماني که احساس راحتي ميکنيد ريکي بفرستيد و مراسم تشکر خود را اجرا کنيد.

يک سمبل قدرت بزرگ را با نيت قطع ارتباط با فرايند مراقبه اي برروي بدن خود رسم کنيد و همه شرکت کنندگان در مراقبه نيز بدين ترتيب ارتباط خود را قطع کرده و به زندگي روزمره خود باز ميگردند.

در دفعات اولي که مراقبه ميکنيد ممکن است به دفعات به مطالب فوق فکر کنيد اما پس از مدتي اين تجسم ها برايتان آسان خواهد شد.



تاريخ : یکشنبه 17 فروردین1393 | 13:46 | نويسنده : امیرحسین |
تکنيک‌هاي آرامش‌ بخشي عضلاني يا ريلکسيشن relaxation ميتواند به شما کمک کنند آرامش پيدا کنيد،با استرس مقابله کنيد و حتي ناراحتي هاي روحي و نيز بيخوابي خود را رفع نمائيد .

تمام تکنيک هاي زير را ميتوانيد تا انجا که مطلوبتان است ادامه دهيد و اين زمان در افراد متفاوت بوده و ميتواند از 10 تا 30 دقيقه ادامه داشته باشد .

 
تکنيک آرامش ‌بخشي پيش رونده

» بايد دراز بکشيد و چشم‌هايتان را ببنديد و بتدريج هر بخش‌ بدنتان‌ از پا تا سر را حس و آن قسمت ها را شل کنيد ؛ براي شل کردن عامدانه هر قسمت بدن وقت بگذاريد.

» پنجه‌ پاهايتان را سفت کنيد، بعد عضلات را رها کنيد و آنها را شل نمائيد.

» در حاليکه چشم‌ها را بسته‌ايد به پشت دراز بکشيد و پنجه‌ پاهايتان را بسمت سرتان بگيريد و براي 10 ثانيه به همين حالت بمانيد و بعد پنجه پايتان را شل کنيد و اين کار را تکرار کنيد.

» تنفس عميق انجام دهيد و به پشت دراز بکشيد و بدن‌تان را شل کنيد ؛ از راه بيني به آرامي نفس بکشيد ؛ ريه‌هاي‌تان را با هوا پر کنيد ؛ هوا را نگهداريد و بعد به آرامي نفس ‌تان را رها کنيد.

تکنيک تخيل هدايت‌ شده

اين روش ميتواند کمک کند تا با تصور کردن مکان آرامش‌بخش خودتان را آرام کنيد.

با چشم‌‌هاي بسته به پشت بخوابيد،خودتان را در جاهاي‌ مطلوب‌ که در آنجا احساس خوشحالي و آرامش ميکنيد تصور نمائيد .

تکنيک گوش هاي خاموش

بايد با چشم‌هاي بسته به پشت دراز بکشيد و دست‌هايتان را پشت سرتان بگذاريد و آنها را شل کنيد.

به آرامي شست‌هاي دست‌تان را به درون گوش‌‌هايتان فرو بريد و تا زمانيکه صداي غرش جريان خون را در گوش هاي خود بشنويد ، حالا براي 15 دقيقه اين کار را ادامه بدهيد و بعد شست هايتان را از گوش‌هايتان خارج کنيد و بدن خودتان را شل کنيد.




تاريخ : یکشنبه 17 فروردین1393 | 13:42 | نويسنده : امیرحسین |
پاک سازي افکار : بدون بدن بودن ، از طريق مشاهدهء درست بدن حاصل ميشود و رها شدن از افکار هم از طريق مشاهدهء درست افکار امکان پذير است.

به طور کلي مهمترين اصل در سير و سلوک معنوي مشاهده کردن درست است. و ما بايد با آگاهي به بدن،ذهن و احساسات توجه کنيم.

به ارتعاشات ذهني توجه کنيم که چگونه از ضمير ما جريان پيدا ميکنند.

درست مانند کسي که در کنار رودخانه نشسته است و به جريان آب نگاه ميکند ؛ همين گونه کنار ذهنتان بنشينيد و مشاهده کنيد .

يا همانند شخصي که در جنگل نشسته است و از بالاي درختان به پرندگان در حال پرواز نگاه مي کند،شما هم به افکارتان نگاه کنيد.

يا چون کسي که به باران مينگرد و به ابرها توجه ميکند شما هم ابرهاي ذهنتان که در آسمان سرتان در حال حرکتند نگاه کنيد.

در سکوت باستيد و پرواز پرندگان فکر و جريان رودخانه ذهن را نگاه کنيد و در اين حالت هيچ کاري نکنيد،دخالتي در اين جريانات نکنيد و اصلاً توقفي بهشان ندهيد.

آنها را سرکوب نکنيد و اگر فکري مي آيد متوقفش نکنيد و اگر فکري نيست سعي نکنيد فکر جديدي خلق کنيد و تنها يک مشاهده گر باقي بمانيد.

در اين مشاهدهء ساده خواهيد ديد که شما و افکارتان از هم مجزا هستيد.اين نکته را تجربه خواهيد کرد که آن شخصي که مشاهده گر افکار است از خود آن افکار مجزاست و کاملاً با آنها متفاوت است.

همين که به اين مسئله واقف شويم آرامش عجيبي بر زندگي شما سايه خواهد افکند چون متوجه خواهيد شد که ديگر هيچ ناراحتي و نگراني نداريد.

ميتوانيد در ميان انواع ناراحتي ها و التهاب ها باشيد ولي اين ناراحتي ها مال شما نخواهند بود و يا هر نوع مشکلي که وجود داشته باشد ديگر با شما کاري ندارد.

ميتوانيد پر از افکار باشيد ولي کاملاً از آنها متمايزيد.

اگر شما آگاه شويد که افکارتان نيستيد،اين افکار ضعيف و ضعيف تر ميشوند و به مرور موجوديت خود را از دست ميدهند.

افکار به اين دليل قدرتمند هستند که ما مي انديشيم که آنها به ما تعلق دارند ، مثلاً در جر و بحث با ديگران مي گوييد"فکر من اين است"،در صورتيکه هيچ فکري متعلق به شما نيست ، تمام اين افکار با شما متفاوتند و شما از آنها مجزا هستيد پس فقط مشاهده گر آنها باشيد.

 

 

 

براي اينکه اين مطلب بيشتر برايتان جا بيفتد يک داستان از بودا نقل ميکنم

 

شاهزاده اي بود که شاگرد بودا شده بود و در همان روز اول بودا به او گفت:به شهر برو و در فلان خانه را بزن و براي غذا از آن خانه گدايي کن.

شاهزاده هم همين کار را کرد و برگشت ولي پس از بازگشتن به بودا گفت:مرا ببخشيد ولي من ديگر به آن خانه نمي روم.

بودا از او پرسيد چه اتفاقي افتاده است؟ آن مرد جواب داد:من قبل از اينکه به آن خانه برسم همه اش فکر ميکردم که چه غذايي دوست دارم و وقتي که به در آن خانه رسيدم، خانم صاحبخانه درست همان غذايي را که دوست داشتم آماده کرده بود.

من خيلي متعجب شدم ولي اين مسئله را به حساب تصادف گذاشتم. و بعد که غذا را خوردم به ذهنم رسيد که من بعد از غذا معمولاً استراحت ميکنم .

درست در همان لحظه خانم صاحبخانه گفت:اي برادر اگر دوست داري که بعد از غذا استراحت کني من خوشحال ميشوم تا در خانهء من باشيد چون خانهء من با وجود شما پاکسازي خواهد شد.

با خودم فکر کردم که اين هم تصادفي است و وقتي دراز کشيدم درست در زماني که فکر کردم اين تخت خواب و اين خانه هيچ کدام مال من نيست و من دارم در يک جاي غريبه استراحت مي کنم،خانم صاحبخانه از پشت سرم گفت:اين تخت خواب نه مال من است نه مال شما و اين خانه نيز نه مال من است نه مال شما.

اينجا بود که من واقعاً ترسيدم.خيلي سخت بود تا اين مطلب را باور کنم که همه چيز اتفاقي باشد و آن موقع بود که از آن خانم پرسيدم:آيا افکار من به شما ميرسد و از امواج فکر من آگاه ميشويد؟

آن خانم توضيح داد که به دليل مديتيشن هاي مداوم افکارش متوقف شده و خيلي راحت ميتواند افکار ديگران را ببيند.

در ايل لحظه من واقعاً حيرت کردم و دوان دوان از آنجا دور شدم.

لطفاً مرا ببخشيد ولي من ديگر نمي توانم فردا به آنجا بروم.بودا پرسيد:چرا نميتواني؟ و آن مرد جواب داد:خواهش ميکنم از من سوال نکنيد و مرا هم ديگر به آنجا نفرستيد.

ولي بودا دوباره از او سوال کرد و بالأخره با اصرار بودا آن مرد گفت:ديدن آن زن زيبا افکار شهواني در ذهن من ايجاد کرد و او هم به راحتي ميتوانست افکار مرا بخواند.

حالا من چگونه ميتوانم دوباره او را ببينم؟بودا گفت که تو بايد دوباره به آنجا بروي اين قسمتي از مديتيشن تو است،فقط به اين طريق تو ميتواني از افکارت آگاه باشي.

به اجبار بودا آن مرد مجدداً به آن خانه رفت ولي ديگر آن مرد قبلي نبود و در واقع روز اول که به آنجا رفته بود تمام راه را در خواب بود زيرا از افکاري که در سرش ميگذشت آگاه نبود.

روز دوم با آگاهي اين راه را ميپيمود،يعني ميتوانست به افکارش نگاه کند زيرا از افکارش ميترسيد و وقتي که قدم به خانهء آن زن گذاشت تمام توجهش را به درونش معطوف کرد.

زيرا بودا به او گفته بود فقط به درون خودت نگاه کن و کار خاصي انجام نده و به هر فکري که از سرت ميگذرد نگاه کن.

وقتي که شروع به مشاهدهء خودتان کنيد دو جريان انرژي در شما شروع به حرکت ميکنند ؛ يکي همان کاري که قصد انجام دادنش را داريد و ديگري فقط انرژي مشاهده گر است.

وقتي شاگرد بودا در روز دوم در منزل آن زن مشغول خوردن غذايش بود اين دو جريان وجود داشت ؛ يکي مربوط به شخصي بود که مشغول خوردن غذا بود و ديگري مربوط به شخصي بود که در درونش در حال مشاهده کردن بود.

آن شخص مشاهده گر شما هستيد و شخص انجام دهنده شما نيستيد و شاگرد بودا هم وقتي مشاهده کرد بسيار متعجب شد و شادان و خندان به نزد بودا برگشت و گفت:بسيار عالي است من يک چيز بزرگ کشف کردم،من دو تجربهء مجزا داشتم.

يک تجربه مربوط به زماني بود که من کاملاً به افکار خود آگاه بودم و افکار من متوقف شدند،وقتي با آگاهي به درون خود نگاه مي کنم افکار متوقف ميشوند.

تجربهء دوم زماني است که افکار متوقف ميشوند،در آن موقع است که در ميابيم که انجام دهنده و مشاهده کننده متفاوت از هم ميباشند.

 

بودا گفت : اين کليد اصلي عرفان است و شخصي که اين کليد را پيدا کند،همه چيز را پيدا کرده است.

 



تاريخ : یکشنبه 17 فروردین1393 | 13:39 | نويسنده : امیرحسین |
اگر يک يا دو بار در ماه اين روش را انجام بدهيد به شما در از بين بردن هوِيت بدنتان کمک خواهد کرد.

حالا برويم سراغ تمرِين: اطاق را کاملاً تاريک کنيد و روي زمين دراز بکشيد.

بدن را کاملاً آرام کنيد ؛ به اين ترتيب شما وارد مديتيشن ميشويد و وقتي که بدن و تنفستان کاملاً آرام شدند و وجودتان در سکوت فرو رفت،حس کنيد که مرده ايد و فاميل و آشنايان دورتان جمع شده اند.

به صورتهاي آنها توجه کنيد،ناراحتي ها و گريه هاي آنها را ببينيد.

آنها چه ميکنند؟کدام يک از آنها گريه ميکند؟کداميک فرياد ميزند؟با وضوح کامل به آنها بنگريد ، اين صحنه ها واقعاً جلوي چشم شما خواهند آمد.

بعد ببينيد که تمام همسايه ها هم آمده اند و به آشنايان و فاميل پيوسته اند.

حالا مردم جسم شما را در تابوت گذاشته اند و به جايي که مرده ها را ميشويند ميبرند و بعد هم مي خواهند که جسمتان را آتش بزنند.

به همهء اينها نگاه کنيد،همه تصورات هستند ولي اگر چندين بار اين تمرين را تکرار کنيد به وضوح همهء اينها را خواهيد ديد.

حالا ادامه دهيد ؛ آتش تمام اطراف شما را احاطه کرده است و جسم شما آرام آرام تبديل به خاکستر ميشود.

هنگامي که ديگر جسمي در کار نيست و کاملاً نبديل به خاکستر شده ايد با آگاهي تمام به درون خود نگاه کنيد و ببينيد که در آنجا چه اتفاقي رخ ميدهد.

در اين لحظه متوجه خواهيد شد که شما جسم نيستيد،يعني هويتتان با بدن کاملاً قطع شده است.

وقتي که اين تمرين را براي چند بار تجربه کنيد،پس از آن هر زماني که صحبت کنيد،راه برويد و يا هر کار ديگري انجام دهيد،قادريد تا تشخيص دهيد که شما بدنتان نيستيد.

ما اين مرحله را مرحلهء بدون بدن ميناميم و هر کسي که خودش را اينگونه بشناسد بدون بدن ميشود.

اگر اين کار را در تمام مدت روز يعني به هنگام نشستن،بلند شدن،راه رفتن و حرف زدن انجام دهيد يعني به اين نکته توجه کنيد که شما بدنتان نيستيد در اين هنگام بدن تنها يک خلأ خواهد بود.

درک اين مطلب که ما بدنمان نيستيم به سختي اتفاق ميافتد و هيچ چيز با ارزش تر از آن نيست.

در آن هنگام تغييرات زيادي در زندگيتان آغاز خواهد شد چون تمامي رفتارهاي ناآگاهانه بشر به بدن او برميگردد.

اگر انسان تعلق خود به بدنش را قطع کند ديگر هيچ کار اشتباهي نميتواند انجام دهد.

اگر ما آگاه شويم که ما بدنمان نيستيم،ديگر هيچ امکاني براي زجر کشيدن و ناراحتي در زندگي وجود نخواهد داشت.

مثلاً اگر کسي با چاقو به پشت ما بزند اين شخص فقط بدن ما را بريده است و ما آگاهيم که به ما هيچ صدمه اي نخورده است و وجودمان دست نخورده باقي مانده.

در اين هنگام زندگي ما پر از صلح و امنيت خواهد شد و هيچ حادثهء خارجي نميتواند بر ما تأثير بگذارد چون تأثير اين نوع اتفاقات فقط بر روي بدن خواهند بود.

اما ما فکر ميکنيم و به اشتباه هم فکر ميکنيم که هر چيز بيروني ميتواند بر ما تأثير بگذارد و به همين دليل است که زجر ميکشيم و احساس درد و رنج ميکنيم.

اين اولين مرحلهء تعاليم روحاني است که بايد بياموزيم و آن رها شدن از بدنمان است و مرحلهء سختي نيست و با کمي سعي و کوشش ميتوانيم آنرا ياد بگيريم ...




تاريخ : یکشنبه 17 فروردین1393 | 13:38 | نويسنده : امیرحسین |
معرفي چند روش انجام مديتيشن

 مديتيشن را روزي يک بار انجام دهيد و مدت زمان تمرينات را تا 20 دقيقه و نه بيشتر در نظر بگيريد .

در زير چند نمونه مديتيشن قرار داده شده و شما بنا برسليقه ميتوانيد در هر روز  يکي را انتخاب و انجام دهيد .

 

نمونه اول

در وضعيت نشسته بر روي صندلي و يا  مکاني راحت چشمان خود را بسته و توجه خود را به روي نقطه‌اي که در فرق سر قرار دارد متمرکز کنيد.

با ملايمت شروع به تکرار مانتراي ام  O M نمائيد ؛ طريقه تلفظ صحيح به صورت زير است :

 O O O O O O O  M  M  M  M  M  M  M

فشار اصلي بر روي حرف ميم ميباشد ؛ نفس عميق بکشيد و در طي يک بازدم عميق اين مانترا را ادا کنيد.

تداوم تکرار مانترا را حفظ کرده ، توجه‌ تان را بر فرق سر متمرکز کنيد و در مقابل چشمتان جز سياهي چيز ديگري نبينيد.

سعي کنيد کليه تصاوير ذهني و افکار ديگر را متوقف کنيد و هنگامي که يک فکر يا تصوير وارد مغزتان ميشود حواستان را بيشتر بر روي مانترا متمرکز کنيد.

مدتي طول ميکشد تا کنترل مناسب را بر روي ذهن خود بدست آوريد ولي همين تمرينات ساده شما را در افزايش قدرت تمرکز ياري خواهند کرد و به نوبه خود يادگيري تمرينات پيشرفته تر را آسانتر ميکنند.

مدت تقريبي انجام اين تمرين حدود 20 دقيقه ميباشد.

 
نمونه دوم

با چشمان باز ميتوانيد از يك شمع روشن در مقابل خود استفاده نمائيد و با تمركز بر روي شعله آن، سعي كنيد فقط به شعله نگاه كنيد.

به نور شمع و هاله دور آن توجه كنيد و سعي كنيد كمتر پلك بزنيد و اگر افكار آمدند ، آرام آنها را از ذهنتان خارج كنيد و مجددا تمركز خود را به نور شمع دهيد.

اگر متوجه شديد فكري ذهنتان را مشغول كرده وشما توجه تان از شمع خارج شده به آرامي فكر را رها كنيد و دوباره توجه خود را به نور شمع برگردانيد .

 
نمونه سوم

با بيني ، يك دم عميق شكمي انجام دهيد و  چند لحظه نفس را نگه داريد و سپس با دهان و با كمك شكم تمام نفس را به بيرون برگردانيد.

سعي كنيد زمان دم و نگه داشتن هوا و بازدم باهم مساوي باشد .

به طور مثال اگر دم شما 4 ثانيه طول ميكشد هوا را 4 ثانيه در درون ريه خود نگه داريد و بعد با يك بازدم 4 ثانيه اين هوا را به بيرون برگردانيد و چند با اين عمل را انجام دهيد تا به يك احساس آرامش دست يابيد.

شما در حال مديتيشن ميتوانيد به موزيك گوش دهيد و اگر فكري به ذهنتان خطور كرد به آرامي آنرا از خود دور كنيد و دوباره توجه خود را به مديتيشن و تنفس و شنيدن صداي موزيك بازگردانيد .

 
نمونه چهارم

مديتيشن با سنگ : به ندرت اتفاق که کسي در اولين مراقبه موفق شود ، پس اگر مراقبه را کار مشکلي ميبينيد کمي صبور باشيد .

زماني را انتخاب کنيد که درگير کاري نباشيد ، تلفن را قطع کنيد تا کسي مزاحمتان نشود ؛ لباس راحت بپوشيد و دور خود تعدادي بالش بگذاريد.

پتويي روي خود بيندازيد، زيرا هنگام مراقبه سردتان مي شود و آرام و صاف روي زمين يا صندلي بنشينيد که بهترين حالت چهار زانو است.

سعي کنيد با زمين اتصال برقرار کنيد تا انرژي ها مستقيما وارد بدنتان شوند.

ميتوانيد کريستال را رو بروي خود روي ميز يا زمين بگذاريد يا آن را در دست بگيريد ؛ حال بر کريستال تمرکز کرده و به زيبايي، شکل، فرم و رنگش توجه کنيد و اگر آن را در دست داريد وزن و گرماي انرژي آن را حس کنيد.

چشم هايتان را ببنديد و بر تنفس خود تمرکز کنيد و چند نفس عميق از شکم بکشيد و هنگام دم تا چهار بشمريد، بعد دو ثانيه صبر کنيد و هنگام بازدم هم تا چهار بشمريد.

اين کار را آن قدر ادامه دهيد که ذهنتان از چيزهاي مزاحم رها شود ؛ هرچه در سر داريد از خود دور کنيد.

هنگام دم، خود را چنان سبک احساس کنيد که گويي انرژي هاي شفابخش کريستال شما را به پرواز در آورده اند و هنگام بازدم، تنش ها را بيرون بريزيد.

بگذاريد مراقبه عميق و عميق تر شود و احساس کنيد انرژي شما گسترش يافته و با زيبايي و انرژي کريستالي پر شده است.

تصور کنيد خودتان بخشي از کريستال شده ايد و انرژيتان را به صورتي در آوريد که انگار با کريستال يکي هستيد.

ميتوانيد حتي درون کريستالتان برويد و قدرت اعجاب انگيز آن را افزايش دهيد ؛ از کريستال سوال کنيد ؛ اولين فکر يا احساس جوابتان خواهد بود.

تا هر وقت که دلتان ميخواهد در اين وضعيت باقي بمانيد و وقتي آماده بازگشت ميشويد از بدن و تماس خود با زمين آگاه باشيد.

انگشتان دست و پاي خود را به آرامي تکان دهيد و به اطراف خود توجه کنيد و به آرامي چشم هايتان را باز کنيد ؛ اگر نميتوانيد تعادل خود را حفظ کنيد، قطعه اي کوارتز دودي، تورمالين سياه يا بوژيت در دست بگيريد.

تجربه خود را فورا بنويسيد و هرگز چيزهاي کوچکي را که در اين حالت به ذهنتان مي آيند دست کم نگيريد.




تاريخ : یکشنبه 17 فروردین1393 | 13:36 | نويسنده : امیرحسین |
نکات مهم براي انجام مديتيشن :

» مكاني آرام، خلوت و ساكت براي انجام مراقبه

» حالت و وضع بدن به شكلي راحت، بي حركت و در حال تعادل

» يك موزيك آرام ترجيحا موزيك هاي مخصوص مديتيشن (موزيك همراه باصداي پرندگان ، باران)

» تنفس صحيح شكمي

» شي يا موضوعي براي معطوف كردن توجه

 

مکان آرام و خلوت

بهترين مكان براي مراقبه جايي است كه بتوانيد به راحتي در آن بنشينيد يا دراز بكشيد تا عضلات و ماهيچه هاي بدن، كم كم و به تدريج شل شوند.

مكاني كه كمترين عوامل براي پرت شدن حواس در آن وجود دارند.

اگر شما نميتوانيد يک محل ساکت و آرام پيدا کنيد توصيه ما اين است که از يک جفت قطعه کوچک که داخل گوشها قرار ميگيرد استفاده نمائيد.

اين وسيله معمولا براي جلوگيري از ورود آب به داخل گوش استفاده ميشود، البته نوع مخصوص جلوگيري از ورود صدا نيز وجود دارد که بهتر است.

بعد از اينکه به اندازه کافي پيشرفت کرديد ميتوانيد در هر شرايطي مديتيشن را انجام داده و به وضعيت مطلوب برسيد.

در اين حالت قدرت تمرکز تمرکز شما به اندازه اي خواهد بود که هيچ سر و صدايي مزاحم و حتي ناراحتي جسماني نمي‌تواند باعث حواس‌پرتي شما شود.

بعد از مدتي و كمي تمرين قادر خواهيد بود كه در مكانهاي شلوغ تر هم براحتي مراقبه كنيد ، مثلا در اتوبوس ، قطار ، مطب پزشك و ...

 

حالت بدن

به شكلي راحت، بي حركت و در حال تعادل

اتخاذ يك حالت خاص و ويژه محور اصلي اكثر تكنيكهاي مراقبه بوده است و حالت بدن در تكنيك " ذن "  خيلي مهم و با اهميت تلقي ميشود.

يكي از ويژگي ها و خصوصيات پيشنهادي در حالتهاي صحيح مراقبه در بسياري از سنتها آن است كه ستون فقرات صاف و راست نگه داشته شود.

ممكن است برخي از افراد كه دچار مشكلات جسماني هستند ، ابتدا در هنگام اتخاذ چنين حالتهايي احساس ناراحتي پيدا كنند.

ستون فقرات به شكل يك خط صاف در مي آيد و وزن بدن در قالبي متعادل در مي آيد.

اگر چه به طور قطعي ثابت نشده است، اما امكان دارد كه اين تغيير جهت و تنظيم مجدد خاص روي حالت و وضع ذهن و روان تاثير بگذارد.

يك حالت نشسته براي مراقبه بهتر از دراز كشيدن است.

به اين دليل كه دراز كشيدن حالت عادي و طبيعي خوابيدن است و مراقبه به حالت دراز كش ممكن است به راحتي به خواب منجر شود.

اگر جزء آن دسته از افرادي هستيد كه در خلال روز به راحتي خوابتان نميبرد ميتوانيد مراقبه را به شكلي نيمه لم داده يا دراز كش روي يك كاناپه يا صندلي راحتي بزرگ در حالي انجام دهيد كه كمرتان روي قسمت تكيه گاه آن قرار دارد و صاف است و سرتان به سمت عقب متمايل است.

اگر چه در حالتهاي مراقبه سنتي كمر در حالت عادي صاف و راست نگه داشته ميشود ولي نه خيلي شق و رق و قائم ، اين حالت به حالت راحت، بي حركت و متعادل موسوم است.

حالت و وضع صحيح و مناسب براي مراقبه را مي توان به عنوان حالتي راحت شرح داد:

هوشيا و آگاه و در عين حال آرام و راحت.

حالت راحت ، بي حركت و متعادل ، وضعيت مناسب و صحيح هوشياري و خودآگاهي و تمركز حواس و توجه را براي دستيابي به مراقبه اي موفقيت آميز بهبود ميبخشد.

در شرق حالت هاي چهار زانو با سري بالا گرفته و كمر در خطي قائم قرار گرفته براي مراقبه مطلوب و ايده آل در نظر گرفته ميشود.

در وضعيت لوتوس يعني پاها به حالت چهار زانو قرار مي گيرند و كف پا روي ران گذاشته مي شود و اين احساس خوبي براي وضعيت راحت و متعادل نشستن را براي مراقبه به شخص منتقل ميكند.

اين حالتها ممكن است در آغاز براي كساني كه با آن آشنايي ندارند كمي سخت و دردناك باشد.

ميتوانيد پاهاي خود را به راحتي روي زمين قرار دهيد يا به حالت نشسته روي صندلي و دو انگشت وسط دو دست را به آرامي به يكديگر فشار دهيد و بر روي فشار دو انگشت تمركز كنيد.

 

موزيك هاي مخصوص مديتيشن

هر موزيك آرامي كه به شما احساس آرامش ميدهد براي مديتيشن عالي است.

شما ميتوانيد از موزيك هاي مخصوص مديتيشن و آرام بخشي كه همراه با صداي پرندگان و باران و دريا و... است براي اين كار استفاده نماييد يا موزيك هاي كلاسيك مانند موتزارت و ...

 

تنفس صحيح شکمي

در اغاز مديتيشن و در طول ان بايد صحيح تنفس نمائيد .

براي تنفس صحيح هواي زياد را به ارامي به درون ريه ها بکشيد و همزمان هم شکم شما و هم قفسه سينه شما بايد بالا بيايد و براي خروج نيز آرام نفس را به بيرون داده و با جمع شدن قفسه سينه شکم هم جمع ميشود .

اين نوع تنفس با تمرين آسان خواهد شد و با وارد شدن هواي بيشتر به درون ريه ها انرژي حياتي بيشتري وارد بدن شده و سطح آگاهي فرد بسيار تغغير ميکند و بهبود ميابد ، اين امر بعد از انجام تمرينات بسيار محسوس است.

 

شي يا موضوعي براي معطوف كردن توجه

يكي از مسائل مهمي كه ما ميخواهيم  در مديتيشن به آن برسيم اين است كه خود را از انواع افكاري كه در طول روز ما را به خود مشغول نموده رها و به ذهن خود آرامش و استراحت دهيم.

البته اين كار آسان نيست و فكر كردن امري است طبيعي اما فقط كافي است كه شما روي افكاري كه وارد ذهنتان ميشود زوم نكرده و براحتي و به آرامي آنرا از ذهنتان بيرون كنيد.

نه با آن بجنگيد نه براي آن دليل و برهان بياوريد نه به تفسير و توضيح آن بپردازيد فقط به آرامي فكر را از ذهنتان خارج كرده و مجددا تمركز خود را به مدي تيشن برگردانيد .

قبل از شروع مديتيشن ميتوانيد ‌عودي را كه بوي آن را دوست داريد روشن كنيد يا از شمع هاي عطرآگين با بويي كه آنرا ميپسنديد استفاده كنيد تا سطح انرژي مثبت اطرافتان را بالا ببريد .

بوي خوش و موزيک آرام بخش ميتوانند به تمرکز بيشتر شما کمک کنند .




تاريخ : یکشنبه 17 فروردین1393 | 13:35 | نويسنده : امیرحسین |
پاک سازي روح و جسم

يكي از استادان بزرگ گفته است : آن چيزي را که آتش نميتواند بسوزاند،تير و کمان نميتواند به آن صدمه اي بزند و هيچ شمشيري نميتواند آن را ببرد در درون ماست .

آگاه شدن از آن چيز و به دور انداختن هويت از بدنمان يعني به دور انداختن اين تصور که ما بدنمان هستيم،يعني تجربه کردن روح خود .

اما براي به دور انداختن هويت بدن بايد کار خاصي انجام دهيم.

بايد ياد بگيريم که چگونه ميتوان اين کار را کرد و هرچه بدنمان پاک تر باشد به دور انداختن هويت از آن آسانتر خواهد بود.

هر چه بدن پاکتر باشد زودتر ميتوانيم از اين موضوع آگاه شويم که ما بدنمان نيستيم و به همين دليل منزه کردن بدن پايه کار است و بدون بدن بودن يعني روح ثمره آن ميباشد .

حال چگونه ميتوانيم ياد بگيريم که ما بدنمان نيستيم؟فقط بايد تجربه اش کنيم ؛ اگر ايستاده ايم، نشسته ايم،خوابيده ايم ويا بيدار هستيم بايد سعي کنيم که اين مسئله را به ياد بياوريم.

اگر ذره اي توجه و آگاهي به اعمال بدنمان داشته باشيم اولين قدم را برداشته ايم.

وقتي در جاده اي قدم ميزنيد،عميقاٌ به درون خود نگاه کنيد ؛ خواهيد ديد که در درون شما شخصي وجود دارد که قدم نميزند.

شما خودتان قدم ميزنيد،دستها و پاهايتان تکان ميخورد، ولي چيزي در درونتان هست که نه تنها قدم نميزند بلکه شاهد قدم زدن شما هم هست.

اگر پاهايتان يا دستانتان درد ميکند،با آگاهي به درون خود توجه کنيد ؛ آيا درون شما هم درد ميکند؟ يا اينکه بدنتان درد ميکند و شما با آن درد خودتان را شناسايي ميکنيد؟

متوجه خواهيد شد که چيزي در درون شما بدون اينکه دردي داشته باشد تنها نظاره گر اين درد خواهد بود.

وقتي که شما گرسنه ايد، با آگاهي،به اين گرسنگي نگاه کنيد ؛ آيا شما گرسنه ايد يا بدنتان گرسنه است؟

وقتي هم که خوشحال هستيد به اين نکته توجه کنيد که اين خوشحالي کجا اتفاق ميافتد.

خوب است دقت داشته باشيم که حوادثي که در زندگي ما رخ ميدهند در کجا اتفاق مي افتند و آيا براي ما اتفاق ميافتند و يا اينکه ما فقط شاهد و نظاره گريم.

هويت دادن در ما به صورت يک عادت قوي در آمده است و حتي ممکن است وقتي به يک فيلم نگاه کنيم شروع کنيم به گريه کردن و يا بخنديم.

وقتي هم که چراغهاي سينما روشن ميشود پنهاني اشکهايمان را پاک ميکنيم تا کسي متوجه نشود ؛ ما گريه مي کنيم چون خودمان را با اين فيلم شناسايي ميکنيم.

ذهني که مي انديشد تمام چيزهايي که در بدنش اتفاق مي افتند واقعاٌبراي او رخ داده اند،هميشه در درد و رنج خواهد بود.

فقط يک دليل براي تمام رنجهاي ما وجود دارد و آن هويت دادن و شناسايي کردن خودمان با بدن است و همچنين يک دليل براي خوشحالي وجود دارد و آن هنگامي است که ما ديگر خودمان را با بدنمان شناسايي نکنيم.

حتماٌ لازم است که هميشه بدنمان را مشاهده کنيم.

شبها وقتي به بستر ميرويم بايد از اين نکته آگاه شويم که اين بدنمان است که به خواب رفته است نه خود ما.

بنابر اين ما نيستيم که خوابيده ايم بلکه تنها بدنمان به خواب رفته است يا براي مثال به هنگام غذا خوردن و يا لباس پوشيدن.

هنگامي که کسي شما را اذيت ميکند اگر آگاهانه بنگريد قادر خواهيد بود که ببينيد اين فقط بدن شماست که اذيت ميشود نه خودتان.

به اين طريق در يک مقطع زماني با توجه دائمي يک انفجار دروني را حس خواهيد کرد که تمام هويت بدنتان را ميشکند.

آيا ميدانيد که وقتي خوابيده ايد و خواب مي بينيد ديگر از بدنتان آگاه نيستيد و زماني که  به خواب عميق فرو رفته ايد به هيچ وجه بدنتان را حس نميکنيد و ديگر صورت خود را به خاطر نمي آوريد؟

هر چه عميق تر به درونتان فرو برويد، بيشتر بدنتان را فراموش خواهيد کرد و وقتي شروع به برگشتن به سطح ميکنيد آرم آرام هويت بدنتان برميگردد.

در صبح هنگامي که ناگهان از خواب برمي خيزيد،به درون خود نگاه کنيد ؛ به وضوح خواهيد ديد که هويت بدنتان هم بيدار ميشود.

 

 

 

مشاهده گر افکارتان باشيد ولي فکر کننده نباشيد

به همين دليل است که ما عرفا را شاهد ميناميم نه متفکر و بودا يک متفکر نيست، ماهاويرا و زرتشت همهء آنها شاهد هستند.

يک متفکر شخص بيماري است و افرادي که اين نکته را نميدانند فکر ميکنند و افرادي که ميدانند فکر نميکنند بلکه تنها مشاهده ميکنند.

آنها همه چيز را مي بينند و برايشان واضح است.

راه ديدن مشاهدهء افکار دروني است و وقتي که نشسته ايد،ايستاده ايد،راه ميرويد  و ... تمام جريانات افکار را که در سرتان ميگذرد مشاهده کنيد و به واسطهء آنها هويت پيدا نکنيد.

اکثر انسانها گمان ميکنند که افکارشان هستند ولي شما اجازه دهيد تا افکارتان به تنهايي جريان پيدا کنند و شما هم از افکارتان مجزا باشيد.

در درون شما هم بايد دو نوع انرژي جريان داشته باشد.

وقتي يک شخص معمولي فکر ميکند فقط يک جريان انرژي در درونش جريان پيدا ميکند اما کسي که مديتيشن ميکند دو جريان انرژي در درونش در حرکت هستند.

يکي انرژي افکار و ديگري انرژي مشاهده گر،که اين دو جريان به صورت موازي با يکديگر در حرکت هستند.

يک انسان معمولي فقط يک سري از ارتعاشات معمولي از درونش ميگذرد و آن انرژي افکار است و يک انسان به کمال رسيده هم فقط يک سري از ارتعاشات انرژي از درونش ميگذرد و آن انرژِي مشاهده گر است.

شخص عادي انرژي مشاهده کننده اش در خواب است و ما بين اين دو نفر شخصي است که مديتيشن ميکند و به طرف کمال پيش ميرود.

او دو سري از جريانات انرژي را در درونش دارد که يکي افکار و ديگري مشاهده گر است و در فرد کامل افکار وجود ندارند.

ولي چون شما بايد مشاهده کردن را از مرحلهء فکر کردن فرا بگيريد،حتماً بايد روي افکارتان مديتيشن کنيد و هم مشاهده گرشان باشيد.

اين را من مشاهدهء درست و يا به خاطر سپردن درست ميگويم و ماهاويرا آنرا شعور بيدار ناميد و آن وجود دروني که افکارتان را مشاهده ميکند شعور بيدار شماست.

افراد متفکر در جهان بسيار زيادند و پيدا کردن آنها کار آساني است ولي يافتن شخصي که هوش او بيدار شده باشد دشوار است پس لطفاً هوشتان را بيدار کنيد ،راه آن آگاهانه نگاه کردن به افکار است.

اگر شما اعمال بدنتان را مشاهده کنيد، بدن ناپديد ميشود و اگر افکاري را که با سرعت در ذهنتان در حال حرکت هستند نگاه کنيد افکار هم ناپديد ميشوند و بالأخره اگر احساساتمان را هم از نزديک مشاهده کنِم،آنها هم ناپديد ميشوند.

براي پاکسازي احساسات بايد عشق را به جاي نفرت و دوستي را به جاي دشمني جايگزين کنيم.

در درون هر فردي هم آنکس که عشق ميورزد و هم او که متنفر است بعد ديگري نيز وجود دارد و آن بعد،بعد آگاهي است که نه عشق ميورزد و نه تنفر دارد،تنها يک مشاهده گر است.

اين بعد گاهي مشاهده گر نفرت است و گاهي هم مشاهده گر عشق که هر دو ممکن است در زمانهاي مختلف در درون ما اتفاق بيفتند.

وقتي که از کسي نفرت داريد بالأخره زماني ميرسد که از اين نفرت آگاه بشويد،همچنين زماني که عاشق کسي هستيد در درونتان متوجه ميشويد که عاشق او هستيد.

آن چيزي که در درون ما آگاه ميشود و وراي عشق و نفرت نشسته است،ضمير ماست که در پشت بدن،افکار و احساسات ما قرار دارد.

براي همين است که در نوشته هاي روحاني قديمي اسمش را (نه اين نه آن ) گذاشته اند و جايي که هيچ چيز نباشد مشاهده گر در آنجاست ؛ آن بيننده،آن ضمير آگاه و يا روح .

به خاطر بسپاريد که مشاهده گر احساساتتان هم باشيد و به زودي به آن چِيزي که مشاهدهء پاک است ميرسيد.

آن بينندهء پاک هوش بالاي شماست که من به آن خرد ميگويم و به آن ضمير هم ميگويند که منتهي عليه هدف يوگا و تمام مذاهب روي زمين است.

پايه هاي روحانيت،مشاهدهء درست رفتارهاي بدن،مشاهدهء درست مراحل افکار و جريانهاي دروني احساسات است.

شخص مشاهده گر از اين لايه ها ميگذرد و به ساحل ديگر ميرسد و رسيدن به ساحل ديگر تقريباً يعني رسيدن به هدف و کسي که درگير هر کدام از اين لايه ها باشد هنوز به اين طرف ساحل چسبيده است.




تاريخ : یکشنبه 17 فروردین1393 | 13:33 | نويسنده : امیرحسین |
روشهاي بيداري چشم سوم :

 چشم سوم با اسامي مختلف از جمله چشم معرفت، چشم بصيرت، چشم دل، چشم درون، تيسراتيل و آجنا خوانده ميشود و جايگاه آن در كالبد اثيري و منطبق بر پيشاني در جسم فيزيكي است.

برخي دانشمندان اعتقاد دارند كه چشم سوم محلي براي دريافت ادراكات فراحسي، الهام و اشراق و وسيله‌اي براي ارتباط موجودات با يكديگر در جهان هستي ميباشد.

از طريق آن ميتوان با عوالم و موجودات ماورائي و همچنين با وراي ابعاد مكاني و زماني ارتباط برقرار ساخت و حتي هاله‌ها را ديد.

براي رؤيت هاله لازم است كه تمرينات باز كردن چشم سوم را انجام دهيد تا چشم سوم خود را تحريك كرده و قدرت گيرندگي آن را افزايش دهيد.

اين كار شما را قادر ميسازد كه انرژي اطراف سوژه‌ را دريافت كنيد.

البته بدون انجام اين كار هم ديدن هاله‎ي تك‌رنگ‌ها ممكن است، اما اگر چشم سوم شما تحريك و باز نشده باشد، ديدن هاله‎ يك موجود زنده بسيار مشكل خواهد بود.

به ياد بياوريد كه وقتي خيلي خيلي خسته و كاملاً فرسوده‌ايد چه حالي داريد؟ به ياد بياوريد كه چه احساسي داريد وقتي براي روزها نخوابيده‎ايد و به سختي ميتوانيد چشمهايتان را باز نگه داريد؟

به ياد بياوريد كه چه احساسي داريد وقتي چشمهايتان دست از تلاش براي بسته شدن بر نميدارند؟ به ياد بياوريد كه چه حالي داريد وقتي كه با چشمهايتان ميجنگيد تا آنها را باز نگه داريد؟

تجسم اين حالتها با تمركز و توجه كامل، در شما احساسي برمي‎انگيزد، مانند اينكه تلاش ميكنيد يك پرده‎ خيالي سنگين را از پشت چشمهايتان بلند كنيد.

در چنين حالتي ماهيچه‎هاي چشمهايتان خوب پاسخ نميدهند، بنابراين كار شما تقريباً بطور كامل ذهني است.

چند لحظه صبر كنيد تا اين حالت را به خوبي مجسم كنيد.

كوشش براي باز نگه‌داشتن چشمان خسته، يك تحريك ذهني قوي در چشم سوم ايجاد ميكند و به تدريج باعث باز شدن آن ميشود ؛ اما چگونه؟

اين فعاليت گشايشي ذهن ، آگاهي جسمي شما را در محل چشم سوم متمركز ميكند.

هنگامي كه آگاهي جسمي شما در يك قسمت از بدنتان متمركز ميشود و شما آن ناحيه را تحت نفوذ ذهني خود قرار ميدهيد، كالبد انرژي خود را در آن ناحيه به نحوي پويا تحريك ميكنيد.

اگر اين فعاليت ذهني به اندازه كافي ادامه پيدا كند و تلاش ذهني كافي صرف آن شود، چشم سوم شما شروع به باز شدن خواهد كرد.

اگر شما فعاليت گشايشي ذهن را هنگامي كه در حالت آرامش هستيد و موضوعي در ميدان ديد شما قرار دارد و بطور مستقيم در حال نگاه كردن به آن نيستيد انجام دهيد، ديد هاله‎اي خودبخود ايجاد خواهد شد.

فعاليت گشايشي ذهن كه در اينجا شرح داده شد، شبيه تكنيك‎هاي ديداري باز كردن چاكرا است كه توسط اكثر استادان كار با انرژي و پيشرفت قواي ذهني تدريس ميشود ؛ فقط به مراتب قويتر و مؤثرتر است.

تمرينهاي ديداري كار با انرژي به تنهايي ضعيف و كند هستند و يادگيري و استفاده از آنها مشكل است.

 

تمرين ? : مركز بين دو چشم يعني روي پيشاني را به نرمي با ناخن بخارانيد ؛ اين كار به شما كمك خواهد كرد كه اين نقطه را با آگاهي جسماني خود به دقت هدف بگيريد.

آگاهي جسماني خود را به ناحيه بين چشمهاي خود منتقل كنيد و با تمركز كامل از اين ناحيه آگاه شويد و اين ناحيه را به صورت ذهني بالا بكشيد چنان كه گويي تلاش ميكنيد پلكهايتان را به زور باز كنيد.

اما به ماهيچه‌هايتان در اين ناحيه اجازه ندهيد كه منقبض شوند يا به هر صورت ديگر پاسخ بدهند اين تلاش كاملاً ذهني است.

احساس خود را به دقت مورد توجه قرار دهيد ؛ تصور كنيد كه چشمهايتان خيلي سنگين شده‎اند؛ به آنها اجازه دهيد كه بسته شوند و چند بار پلكهايتان را به‌هم بزنيد ، توجه كنيد كه براي اين كار از كدام ماهيچه‌ها استفاده ميكنيد.

همين فرمان عضلاني را از طريق آگاهي جسماني ذهن خود در آن ناحيه به كار ببريد اما ديگر به ماهيچه‌هاي پلكهايتان اجازه ندهيد كه از فرمان اطاعت كنند.

اين كار را دوباره و دوباره تكرار كنيد : بالا بكشيد، بالا بكشيد، بالا بكشيد… چنانكه گويي يك وزنه‎ خيالي سنگين را از پشت چشمهايتان بلند ميكنيد.

اين كار را بارها تكرار كنيد، اما به خودتان يا هيچ يك از ماهيچه‎هايتان اجازه‎‎ انقباض يا پاسخ ندهيد ؛ اين كار در آغاز كمي دشوار است اما با كمي تمرين به راحتي در انجام آن مهارت و تسلط پيدا ميكنيد.

اين فعاليت گشايشي ذهني خيلي مهم است.

اگر ميخواهيد به روشن‌بيني و ساير تواناييهاي روحي دست پيدا كنيد، اين تمرين اولين قدم براي يادگيري كنترل چشم سوم است.

در مراحل اوليه ممكن است احساس كنيد كه ناحيه وسيعي از بالاي ابروهايتان را بالا ميكشيد، حتي تمام پيشاني خود را .

اين مورد اشكالي ندارد و باز هم ميتواند تأثير لازم را براي باز كردن چشم سوم شما داشته باشد و شما با تمرين بيشتر خواهيد توانست حوزه‎ تمركز فعاليت ذهني خود را كاهش دهيد و آن را به ناحيه‎ بين ابروها ( چشم سوم ) محدود كنيد.

اگر اين فعاليت گشايشي ذهني را ادامه دهيد، چشم سوم خود را تحريك كرده ، آن را فعال خواهيد ساخت.

تمركز يكنواخت و آرام شما روي يك شي، چشم سوم شما را با انرژي ساطع شونده از آن شي هماهنگ خواهد كرد.

اين انرژي به مركز بينايي مغز شما ارسال ميشود و در آنجا بعنوان يك تصوير و يك نوار روشن از نور رنگي تفسير مي‎شود.

 

تمرين ? : هر گاه در انجام اين عملكرد گشايشي ذهني، تمركز و تسلط كافي كسب كرده، آنرا بصورت ذهني اجرا كنيد.

متوجه خواهيد شد كه وزنه‎ خيالي پشت چشمهاي شما در يك سمت آسانتر از سمت ديگر بالا كشيده ميشود كه معمولاً سمت راست آسانتر است.

اصولا‎ً اين احساس ناشي از تفاوت بين دو نيمكره‎‎ مغز شما است كه استفاده از يكي به مراتب آسانتر از ديگري است يعني نيمكره‎ غالب .

اگر اين مورد براي شما ايجاد اشكال ميكند با يك فعاليت چرخشي ذهني در جهت چرخش عقربه‎هاي ساعت در ناحيه‎ بين ابروها ، چشم سوم خود را تحريك كنيد.

منظور از جهت چرخش عقربه‎هاي ساعت اين است كه صورت خود را به عنوان صفحه‎ي ساعت در نظر بگيريد و جهت صحيح چرخش را با آن بسنجيد.

براي اين فعاليت چرخشي نيز از همان فرمان ذهني عضلاني استفاده كنيد كه قبلاً براي باز كردن چشمهاي خسته به كار ميبرديد.

اما اكنون آنرا براي چرخش به كار ببريد، چنانكه گويي با حركت چرخشي يك مداد، اين ناحيه را تحريك ميكنيد.

بهترين روش اين است كه براي فعال كردن چشم سوم خود تمرين گشايشي اصلي و اين تمرين چرخشي را يكي در ميان انجام دهيد.

فعاليت گشايشي ذهني به هر حال براي هماهنگ كردن چشم سوم شما با هاله لازم است.

توجه : به ياد داشته باشيد كه همه‎ اين تمرينهاي محرك انرژي، به آگاهي جسماني موضعي خصوصاً آگاهي موضعي در سطح پوست وابسته‎اند و براي اينكه اين تمرينها مؤثر باشند، بايد احساس كنيد كه آنها واقعاً اتفاق ميافتند.

نکته مهم : انجام  تمرينات چشم سوم بدون آگاهي کامل و عدم آمادگي جسمي و روحي اختلالات روحي در شما بوجود مي آورد ، پس تنها در زمانيکه کاملا" امادگي داريد اقدام به انجام ان کنيد.




تاريخ : یکشنبه 17 فروردین1393 | 13:32 | نويسنده : امیرحسین |
كلمه روشن‌بيني به معني واضح ديدن و به مفهوم قوه ذهني و بصيرت فوق‌طبيعي، قدرت درك و مشاهده اشيا و افرادي است كه نميتوان با كمك حواس عادي آنها را تشخيص داد.

 انواع روشن‌بيني

نوع اول : ارادي كه با يك زندگي پاك و سالم امكان رشد ميابد و با آموزش ميتوان به شكلي موثر و مفيد مورد استفاده قرار گيرد.

نوع دوم : غير ارادي است كه گاه ميتواند خطرناك باشد زيرا شخص با هستي و ذات‌هاي ديگر ملاقات ميكند و جهان‌هاي ديگر را ميبيند و ميتواند تجارب روحي انسان را قبل از تولد و پس از مرگ و در جهان‌هاي ناديدني ببيند.

يك روشن‌بين قادر است چيزهايي مثل ارواح را كه با چشم ظاهر نميتوان ديد و داراي فركانس بالاتري هستند را ببيند.

البته بايد متذكر شد كه هر روشن‌بيني با هر نوع سطح آگاهي قادر به ديدن تمامي انواع ارواح نيست و تنها قادر است ارواحي كه از نظر آگاهي با آنها هماهنگ است را ببيند.

 
سايكومتري

يكي از شاخه‌هاي روشن‌بيني كه در مورد مشاهده گذشته ، حال و آينده ميباشد سايکومتري است .

در اين نوع روشن‌بيني، اغلب روشن‌بينان اتفاقات و حوادث بد و غم‌انگيز را مشاهده ميكنند، مثل ديدن يك سانحه هوايي .

دليل آن اين است كه روشن‌بينان عموماً در سطح آگاهي پاييني قرار دارند و از آنجايي كه اتفاقات ناگوار هم از لحاظ ارتعاشي و انرژي در سطح منفي و پايين‌تر آگاهي اتفاق ميافتند به‌وفور اين‌گونه وقايع را درك ميكنند.

شخص روشن‌بين ميتواند از طريق لمس شي‌اي به تاريخچه آن شي و افرادي كه آن را لمس كرده‌اند پي ببرد و از گذشته، حال و آينده مالك آن مطلع شود.

 در روشن‌بيني دو شاخه اصلي وجود دارد : فيزيكي و غيرفيزيكي

روشن‌بيني فيزيكي : تا به ‌حال برايتان اتفاق افتاده كه از گوشه چشمتان به چيزي نگاه كنيد و وقتي صورتتان را برگردانيد چيزي نيابيد.

شايد اين را خيالات و تصورات خود بپنداريد اما بايد گفت كه قسمت‌هاي بيروني چشم حساس‌تر از قسمت‌هاي مركزي آن هستند ، مشاهده در روشن‌بيني فيزيكي به همين شكل است.

روشن‌بيني غير فيزيكي : به معني ديدن تصاويري در چشم ذهني و با پلك‌هاي بسته ميباشد ، براي بيدارسازي اين قابليت‌ها ، نياز به صبوري ، تمرين و ممارست و زمان است.




تاريخ : یکشنبه 17 فروردین1393 | 13:31 | نويسنده : امیرحسین |
تاريخچه يوگا

 

يوگا از ريشه کلمه سانسکريت يوج (Yuj) به معني اتحاد و يکي شدن گرفته شده است.

يوگا راهي است که در آن نيروهاي دروني انسان اعم از جسمي، رواني و روحي، پرورش ميابند و پس از شکوفايي بين آنها توازن و تعادل برقرار ميشود؛ اين توازن و تعادل به نوبه خود فرد را به وحدت با جهان هستي و خالق جهان هدايت خواهد کرد.

يوگا ورزشي کم هزينه و کارامد که به تسلط بر روان و اعصاب کمک کرده و شادابي و نشاط را به ارمغان مي آورد .

يوگا ورزشي جسمي و رواني ميباشد که در شبه قاره? هند و توسط هندوها بوجود آمده‌است ، ريشه يابي دقيق اين ورزش که توسط چه شخصي و دقيقآ چگونه بوجود آمده کمابيش ناممکن است چرا که تاريخ شکل گيري يوگا به سالهاي بسيار دور برميگردد.

باكنترل تنفس و نـگاه داشـتـن بدن در وضعيتهاي ثابت يا همان "آساناس" يوگا ايجاد توازن و هارموني ميكند.

به هرحال يوگا سحر و جادو نيست ، يوگي ها "اساتيد يـوگـا" قادر به ناپـديـد شدن و يا بـلـنـد شـدن از روي سـطح زمـيـن نيستنـد امـا آنها ميتوانند كارهاي غير عادي و شـگفت آور مـتـعـددي هـمچـون نـگاهـداشتن نفسهايشان براي سـاعـتـها و يـا كند كردن ضربان قلبشان به منظور تقليد حالت مرگ، انجام دهند.

يوگا با قدمتي چند هزار ساله، درمشرق زمين متولد شد اما امروزه در اقصي نقاط دنيا گسترش يافته است.

 

 

تمرينات يوگا

تمرينات يوگا شامل 5 عنصر كليدي ميباشد

?. تنفس مناسب     ?. تمرين      ?. تمدد اعصـاب

?. رژيـم غذايي     ?. تفكر مثبت و تعمق يعني مديتيشن

 

تمرينها و يا آساناس به قـصـد بـرطـرف كردن گرفتگي عضلات, استحكام اندامهاي داخلي و بهبود انعطاف پذيري مـفاصل و ربـاطـهـاي بدن طرح ريزي شده اند.

 

 

 اهداف يوگا

اهداف يوگا را ميتوان به صورت زير خلاصه کرد

» داشتن حسن خلق و ارتباط درست با خود و ديگران   » آموختن اصول بهداشت ذهني و رواني

» صلح دروني   » دوستي و خير خواهي نسبت به ديگران   » پاک سازي دروني   » تعالي معنوي
 

 

 

 يوگاي عملي

يوگاي عملي از ? رکن اساسي تشکيل ميشود

?. ياما Yama : تعليم چگونگي رفتار اجتماعي : صداقت ، راستگويي ، امانت داري ، تعديل تمايلات جنسي ، عدم حسادت ، احترام به حقوق ديگران ، خودداري از فريب و نيرنگ ، ايجاد روابط دوستانه و آزار نرساندن به ديگران

?. نياما Nyama : تعليم انتظامات فردي : نظم در کارها ، پاک نگاه داشتن جسم و روان ، قانع بودن ،از خود يا ديگران انتظارات متناسب داشتن ، آرام و شجاع بودن ، در مقابل مشکلات زندگي پايداري کردن ، شناخت ضعفها و تواناييهاي خود ، رضايت و تسليم در برابر خواست خدا

?. آسانا Asana : تعليم حرکات جسمي و نرمش هاي يوگا : انجام حرکات ويژه يوگا به صورت منظم و درست، در راستاي ايجاد و حفظ سلامت جسم و روان

?. پراناياما Pranayama : تعليم کنترل تنفس : کنترل بخش هاي گوناگون تنفس شامل دم، بازدم و زمان حبس نفس براي اثرات مثبت گوناگون در بدن و کمک به تمرکز افکار و حفظ سلامت

?. پراتياهارا Pratyahara : تعليم کنترل ذهن از خواهش هاي نفساني : پاکي ذهن از خواهشها، کشمکش ها و اضطراب ها براي آغاز تمرکز دروني و تعالي روحي ، هوشياري در برابر دريافت ها و واکنش هاي خود در برابر محرک هاي بيروني و کنترل انها ، مثبت نگري به وقايع بيروني براي کسب انرژي روحي و رواني

?. دهارانا Dharana : تعليم تمرکز فکر و توجه کامل روي فعاليت ها : رهايي از تنش ها و اضطراب ها براي تمرکز هرچه بيشتر روي اعمال و افکار و شکوفايي بيش از پيش استعدادهاي دروني

?. دهيانا Dhyana : تعليم خلاء ذهني و مديتيشن : قرار دادن ذهن در نوعي خلاء ويژه براي ذخيره سازي انرژي رواني و امکان رشد توانايي هاي ذهني و رسيدن به وحدت با کائنات

?. سامادهي Samadhi : بالاترين مرحله يوگا : وصل، پيوستن و يکي شدن با خالق مترادف است ، در اين مرحله ديگر سالک ميان خود ، خدا و هستي هيچگونه جدايي نميبيند
 
 

 

فلسفه يوگا
 

يوگا داراي ابعاد فلسفي و در عين حال کاربردي ميباشد و به گفته کارشناسان اين ورزش، فلسفه يوگا با روح دروني انسان، گيتي و چگونگي ارتباط و پيوستگي اين دو سروکار دارد.

تمرينات يوگا ميتواند روح انسان را تقويت کند و آن را به آفريننده جهان هستي نزديکتر کند تا بدين صورت انسان از لحاظ روحي، درک بيشتري به خود و خداي خود داشته باشد.

يوگا شناختي مستقيم و بي واسطه از ژرفاي هستي خويش و هماهنگي با قوانين طبيعت است و اين معرفت شهودي در پي سلوكي پيگير و عشقي صادقانه حاصل ميشود.

در پي اين سلوك ، فرد تسلطي همه جانبه بر قواي تن ، احساسات و افكار خود پيدا ميكند و در نهايت ميتواند خود را از حيطه تغيرات احساسي و نگرانيهاي فكري فراتر برده ، در عمق قلب خود قرار يابد ، جايي كه تلاطمات فكري و محيط خارجي قادر نيست تاثيري بر آن داشته باشد.

در مورد واژة يوگا اختلافاتي ديده ميشود و آن را به معاني : اتحاد و وصال ، رؤيت و نظارت و كنترل و به زير يوغ آوردن به كار برده اند.

نه تنها در مورد ريشة واژه يوگا اختلافاتي ديده ميشود ، بلكه در تعاريف و توضيحات مشروحي كه درباره يوگا در متون گوناگون آمده نيز تفاوتهايي وجود دارد و اين در حالي است كه متون كهن و مختلف يوگا ، تعاريف متنوع يكديگر را تأييد كرده اند.

ولي در واقع هيچ تعريف مشتركي پيرامون اين تجربه عميق ارائه نشده است و ظاهراً در اكثر موارد ، زاويه ديد اساتيدي كه يوگا را تعريف كرده اند با يكديگر متفاوت بوده است.

يوگا تعريفي از يك گروه محدودي از تمرينات يا حالت معيني نيست ، بلكه بيشتر اشاره به مجموعه اي از فنون ، از ساده تا بسيار پيشرفته و احوال باطني مختلف و در واقع يك سير و سلوك كامل دارد.

روشن بينان و دانايان بسياري بويژه در هند ، در پس سالها تزكيه نفس و مراقبه هاي ژرف ، حالاتي متفاوت از آگاهي را كشف و تجربه كردند ، مجموعه اين حالات و فنون و تعاليمي كه براي درك و وصول به اين احوال توسط آن مردان خردمند طراحي و دريافت شد يوگا خوانده ميشود.

هر كدام از اين خردمندان ، جنبه هايي خاص از اين معرفت گسترده را مورد توجه قرار داده و براساس آن تعريفي ارائه كرده اند ، البته اين تعاريف از هم بيگانه نيستند ، آنها تماماً در حول خودشناسي و بالا بردن توان فردي و توسعه آگاهي متمركز ميباشند .

ولي برخي روش اين علم و بعضي غرض از اجراي اين فنون و گروهي نيز غايت اين تعاليم را توصيف و تشريح كرده اند بنابر اين براي درك بهتر از اين معرفت گسترده و نه چندان روشن ، مطلوبتر آن است كه اين تعابير مختلف را در كنار هم گذاشته و از همة آنها بهره بريم.

 

 

سير تحولات يوگا 

سير تحولات يوگا را به لحاظ تاريخي ميتوان در ? مرحله بررسي كرد

?. عصر ودايي ( Vedic Yoga )
 
?. دوران پيش از كلاسيك ( Preclassical Yoga )
 
?. دوران كلاسيك ( Classical Yoga )
 
?. دوران بعد از كلاسيك ( Post Classical Yoga )
 
?. دوران مدرن ( Modern Yoga )
 

 

بررسي دوران تحولاتي يوگا

?. عصر ودايي ( Vedic Yoga ) : هر چند در اين دوران مستقيماً از واژة يوگا نشاني نميابيم، ولي پنداره‌هاي قابل استنادي در متون ودايي يافت ميشود و منظور از متون ودايي چهار جنگ كهن به نام‌هاي زير است:

ريگ‌ودا Rig veda  /  ساما ودا Sama V  /  ياجور ودا Vajur V   /  آتاروا ودا Atharva V

در واقع كهن ترين متون مكتوب و ادبيات بشري همين کتاب‌ها هستند و طي تحقيقات باستان شناختي در دو دهة اخير سرآغاز تمدن در هند از هفت هزار سال پيش از ميلاد از ناحيه اي نزديك به دهكده مهرگر ( Mehrgarh ) آغاز شده است .

در هزاره سوم پيش از ميلاد منجر به ساخته شدن شهرهاي بزرگ و مهمي مثل موهنجو دارو (Mohenjo daro) هاراپا ( Harappa) و دلاويرا (Dholavira) شد.

 

?. دوران پيش از كلاسيك ( Preclassical Yoga ) : اين تمدن از شرق گنگ به طرف افغانستان و از ايران به سوي بمبئي توسعه يافت و تمدن كهن را عموماً به نام تمدن ساراسواتي (Sarasvati) ميشناسند.

طبق نگرشهاي ودايي شعور ناب و وجود متعال كه خالق هستي از روي عشق و مهر بوده است "وداها" را به نوع بشر آموخت تا چگونگي زيستن در همسويي با قوانين "دارما" حفظ شود.

به اين معنا "وداها" در قلب خود مفهوم "يوگا" را در بر دارند هر چند كه تنها از طريق واژگاني چون "تاپا" (Tapah) در اين دوران به يوگاي اصطلاحي نزديك ميشويم.

براي درك بهتر و كامل وداها ريشي ها ، ودانگا (Vedanga) را بمنظور فهم و استفاده از وداها ارائه كردند.

آنگا (Anga) به معناي شاخه و بخش است پس ودانگا يعني اجزاء و شاخه هاي ودا كه شامل موارد زير ميشود:

Kalpa - Shiksha - Vyakarana - Nirukta - Jyotisha - Chandas

از طرفي زمينه ديگري از آموزشهاي ودايي به نام اوپاودا (Upaveda) نيز به منظور استفاده کاربردي از وداها شكل گرفت كه شامل موارد زير بود :

Ayurveda (طب ودايي) - Dhanur Veda (ورزش رزمي ودايي) - Sthapatya Veda (معماري ودايي) -Gandharva Veda (موسيقي ودايي) -  Upanishad (متون اوپانيشاد) - Bhagavad Gita (باگاواد گيتا)

در اين دوران به صراحت واژة يوگا و ابعاد عملي يوگا قابل بررسي است و مهمترين پيام اين دوران شناسايي آتما ( Atma ) و برهما ( Brahma ) و طريق همسويي بين آن دو از طريق سلوك و معرفت است.

از ديگر دستاوردهاي مهم اين دوران طبقه بندي سه گانة آگاهي بشري و امكان استقرار و يگانگي در آگاهي(Chatur Avasthanam) يكپارچه است.

 

?. دوران كلاسيك ( Classical Yoga ) : در اين دوران خلاصه و زبده تمام آموزه هاي يوگايي تا آن زمان در متني به نام يوگا سوترا Yoga) Sutra) توسط حكيم و يوگي نامدار هند، پاتانجلي، گردآوري و تدوين شد.

به همين دليل اين دوران را به نام دوره پاتانجلي يا دوره يوگاي هشت مرحله اي نيز ميشناسند ، يكي از مهمترين دستاوردهاي اين دوران طبقه بندي راه عملي يوگا به هشت مرحله است:

ياما Yama - نياما Nyama - آسانا Asana  - پراناياما Pranayama - پراتياهارا Pratyahara - دارانا Dharana - ديانا Dhyana - سامادي Samadhi

 

?. دوران بعد از كلاسيك ( Post Classical Yoga ) : در اين دوران يوگي ها سعي در ارتباط بيشتر با مردم دارند و در نتيجه آموزه هاي خود را نيز قابل فهم‌تر ارائه كرده اند.

از مهم ترين متون در اين دوران ميتوان به هاتا يوگا پرادي پيكا Hatha Yoga Pradipika، گراند سامهيتا  Ghrand Samhita ، شيوا سامهيتا Shiva Samhita اشاره كرد.

در اين عصر تعاليم عملي تر و قابل فهم تر يوگا مثل "هاتا يوگا" گسترش يافت و به موازات آن گروه‌ها و سنتهاي گوناگون آموزش اين روشها مانند سنت نات ( Nath ) نيز مورد توجه قرار گرفتند.

 

?. دوران مدرن ( Modern Yoga ) : در اينجا اشاره به دورة حكومت بريتانياي كبير بر شبه قاره هند ضروري به نظر ميرسد چرا كه انگليسي ها بويژه كمپاني هند شرقي مايل به توسعه? آموزشهاي سنتي معلمين و گوروهاي هندي نبود.

ولي سرانجام در سال ???? با سخنراني سوامي ويوكاناندا ( Sw. Vive Kananda ) و متعاقب آن ورود سوامي يوگاناندا ( Sw. Yogananda ) در سال ???? به آمريكا، يوگا وارد مرحله? امروزين خود شد.

يعني گسترش بيش از حد به كمك وسايل ارتباط جمعي، يافتن مباني علمي براي تمرينات يوگا، استفادة قاعده‌مند از فنون يوگا براساس نگرشهاي علمي و سرانجام عوام زدگي و فراموش كردن پيام و اهداف اصلي دانش يوگا.

 

 

فوايد يوگا

يوگا فوايد و ويژگي‌هاي گسترده‌اي دارد ، توجه کنيد که اگر اين ورزش به طور مرتب و از سنين پايين شروع و پيگيري شود، فوايد آن چند برابر خواهد شد.

از فوايد يوگا ميتوان به نکات زير اشاره کرد

تقويت در دقت و تمرکز ، تقويت تفکر و روشن بيني و اميدواري ، تقويت قدرت تخيل و خلاقيت ، تقويت اعتماد به نفس و مثبت گرايي

تقويت قالبيت هماهنگي ذهني با فيزيکي بدن (کنترل بهتر بدني) ، تقويت اعتقاد (اعتقاد به خالق هستي با برانگيختن قدرت انديشه و آرامش)

تمرينات اصلي يا همان وضعيت هاي يوگا که به آنها آسانا نيز گفته مي‌شود، تمرينات کششي بي خطري هستند که به غير از انعطاف پذيري و تمرکز فکري، خسته گي را از بدن شما دور ميکنند.

 

 

آموزش ? تمرين يوگا

تمرين کماندار ? : باعث به حرکت در آمدن تقريبا تمامي مفاصل دست و پا ميگردد، که اين عمل سبب انعطاف پذيري بيشتر اين مفاصل ميشود ، تمرين کماندار به بهبود تعادل فيزيکي و هماهنگي حرکات بدني کمک فراوان ميکند.

براي انجام اين وضعيت، برروي زمين بنشينيد و پاهايتان را به صورت کشيده به جلو دراز کنيد سپس دستهايتان را آرام آرام دراز کرده و شصت پاها را بگيريد.

در حين اينکار، تنفس آرام را نيز فراموش نکنيد و هنگاميکه شست پاي چپ خود را گرفته ايد و آنرا محکم روي زمين نگه داشته ايد، زانوي راست خود را خم کنيد و انگشتان پاي راست را به آرامي به سمت گوش راست خود نزديک کنيد.

 

تمرين کماندار ? : فرض کنيد که يک کماندار هستيد و پاي چپتان يک کمان است، که آنرا ثابت نگه داشتيد و با دست راست مي خواهيد شليک کنيد.

در همين حالت بمانيد (تا زماني که خسته شديد) و سعي کنيد تمرکز و تنفس آرام را حفظ کنيد سپس آرام آرام به وضيعت اول باز گرديد و چند لحظه‌اي استراحت کنيد بعد اينکار را دومرتبه، اما با پاي ديگر تکرار کنيد.

اين وضعيت به شما کمک ميکند تا عضلات پشت بدن خود را تقويت کنيد ، همچنين اين تمرين باعث مي‌شود تا ستون مهره‌هاي شما انعطاف پذير شوند.

از مزاياي ديگر تمرين کمان ميتوان به باز شدن قفسه سينه و کمک به تنفس بهتر اشاره کرد ، براي تمرين اين وضعيت، ابتدا برروي زمين (روي شکم) دراز بکشيد و پاها را کمي از هم باز کنيد و دستهايتان را دو طرف بدن قرار دهيد.

تنفس آرام را حفظ کنيد ، زانوها را خم کنيد تا کف پاهايتان به پشت نزديک شوند بعد دست هايتان را آرام به عقب ببريد و پاهايتان را از مچ بگيريد ، سپس با دستها، پاهايتان را به عقب بکشيد و آرام تنفس کنيد و در اين حين سعي کنيد تمرکز کنيد و اصلا عجله نکنيد.

تا جايي که احساس خستگي نکرده‌ايد در اين وضعيت بمانيد بعد چند لحظه استراحت کنيد و دوباره به تمرين اين وضعيت ادامه دهيد



تاريخ : یکشنبه 17 فروردین1393 | 13:17 | نويسنده : امیرحسین |
اسرار نهفته در اصوات تمامي ندارد و هر روز يکي پس از ديگري کشف ميشوند .

طبق تحقيقات دانشمندان، مغز انسان نسبت به امواج و صوت هاي دريافتي پيرامون خود عکس العملهاي پيچيده اي نشان ميدهد که با بهره برداري صحيح از اين قابليت ميتوان به آرامشي وصف نشدني رسيد يا حتي سردردهاي مزمن را درمان نمود.

بله! مغز هرگز نميخوابد! اين را ميتوان با اندازه گيري امواج بيو الکتريکي ساطع از مغز سنجيد.

هر حالت روحي که انسان تجربه کند، فوراً به صورت ترکيبي از چند موج فرکانس پايين با شدت و فرکانس مختلف از مغز مشعشع ميشود.

در واقع بين حالت روحي که يک فرد تجربه مي کند و امواج مغزي او ارتباطي يک به يک و مستقيم وجود دارد ، ارتباط متقابلي که بر اساس آن نرم افزار بيوفيدبک شکل گرفت.

بر اساس ويژگي خاص امواج بينورال، پس از اينکه امواج توليد شده توسط نرم افزار BrainWave Generator از طريق گوش به مغز منتقل ميشوند، باعث ايجاد حالات جسمي و روحي خاصي را در وجود شنوندگان ميشوند.

حالاتي مثل ميل يادگيري شديد و هشياري فوق العاده و يا حتي بي اشتهايي و اعتماد به نفس بالا براي ورزش و لاغر شدن و حتي حالات عرفاني و آرامش و مديتيشن هاي عميق همگي به کمک اين امواج و نرم افزار هاي مربوطه قابل حصوص مي باشند.

اما فيدبک در علم کنترل به معناي برگشت دادن خروجي به ورودي براي رسيدن به يک حالت خاص است.

در نرم افزار بيوفيدبک همين اتفاق روي امواج مغزي رخ ميدهد ؛ به اين ترتيب که ابتدا بر اساس آزمون هاي تجربي امواج ساطع از مغز افراد در حالات روحي مختلف اندازه گيري و تجزيه و تحليل ميشود و سپس همان امواج به همان شکل و ريتم و شدت و البته به صورت امواج صوتي و به کمک نرم افزار بازسازي و ايجاد ميگردد.

سپس به کمک هدفون با کيفيت عالي که قادر به پخش فرکانس هاي پائين نيز باشد مجدداً اين امواج از طريق گوش و اين بار به صورت امواج آکوستيکي يا صوتي به مغز بازگردانده ميشود.

سلول هاي مغز وقتي با همان موج آشناي قبلي شروع به لرزش ميکنند، بي اعتنا به اينکه منبع اين موج کجاست، به طور خود به خود شروع به بازسازي و زنده سازي همان حالت روحي و احساسي متناظر با موج جديد ميکنند و نتيجه معجزه اي است که همه را به حيرت وا ميدارد!

اگر موج بازگردانده شده شبيه سازي شده و معادل سازي امواج مربوط به وضعيت آرامش شديد و خلسه و مديتيشن باشد، فرد حتي اگر تحت سخت ترين شرايط استرس زا باشد، بلافاصله و در کمترين زمان قابل تصور به حالت آرامش ميرسد و تمام فشار استرس به يکباره از بدن او دور ميشود.

سلول ها وظيفه خود را بر اساس اطلاعات کدبندي شده در امواج مغزي انجام ميدهند و حالت روحي و احساسي مربوطه را در کالبد فرد زنده ميسازند!

اگر چه تعداد امواج اساسي مغز کمتر از پنج موج است، اما ترکيب اين امواج ميتواند حالات مختلفي به خود بگيرد که در نتيجه آن انسان ميتواند با ترکيب امواج و کنترل شدت و سرعت و دامنه آنها به بي شمار حالت روحي دست يابد.

بسياري از سي دي هاي آرام ساز و ريلاکسيشن که در بازار جهاني فروخته ميشود با همين نرم افزار توليد ميشود.

سخنرانان، موزيک سازان، معلمين و توليد کنندگان مجموعه هاي صوتي ميتوانند از اين مجموعه بيشترين بهره را ببرند و به کمک آن حالت احساسي مورد نظر خود را به راحتي به صدا و موزيکي که ميسازند، اضافه کنند.

 

برخي از قدرتهاي که BrainWave Generator قادر به انجام آنهاست

» ايجاد حالت آرامش کامل و مديتشن جهت بازگشت مغز به شرايط آرماني
 
» افزايش قدرت يادگيري
 
» افزايش خواب آلودگي جهت درمان بيماري بي خوابي يا جهت به خواب رفتن سريعتر
 
» افزايش قدرت تمرکز و هشياري
 
» درمان سردردهاي شديد و ميگرن يا ساير دردهاي مرتبط
 
» ايجاد حالت آمادگي براي شرايط بحراني و پر استرس
 
» خود هيپنوتيزمي و ارتباط با ناخودآگاه و ...

 

نکاتي جهت استفاده صحيح از اين نرم افزار


» صدا را فقط و فقط از طريق هدفون گوش دهيد.

» بهتر است تا چشمها بسته باشد و محيط کاملا تاريک يا نيمه تاريک و همچنين آرام و عاري از هر نوع آلودگي صوتي باشد.

» براي بهترين نتيجه حتما در وضعيت خوابيده يا روي مبل قرار بگيريد يا روبروي کامپيوتر بر روي يک صندلي راحت دسته دار بنشينيد.

» يک فاصله زماني از طريق برنامه قرار دهيد، مثلا يک يا دو دقيقه يا بيشتر قرار دهيد و خود را و محيط را آماده کنيد به اين صورت وقتي کاملا آماده بوديد برنامه شروع به پخش خواهد نمود.

» سعي کنيد در چند دقيقه اول درصورتي که نميتوانيد زمان را حدس بزنيد، بر حسب شماره، بدنتان را در حالت کاملا رها و عاري از تنش قرار دهيد و از روشهاي ريلکسيشن ميتوانيد استفاده کنيد.

» در اين نرم افزار احتياجي به هيچ نوع تلقيني نيست ؛ اصوات با فرکانس هاي مختلف بر روي ذهن تاثير گذار هستند که به صورت علمي و عملي به شيوه هاي گوناگون ثابت شده است.

» در رابطه با مدت زمان گوش دادن بستگي به شنونده دارد ، اما براي شروع از فاصله هاي زماني بين 15 تا 30 دقيقه ميتوانيد استفاده کنيد و بعد اين مدت ان را به 1 يا حتي 2 ساعت هم افزايش بدهيد.



تاريخ : یکشنبه 17 فروردین1393 | 13:11 | نويسنده : امیرحسین |

کافیست فقط 30 ثانیه به نقطه قرمز رنگ نگاه کنید و بعد از آن به دیواری سفید رنگ نگاه کنید تا صورت من رو ببینید !!



تاريخ : یکشنبه 10 فروردین1393 | 22:22 | نويسنده : امیرحسین |
در اینجا آدرس سایت  دو نفر از استادان معروف ایرانی و خارجی رو براتون قرار دادم برای راهنمایی بیشتر به سایتشان مراجعه کنید .

استاد محمد رضا یحیایی :

 بنیان گذار « انستیتوی بین المللی برگزیدگان جامع ایران »


استاد گای باولی :

لقب این شخص Master Of The Mind ( استاد ذهن ) می باشد .



تاريخ : پنجشنبه 7 فروردین1393 | 16:20 | نويسنده : امیرحسین |
نحوه ي امتياز : بلي  2  امتياز  خير 1 امتياز   نميدانم 0 امتياز

1. آيا در محل‌ كارتان‌، فردي‌ محبوب‌، دوست‌ داشتني‌ و پرطرفدار به‌ حساب‌ مي‌آييد؟

بلي
خير
نمي دانم

2. آيا مايليد پزشك‌ باشيد؟
بلي
خير
نمي دانم

3. آيا فردي‌ پرجنب‌ و جوش‌، فعال‌ و پرتحرك‌ هستيد؟
بلي
خير
نمي دانم

4. آيا تا به‌ حال‌ در حين‌ بازيها و ورزشهاي‌ خطرناك‌، مجروح‌ و زخمي‌ شده‌ايد؟
بلي
خير
نمي دانم

5. آيا به‌ اداره‌ و كارگرداني‌ نمايشي‌ روي‌ صحنه‌، علاقمند هستيد؟
بلي
خير
نمي دانم

6. آيا حاضريد خلبان‌ شويد؟
بلي
خير
نمي دانم

7. اگر محكوميت‌ زندان‌ برايتان‌ در نظر گرفته‌ مي‌شد، به‌ خاطر اين‌ كه‌ عفو و بخشش‌ شامل‌ حالتان‌شود، حاضر بوديد رفتارتان‌ را به‌ نحو چشمگيري‌ عوض‌ كنيد؟
بلي
خير
نمي دانم

8. آيا تا به‌ حال‌ در هنگام‌ خريد از يك‌ فروشگاه‌، براي‌ گله‌ و شكايت‌ به‌ مدير آن‌ مراجعه‌ كرده‌ايد؟
بلي
خير
نمي دانم

9. آيا حاضريد در مسابقات‌ اتومبيلراني‌ (رالي‌) شركت‌ كنيد؟
بلي
خير
نمي دانم

10. آيا حاضريد در نمايش‌ها و مراسم‌ تاريخي‌، مسؤول‌ ارابه‌ راني‌ باشيد؟
بلي
خير
نمي دانم

11. آيا دوستان‌ زيادي‌ داريد؟
بلي
خير
نمي دانم

12. آيا از رفتن‌ به‌ كلاسهاي‌ آموزشي‌ شبانه‌، خوشتان‌ مي‌آيد؟
بلي
خير
نمي دانم

13. آيا به‌ كار در اداره‌ امور مالي‌ يك‌ شركت‌ بزرگ‌، علاقه‌اي‌ داريد؟
بلي
خير
نمي دانم

14. آيا مايليد يك‌ فرد مشهور باشيد؟
بلي
خير
نمي دانم

15. آيا در اجتماعات‌، سخنران‌ خوبي‌ محسوب‌ مي‌شويد؟
بلي
خير
نمي دانم

جواب تست :

    بين‌ 26 تا 30 امتياز:
    به‌ شدت‌ برون‌ گرا، سرزنده‌، شاد و بانشاط هستيد.
   
    بين‌ 22 تا 25 امتياز:
    خيلي‌ برون‌ گرا و سرزنده‌ هستيد.
   
    بين‌ 18 تا 21 امتياز:
    تا حدي‌ برون‌ گرا و با نشاط به‌ حساب‌ مي‌آييد.
   
    بين‌ 13 تا 17 امتياز:
     متعادل‌
   
    بين‌ 9 تا 12 امتياز:
    تا حدي‌ درون‌ گرا هستيد.
   
    بين‌ 5 تا 8 امتياز: خيلي‌ درون‌ گرا به‌ حساب‌ مي‌آييد.
   
    بين‌ 0 تا 4 امتياز: به‌ شدت‌ درون‌ گرا هستيد.
   



تاريخ : پنجشنبه 7 فروردین1393 | 11:31 | نويسنده : امیرحسین |
" توجه به شرکت عزیزان در نظر سنجی وبلاگ این مطلب را برای شما قرار دادم امیدوارم مفید واقع شود "

امروز میخوام یک چیز عجیب براتون بنویسم که با تمرین زیاد می توانید یاد بگیرید . موقعی که من این مسئله رو به بعضی افراد گفتم , یا نیشخند زدند و یا مسخره کردند ولی باید بهتون بگم که این راز رو چند ماه پیش درخودم کشف کردم (البته باید گفت که ذهن خوانی بوده و هست) . اما با این کار میتوانید حتی صدای بعضی از حیوانات رو هم در ذهنتان ترجمه کنید و متوجه منظور آنها بشوید!!!.پخیلی ها در نظرات به من گفتند که نمیشه یا خیلی سخته و یا میخواستند به نحوی سریع تر یاد بگیرند . باید بهتون بگم که همه ی ما از کوچکی دوچرخه سواری بلد نبودیم تا موقعی که با تمرینات زیاد موفق به دوچرخه سواری شدیم و حتی چندین بار هم زمین خوردیم!!. اما دست از دوچرخه سواری بر نداشتیم تا این که یاد گرفتیم شما . عزیزان هم با اشتیاق فراوان و تمرینات زیاد و صبور بودن میتوانید به این کارها دست پیدا کنید .اما چطوری انجامش بدیم ؟شما از یک جنس مخالف خود درخواست می کنید که آیا میتونم ذهنتان را بخوانم یا نه . با این کار نه تنها خودتان اشتیاق زیادی را احساس میکنید بلکه فردی که از آن درخواست کردید هم ناخودآگاه برای تله پاتی آماده میشه!ابتدا از کمترین عدد شروع کنید . شما از فرد مقابلتون میخواهید که یک عدد مثلا از 1 تا 5 رو انتخاب کنه و آنرا در ذهن خود مدام تکرار کند .شما باید توانایی این کار را داشته باشید چون هرکس که موفق شده یک انسان معمولی بوده و با تمرینات زیاد به هدف خود رسیده!.

شما دو راه برای خواندن ذهن فرد مقابل دارید :

1-) به پیشانی آن شخص خیره بشوید و عددی که در ذهنش انتخاب شده است را ببینید (بیشتر اوقات با بازکردن چشم سوم , عدد نمایان میشه . راستش رو بخواین خودم بدون باز کردن آجنا تاحالا امتحان نکردم )

2-)راه دو این هست که چند نفس عمیق بکشید و درجای ساکت و تاریک این کار رو انجام دهید . چشمان را ببندید و ذهنتان را با حفظ آگاهی بر تنفس آرام کنید . ( با دنبال کردن مسیر عبور هوا از بینی تا ریه ها و بلعکس ) . منتظر یک تحرک درونی باشید و ذهن را از هرگونه فکر و خیال و آشفتگی , خالی کنید و منتظر دیدن یک عدد در جلوی چشم ذهن خود باشید . شما موفق خواهید شد , فقط تمرین و پشتکار لازم است .




تاريخ : چهارشنبه 23 بهمن1392 | 13:45 | نويسنده : امیرحسین |
اولين نوع هوش هوش زبان‌شناختي است. اين هوش بر كلمات مبتني است و به خبرنگاران، داستان‌سرايان، شعرا و وكلا مربوط مي‌شود. شيوه‌اي از انديشيدن كه براي ماشاه‌لير اثر شكسپير، اوديسه اثر هومر و افسانه‌هاي هزار و يك شب عرب را به ارمغان آورد. افرادي كه به ويژه در اين بخش باهوش هستند... مي‌توانند با واژه‌هاي گفتاري مؤثر به بحث كردن، متقاعد ساختن، سرگرم كردن يا رهنمود دادن بپردازند. آنها اغلب عاشق تفريح كردن با اصوات زباني به صورت ايهام، بازي با كلمات و به‌كارگيري كلماتي هستند كه تلفظ آن‌ها مشكل است. همچنين، گاهي اوقات براساس توانايي ذخيره كردن اطلاعات در حافظه، تا حدودي كارشناس به شمار مي‌روند. يا به عبارت ديگر، سرآمد دانش و سوادند. با ولع مي‌خوانند، قلم شيوايي دارند و مي‌توانند از اواسط متن چاپ شده، معني آن را به طرق ديگر دريابند.
هوش منطقي ـ رياضي .يا هوش اعداد و منطق است. اين هوش مربوط به دانشمندان، حسابداران و برنامه‌نويسان كامپيوتر است. نيوتن اين هوش را به هنگام اختراع ديفرانسيل و انتگرال متجلي ساخت. همين‌طور انيشتين، در ارائه نظريه نسبيت خود، از اين هوش بهره گرفت. ويژگي‌هاي فردي كه به مسائل منطقي ـ رياضي تمايل دارد، شامل توانايي استدلال، استنتاج، انديشيدن درباره مفاهيم علت و معلول، خلق فرضيه، جست‌و‌جوي نظام‌هاي ادراكي يا الگوهاي شمارگاني و بهره‌مندي از نگاهي عموماً معقول به زندگي است.
هوش فضايي،نوع سوم هوش است و شامل تفكر در قالب تصاوير و تجسم‌ها و توانايي‌ درك، تغيير شكل و خلق دوباره‌ جنبه‌هاي متفاوت دنياي بصري ـ فضايي است. چنين هوشي، عرصه‌ فعاليت معمارها، عكاسان، هنرمندان، خلبانان و مهندسان مكانيك است. كسي كه اهرام مصر را طراحي كرد به ميزان قابل توجهي از اين هوش بهره‌مند بوده است. همچنين، افرادي همانند توماس اديسون، پابلو پيكاسو و آنسل آدامز نيز از همين هوش، بهره گرفته‌اند. افرادي كه داراي هوش فضايي زياد هستند، حساسيت دقيقي در مشاهده جزئيات دارند و مي‌توانند عقايد خود را به صورت گرافيكي به وضوح ببينند، نقاشي و يا طراحي كنند و خود را به آساني با فضاي سه‌بعدي تطبيق دهند.
هوش موسيقايي، چهارمين نوع هوش است. ويژگي‌هاي مهم اين هوش قابليت درك، ارزيابي و ساختن ريتم‌ها و ملودي‌هاست. اين هوش فردي هم مثل باخ، بتهوون يا برامز و همچنين نوازنده اركستر اندونزيايي اهل بالي يا يك خوانند حماسي يوگسلاويايي است. با اين‌حال، هوش موسيقايي در مغز هر كسي كه شنوايي خوبي داشته باشد و بتواند آوازي موزون بخواند، براي شنيدن موسيقي وقت صرف كند و با اندكي توجه برگزيده‌هاي متفاوت موسيقايي را بشنود، وجود دارد.
هوش جسمي ـ حركتي است كه هوش ضمير فيزيكي  نام دارد؛ و عبارت است از استعداد كنترل حركات بدن و نيز در دست گرفتن ماهرانه اشيا، ورزشكاران، هنرمندان، مكانيك‌ها و جراحان به ميزان قابل توجهي از اين نوع هوش بهره‌مند هستند. بنابراين چارلي چاپلين نيز كسي بود كه براي اجراي برنامه‌هاي مبتكرانه هميشگي خود از جمله «ولگرد كوچولو» از اين هوش استفاده مي‌كرد. افرادي كه هوش جسمي ـ حركتي دارند، مي‌توانند در كارهايي مثل خياطي، قالي‌بافي يا مدل‌سازي تبحر پيدا كنند، مانند ممكن است از تفريحات فيزيكي همچون پياده‌روي، رقص، دويدن، اردو زدن، شنا يا قايق‌راني لذت ببرند. آنها افرادي عملگرا هستند كه حس لامسه‌اي خوبي دارند و بايد به طور مداوم، بدن خود را حركت دهند و در برابر مسائل «واكنش‌هاي اساسي» نشان دهند.
هوش ميان فردي نام دارد. اين هوش، توانايي درك ساير مردم و كار با آن‌هاست. به ويژه مستلزم داشتن قابليت درك ديگران و مسئول بودن در برابر حالات روحي، خلق‌و‌خوي، نيات و تمايلات آنان است. يك مدير اجتماعي، طي سفري دريايي بايد اين نوع هوش را داشته باشد. مدير يك مؤسسه بزرگ نيز همين‌طور. بنابراين كسي كه هوش بين فردي دارد، ممكن است فردي بسيار دلسوز و داراي حس مسئوليت اجتماعي مانند مهاتما گاندي و يا شخصي متقلب و مكار مثل ماكياولي باشد. در هر حال، همگي افرادي هستند كه مي‌توانند به ذهن افراد ديگر راه يابند و دنيا را از چشم‌انداز فكري آن‌ها بنگرند. چنين افرادي مي‌توانند يكي از كاركنان شبكه‌اي، مشاور و معلماني شگفت‌انگيز باشند.
درون فردي يا هوش ضمير دروني نام دارد. فردي كه چنين هوشي دارد، مي‌تواند به راحتي احساسات خود را درك كند و آنها را از ميان انواع بسيار متفاوت حالات عاطفي دروني تشخيص دهد و اين خودشناسي را براي غنا بخشيدن و هدايت زندگي خويش به كار گيرد. مشاوران، دانشمندان و افراد صاحب مشاغل آزاد، از اين هوش بهره‌مندند. آنها ممكن است افرادي بسيار درون‌نگر بوده، از ژرف‌انديشي، مشاهده يا ساير اشكال كاوش عميق روح، بهره گيرند. از سويي ديگر، ممكن است بي‌نهايت مستقل، بسيار هدفمند و فوق‌العاده خويشتن‌دار باشند. ولي به هر حال آن‌ها، به خودي خود در يك طبقه قرار مي‌گيرند و ترجيح مي‌دهند، به تنهايي كار كنند تا با ديگران. فراموش نكنيد گرچه ممكن است خود را فقط با يك يا دو مورد از توصيف‌هاي فوق، كاملاً هماهنگ بدانيد، اما در واقع، از تمام هفت هوش بهره‌مند هستيد. از اين گذشته، تقريباً هر فرد عادي قادر است هر يك از اين هفت نوع هوش را تا حد قابل قبولي رشد دهد. اين هفت نوع هوش، در زندگي هر يك از ما به گونه‌اي منحصر به فرد، تجلي مي‌يابد. به‌ندرت قابليت‌هاي افراد در زمينه‌ اين شش يا هفت نوع هوش، به عالي‌ترين سطح مي‌رسد. در اوايل قرن بيستم، متفكر آلماني به نام رادلف استينر، احتمالاً نمونه‌اي از اين افراد بوده است. او يك فيلسوف، نويسنده و دانشمند بود. همچنين روشي براي رقصيدن، فرضيه‌اي در مورد رنگ، و روشي براي باغداري ابداع كرد و در عين حال، يك مجسمه‌ساز، نظريه‌پرداز اجتماعي و همين‌طور يك معمار بود.
از طرفي تعداد افرادي كه يكي از هوش‌هاي خود را تا مرحله‌اي عالي پيشرفت داده‌اند و در عين‌حال، ساير هوش‌هاي آنان دچار واپس‌ماندگي شده است، بسيار اندك هستند. اينها دانشمندان اجتماعي مانند ريموند در فيلم مرد باران هستند. برنده جايزه اسكار كه مي‌توانست به سرعت برق، اعداد را محاسبه كند، ولي قادر به مواظبت از خويش نبود، يا افرادي كه مي‌توانند مجسمه‌هاي بي‌نظيري بسازند اما از خواندن عاجزند، يا كساني كه شنوايي بسيار خوبي دارند، ولي براي بستن بند كفش خود، نياز به كمك دارند.
اغلب ما در جايگاهي بين انسان خودشكوفا و دانسمند مي‌مانيم. ما داراي چندين هوش هستيم كه برخي عينيت مي‌يابند، برخي به نظر مي‌رسد در حد متوسط قرار دارند و بقيه، آنهايي هستند كه در طول زندگي براي‌مان مشكلات قابل توجهي به همراه داشته‌اند. اما موضوع مهمي كه بايد بدانيم، اين است كه هر كسي براي درخشيدن در هر يك از انواع هوش، فرصت‌هايي دارد. يك كشاورز، والد، نقاش، مكانيك و تاجر به اندازه يك روان‌شناس، جراح مغز و پروفسور حقوق، داراي حق هوشمند شدن است. نظريه هوش چندگانه، طيف وسيع توانايي‌هاي بشر را به صورت سيستم هفت‌گانه يكپارچه‌اي در نظر مي‌گيرد كه هر انساني، با به كارگيري آن‌ها مي‌تواند در زندگي خود، يك برنده باشد.



تاريخ : یکشنبه 13 بهمن1392 | 14:28 | نويسنده : امیرحسین |
* توجه * : کسانی که میخواهند از این روش ( که خودم ابداع کردم و نتیجه گرفتم ) استفاده کنند باید ابتدا انرژی کندالینی را فعال نموده و بعد اقدام کنند . { باید به این مورد افزود که انرژی درمانی و شفادهی همیشه بوده ولی روشها متفاوت میباشد }

1-) ابتدا چند نفس عمیق و سریع کشیده  و روی چاکرای جنسی تمرکز کرده تا داغی یا سردی زیادی را در ناحیه لگن حس کنید و بعد روی کف دستان تمرکز کنید و هدفتان از انجام این کار شفادهی باشد و نه سوء استفاده و برتری خود نسبت به دیگران و .... .

2-) باید تمرکز زیاد داشته باشید _ ( برای تمرکز زیاد میتوان از مدیتیشن استفاده کرد ) .

3-) خودتان را باور کنید _ شک و منطق را از بین برده و به خودتان اطمینان داشته باشید .

4-) بعد از اینکه حس عجیبی در دستان خود (مثلا احساس انرژی زیاد دستها و سنگین شدن آنها و احساس گزگز کردن آنها و داغی زیاد در کف دستان و حتی قرمزی زیاد از در کف دستان) بوجود آوردید شروع کنید به انجام این کار .

خوب حالا چطوری این کار را شروع کنید؟!

1-اگر مریض مورد نظر درد عضلانی و استخوانی داشت (مثلا درد در بازو  و  کتف ها) درد را به سمت پاها هدایت کنید . با چشمانی باز به محل درد نگاه کرده و با دراز کردن دستها و با نوک انگشتان و با قدرت انرژی خود در فکر خود اینطور خیال کنید که انرژی بد  و  منفی به سمت پاها همزمان با حرکت دادن دستان شما به سمت پایین میاید . این کار را باید با دستان خود انجام دهید وگرنه امکان پذیر نیست  . ممکنه بعد از آن زیاد از حد عرق کنید که نشانه داغی بدن بعد از تمرکز زیاد و انرژی درمانی میباشد . بعد از آن خدا رو برای این نعمتها شکر کنید



تاريخ : پنجشنبه 3 بهمن1392 | 19:3 | نويسنده : امیرحسین |
قبل از هر چیزی باید بهتون بگم که ترسیدن از این نیرو و شک داشتن درآن باعث کند شدن شما در فعال سازی این نیرو میشود . زیرا بعد از فعال سازی کندالینی , باید از همه چاکرا ها عبور کند و همه چیز را با خود به سمت آخرین نقطه یعنی چاکرای سر ببرد و باید تمام چاکراهای شما فعال باشد وگرنه گیر کردن کندالینی باعث میشود تا احساس درد در چاکراهای شما حس شود و آنقدر کندالینی در آن نقطه میماند تا شما کندالینی را فعال کنید و به حرکت خود ادامه دهد , پس اول از همه به خدای بزرگ توکل کرده و خود را به دست او بسپارید . اول از همه:1- چند نفس عمیق بکشید ( از بینی هوا را به داخل شش ها ببرید و هوا را از دهان خارج کنید ) 2-بعد از آن انرژی را از پاها به چاکرای جنسی خود ببرید( محل چاکرای جنسی دقیقا بالای اندام تناسلی است ) دقیقا پنج بار این کار را انجام دهید و بعد از آنجا انرژی را به چاکرای ریشه برده و سه بار این کار را انجام دهید و از آنجا به چاکرای نافی و سه بار انرژی را به آنجا برده و برای همه چاکرا های دیگر این کار را انجام دهید تا این انرژی که به صورت ماری خفته در ستون فقرات حلقه زده است حرکت کند وشما احساس داغی زیاد یا سرد شدن را احساس کنید . حالا فواید آن «1-جلو گیری از شهوت زیاد -2-جلو گیری از زود انزالی -3-باعث جوان شدن و احساس جوانی-4-قدرتهای فرا روانی و...»



تاريخ : یکشنبه 22 دی1392 | 16:50 | نويسنده : امیرحسین |
شکل صورت
دراز و کشيده: افرادي که داراي چنين صورتي هستند عموما" داراي صـبر و تحمل زياد بوده و توانايي حل مشکلات در آنها بيشتر است. جـذابـيـت و خوش ترکيب بودن افراد با چنين صورتي نشانگر اين است که آنها معمولا کارهاي خـود را نـيـمـه تمام رها نکرده و عادت به انجام امور بطور تمام و کمال دارند.

گرد: اين شکل دلالت بر اميدواري زنده دلي و انرژي دارد. اينگونه افراد مي تـوانند اتاقي دلگير و ساکت را به بمبي از خنده و شادي تبديل کنند.

 پهن: اينگونه اشخاص بردبار و مهربان و معمولا افراد روشنفکري مي باشند.

مربعي: طرفدار استقلال فردي و فردگرايي، سختـکوشـي بـراي دسـتـيـابي بـه آرزوها، زيرکي و فعال بودن از ويژگيهاي اين افراد محسوب مي شود.
پيشاني
صاف: کسانيکه که داراي خطوط در پيشاني نيستـنـد، افـرادي انديشمند و هميشه در حال تفکر مي باشند و در تصميم گيريها سريع و منطقي عمل مي نمايند.

 چروکيده: وجود خطوط در سطح پيشاني نشان مي دهد که ايـنـگونه افراد به سرعت هيجان زده و احساساتي شده و سريع آشفته و پريشان حال مي گردند.

چشم
رمانها، داستانها و اشعار بسيار زيادي در مورد چشم و ارتباط آن با خصوصيات روحي و رواني انسان نوشته شده است. چشمها هيچگاه دروغ نمي گويند؛آنها بيانگر احساس دروني و واقعي ما مي باشند.
اضطراب: اگر مابين عنبيه و پـلک پـاييني هـر دو چشم مـقداري سفيدي وجود داشت، آن شخص انساني مضطرب و نگران است.
تندخويي: اگر بالاي عنبـيه بخشي سفيد رنگ وجود داشت، علاوه بر استرس نشانگر تندخويي و پرخاشگري در فرد است.
روان پريشي: چنـانچه دور تا دور عنبيه را سفيدي فرا گرفته باشد، نشانگر عدم تعادل و پايداري روح و روان فرد خواهد بود.
شادي: وجـود خـطوط کـوچـک در خـارج از چـشمها حاکي از خنده رويي و شادبودن فرد مي باشد.
ابرو
صاف: صافي و مستقيمي ابروها نشانگر انديشه، تفکر و ايده گرايي فرد مي باشد.

 کماني: افرادي که داراي ابروهاي خميده و کماني هسـتند از حـکايـتـها و داسـتـانـهـاي واقعي لذت مي برند. باريک: اينگونه افراد معمولا داراي اعتماد به نفس اندکي مي باشند بخصوص اگر ابـروي آنها بجز باريکي، بالا و گرد نيز باشد.

 پيوسته: پيوستگي ابروها نشانگر اين است که فرد دائما" در حال تفکر و انديشـه بـوده و ايده هاي جالبي در سر دارد.
پلک
کوچک: اگر فاصـله بـين بالاي پلک و مژه کم باشد بيانگر اسـتقلال فرد مي باشد و اينکه آن فرد حتي ممکن است بصورت ارادي خودش را به ديگران نزديک نکند.

 بزرگ: بزرگ بودن پلک دلالت بر وابستگي شديد فرد به ديگران دارد.
بيني
کوچک: گفته مي شود اشـخاصي که بـيـني کـوچـک دارنـد ذاتـا" افـرادي ضعيف و اغلب غيرقابل اتکا بوده و در تصميم هايشان استوار و ثابت قدم نمي باشند.

بزرگ: بزرگي بيني نشانه ابتکار و عزم و اراده مي باشد. يک شـخصـيت قـوي که اثرش را برجاي خواهد گذاشت.

تيز: تيز بودن نوک بيني نشانگر اين است که فرد خود را مقيد به رعـايـت آداب و رسـوم ندانسته و با اطرافيانش به راحتي برخورد مي کند. ايـنگونه افراد خـود را بـاور داشـتـه و بي باکانه و متهورانه خود را به ديگران نزديک مي کنند.

 عقابي: خودخواهي، دودلي و حساس بودن از جمله ويژگيهاي کساني است که داراي چنين بيني مي باشند.
گوش
کوچک: کوچکي گوش نشانه تزلزل و احساس نا امنـي در افـراد اسـت هر چند اينگونه افراد مي دانند که چه مي خواهند و معمولا" سخت کوش و کارکن هستند.

 بزرگ و دراز: اين قبيل افراد معمـولا انـعـطاف پـذيـر نـبـوده و به سـختي آرام و بي خيال ميشوند.

 پرمو: افرادي که داراي گوشهايي پرمو هـستند مـعـمـولا وسـواسـي و نـکـته بين بوده و وقت زيادي را براي چيزهاي بي اهميت تلف مي کنند.
گونه
برجسته: برجسـتـگي گـونه نشـانگر قـدرت، انـرژي و اعـتماد بنفس است. کساني که داراي گـونه بـرـسته مي باشند تمايل بيشتري براي پذيرفتن اشتباهات ديگران دارند.

 گود: علاوه بر جذابيت و زيبايي دليلي بر خوش مشربي و سازگاري فرد مي باشد.
چانه و فک
فک چهارگوش: افـراد با فـک چـهار گـوش و مـربعي انـسانهاي تـسخير ناپذير و سرکش مي باشند. آنها توانايي تبديل روياهايشان به واقعيت را دارند.

 چانه هاي برآمده: اينگونه افراد، اشـخاصي خود ستـا بوده و تصـور ميکنند هيچ چيزي جز خود آنها اهميت ندارد و جز خودشان حرف کس ديگري را قبول نداشته و خود را عقل کل مي دانند.
لب
قلوه اي: لبهاي قلوه اي علاوه بر زيباتر نمودن صورت،نشانه بخشش و گشاده دستي مي باشد. معمولا اينگونه افراد تمايل دارند در مورد خودشان صحبت و گفتگو کنند.

 نازک: نازک بودن لب بيانگر خويشتن گرايي ذاتي در اشخاص است.

 لب بالايي نازک پاييني قلوه اي: نشانه اين است که فردي متـقـاعد کنـنـده و مـجاب کننده مي باشد.
مطلب آخر
چهره خواني يک علم دقيق و ثابت شده نيست و حتي با گذراندن دروه هاي آموزشي دقيق و پيشرفته نيز نمي توان بطور قطع در مورد شخصيت و درون افراد صــحبت نمود. نتايج شما در سنجش شخصيت، بستگي به تعداد فاکتورهاي مورد تحليل قـرار گرفـته دارد ولي با بـياد داشتن نکات ذکر شده مي توانيد قبل از صحبت کردن با افراد تا حدي متوجه شخصيت آنها شويد. و حتما تمامي فاکتورها را بايد در نظر داشت



تاريخ : سه شنبه 26 آذر1392 | 17:28 | نويسنده : امیرحسین |
چی به معنی بیدار کردن کندالینی نیست بلکه چند درجه پایین تر و بی خطرتر است

فعال کردن این انرژی به معنی جمع آوری تمام انرژی های بدن در یک نقطه و بعد استفاده آن برای یک منظور خاص است. برخی می گویند که با این انرژی درونی می توان دردها و بیماریها را از بین برد ولی این در همه افراد یکسان اثر نمی کند. اما به آن معنی نیست که همه افرادی که تای چی انجام می دهند دردشان به طور یکسان کاسته خواهد شد.
همچنین در مراحل پیشرفته تر می توان از انرژی چی یا کی برای تکان دادن اشیاء استفاده کرد که به آن " تله کینسیس "هم می گویند.

اولین شرط برای شروع این تمرین داشتن حوصله است. زیرا که از همان روز اول نمی توان انرژی را حس کرد یا کنترل کرد. در ابتدا برای اینکه قادر باشید انرژی چی را درون خود حس کنید و آن را به نقاط مختلف بدنتان برسانید باید این برنامه روزانه را تا حدی که توان دارید به مدت یک هفته انجام دهید :

هفته اول :

۱- حتما روزی ۸ تا ۱۰ لیوان آب خالص بنوشید ( غیر از چای و آب میوه باید ۱۰ لیوان آب نوشیده شود).

۲-حتما ساعت خواب خود را تنظیم کنید . هر روز سر ساعت معینی بیدار شوید و سر ساعت معینی هم به خواب بروید و بین ۶ تا ۸ ساعت در روز بخوابید.

۳-بدنتان را تمیز نگه دارید. یک بار در اول صبح و یکبار هم در بعد از ظهر دوش بگیرید.

۴-روان خود را باید آسوده بگذراید - از هر نوع دعوا پرهیز کنید . جر و بحث نکنید و فریاد نکشید.

۵-حتما حتما حتما روزی حداقل ۳۰ دقیقه ورزش تند انجام دهید ( دوچرخه سواری یا دوچرخه ثابت ) اگر قصد پیاده روی دارید باید حتما یکساعت در روز پیاده روی کنید. اگر بیشتر بشود بهتر است.

اینها را به مدت یک هفته انجام دهید تا بدن و روحتان برای هفته های آینده آماده باشند
با شروع هفته دوم باید تمرین زیر را به لیست قبلی اضافه کنید.
البته در صورتیکه یک یا دو روز به دلایل کاری یا مسافرت قادر نباشید ورزش کنید اشکال زیادی ایجاد نمی کند اما در روزهای بعد باید آن را جبران کنید. یکی از راههای ساده تر برای ورزش مخصوصا داخل خانه این است که با گوش دادن به موسیقی مورد علاقه یا هر موسیقی تند و هیجان انگیزی نرمش کنید و از هر حرکت ۱۰ تا ۲۰ بار انجام دهید. مجبور نیستید ۲۰ بار پشت سر هم یک حرکت را انجام دهید بلکه می توانید آن را تقسیم کنید و پس از هر ۵ بار استراحت کنید یا حرکت جدیدی را امتحان کنید تا بدنتان خسته نشود.

هفته دوم :

بیرون ریختن احساساتی که درونتان خفه شده است تمرین این هفته است. نفرت یا حسادت یا ترس و عشق - مثلا فردی بود که در رابطه ازدواجش شکست خورده بود و تمام نفرت و حسادتش در طول دوران روی هم جمع شده بود و بدون آگاهی اش کنترل او را به دست گرفته بود. نکته جالب در مورد حس تنفر و حسادت این است که هر چقدر بیشتر از آن صحبت کنید یا پشت سر کسی غیبت کنید و یا تنفرخود را به شکلهای مختلف نسبت به شخصی نشان دهید - باز به جای اینکه احساس آرامش کنید بیشتر احساس تنفر می کنید.
این اصلا کمکی به آسوده کردن روان نمی کند چون احساسان منفی انرژی منفی هم تولید می کنند و به اصطلاح " هاله اطراف شما " را آلوده می کنند و این آلودگی به صورت امواج سیاهی توسط موجودات نامرئی دیده می شود. آنها از این انرژی منفی در اطراف شما تغذیه می کنند و به طور غیر مستقیم شما را وادار به تولید انرژی منفی بیشتری می کنند. برای همین هر چقدر بیشتر فحش بدهید یا فریاد بزنید احساس خستگی و ناتوانی بیشتری می کنید چون انرژی شما توسط موجودات غیر ارگانیک مصرف شده است و شما مجبورید باز هم فحش بدهید و فریاد بزنید تا احساس آرامش کنید . اما در کمال تعجب هیچ وقت احساس آرامش نمی کنید بلکه مداوم در اضطراب و تشویش هستید.


هاله های اطراف بدن
در این هفته باید انرژی ناشی از نفرت- حسادت و غرور را نابود کنید و بهترین راه از طریق یادآوری خاطرات است. خاطرات بد و تلخ و خجالت آور را باید به طور کامل از خاطره خود پاک کنید و بپذیرید که آنها بخشی از زندگی بوده اند که دیگر نیستند هر قدر هم که رنج آور باشند.
شخصی بود که مداوم برادر خودش را در مرگ پدرشان مقصر می دانست و یا فرد دیگری بود که دوستش را بخاطر از دست دادن شغلش سرزنش می کرد. این خاطرات تلخ به راحتی قابل پاک شدن نیستند چون اثرشان در زندگی شما باقی خواهد بود و هر بار که اتفاقی بیفتد شما را به یاد تجربه تلختان خواهد انداخت. برای روبه رو شدن با این خاطرات باید شهامت داشته باشید و تقصیر خودتان را هم در این ماجراها ببینید و دیگران را برای شکست مقصر ندانید. وقتی پذیرفتید که شما عاری از گناه و خطا نبوده اید و در حرف زدن و تصمیم گیری خودتان هم اشتباه کرده اید دیگر به اندازه گذشته رنج نخواهید کشید. باید غرور بیجای خود را بشکنید.

تمرین هفته دوم :

لباس راحت و گشاد بپوشید- چیزهایی که حواستان را ممکن است پرت کند مثل تلویزیون یا رادیو یا چراغ روشن را خاموش کنید.

یک یا دو لیوان آب ولرم بنوشید.

چهار زانو بنشینید یا دراز بکشید . چشمها را ببندید.

۱- نفسهایتان عمیق ولی آرام باشد و بین دم و بازدم به طور مساوی مکث کنید.

۲-حالا توجه را به سمت پاها بدهید و با هر نفس که می کشید آنها را شل و ریلکس کنید. بعد از ۵ نفس پاها به طور خودکار آرام خواهند شد.

۳-حالا به شکم و سینه توجه کنید و آنها را نیز ریلکس کنید.

۴-سپس دستها و سر خود را به همین ترتیب شل و ریلکس کنید. روی هر کدام از اندامها هر چقدر که دوست دارید صبر کنید . مثلا دوست دارید روی دستها بیشتر بمانید و احساس آرامش بیشتر کنید.

۵- همینطور که بدنتان شل می شود به طور خودکار سنگین تر هم می شود و بعد از ریلکس شدن تمام بدن- خواه نا خواه شما هم چندین کیلو سنگین تر خواهید بود- انگار از پایین با وزنه کشیده می شوید و با هر بار نفس کشیدن وزنه سنگین تر می شود.

۶-در همین حالت شلی و سنگینی عدد ۵ را تجسم کنید و با نفس بعد به عدد ۴ بروید- نفس بعدی عدد ۳ و نفس بعدی عدد ۲ - با رسیدن به عدد یک احساس مطبوعی از بی حس شدن ماهیچه ها و آرامش به شما دست می دهد. ماهیچه های شما در حال استراحت و در خواب عمیقی هستند و تنها مغز شماست که فعال است.

۷- حالا فرصت خوبی است برای رفتن به گذشته- تمام بدن در خواب است و شما مانده اید با خاطرات گذشته- باید به عقب برگردید هر چقدر عقب تر بهتر - تا هر جا که می توانید به یاد بیاورید - از کودکی و نوجوانی و بزرگسالی.

هر چیزی که به خاطر شما می آید به صورت تصاویر فیلم هم دیده می شود- همینطور که فیلم را نگاه می کنید به هر جا که می رسید و اتفاق بدی افتاده یا شما خجالت کشیده اید یا کنف شده اید یا شخص عزیزی را از دست داده اید - فیلم را نگه دارید و سر صبر آن را نگاه کنید- ببینید که جای خجالت ندارد چون این خود شما هستید و نه یک غریبه- اگر دوست دارید برای کسی که از دست دادید حتما گریه کنید .
وقتی هم به خاطره خنده داری می رسید باز فیلم را نگه دارید و بخندید.
خجالت نکشید و با تمام خاطرات خودتان روبه رو شوید و آنها را ببینید و هضم کنید و دفع کنید - اجازه ندهید بیشتر از این ذهن شما را اشغال کنند چون به ذهنتان برای کارهای مهمتر و بهتری نیاز دارید. وقتی خوب به همه فیلمها نگاه کردید و همه نفرت و غرور و حسادت خود را بیرون ریختید و دور انداختید از شماره ۱ تا ۵ بشمرید و به حالت اول برگردید.
چشمانتان را که باز می کنید به خود تاکید کنید که " تمام احساساتی را الان دیدم از بدن من خارج و دفع شده اند. من به آنها اجازه دادم که فرار کنند و خودم را از بند آنها آزاد کرده ام".
در هفته دوم فقط همین یک تمرین را روزانه انجام دهید- ساعت آن مهم نیست ولی لازم است که آن را انجام دهید حتی اگر حوصله نداشتید یا چیزی ذهن شما را آزار می داد با استفاده از همین تمرین ذهنتان را آزاد کنید.

تمرین هفته سوم:

در این هفته هم باید دستورات هفته اول را ادامه دهید اما تمرین هفته دوم را لازم نیست انجام دهید!

چاکراها :
کار ما در این هفته با چاکراها است. برای کسانی که به دینی اعتقاد دارند این مسئله هضم شده است که ما به غیر از بدن فیزیکی یک بدن غیر فیزیکی یا روحی هم داریم اما برای کسانی که فلسفه دین نمی دانند هم راههای زیادی بوده است که به وجود این بدن غیر مادی پی ببرند. در دوران بسیار باستان نیز فلاسفه معتقد بودند که انسان دارای بدنی از جنس روح است که تا حدودی شبیه جسم مادی اوست.
این بدن روحی منطبق با بدن فیزیکی ما قرار دارد و همان حجم و فضا را اشغال می کند اما بعد از مرگ به ابعاد بالاتری صعود می کند در حالیکه بدن فیزیکی در زمین تجزیه می شود. به این بدن غیر مادی " جسم اتری" هم می گویند چون مانند گاز اتر بی وزن و بی رنگ است.

آنچه در بالاست در پایین نیز هست :
این اصطلاحی معروف در Spirituality است که نمی دانم چه نام معادل دیگری می توان در فارسی برای آن یافت به جز روحانیت .
آنچه در عالم بالا قرار دارد به شکلی در عالم پایین منعکس شده است. منظور از عالم بالا جهان یا جهانهای گسترده تر و بالاتر از ماست ( بهشت یا بهشتهای آسمانی ) و آنچه در زمین است با آنچه در آسمان است ارتباط دارند. یعنی هر چه در زمین است به آسمان می رود و آنچه در آسمان است به زمین می آید. و این جریان چرخه انرژی تا ابدیت ادامه دارد. انرژی روحانی یا الهی از بالا بر زمین نازل می شود و زمین را می چرخاند و گیاهان و انواع حیات را می سازد و انرژی موجود در این انواع حیات به بالا فرستاده می شود و باز به زمین باز می گردد.
نیروهایی که از عالم بالا به زمین میایند خالص و قوی هستند - توسط زمین و زمینیان جذب و استفاده می شوند و در نتیجه ناخالص می شوند- برای احیای دوباره از زمین به عالم بالا رفته و شارژ می شوند و باز به زمین باز می گردند.
جریان شارژ شدن انرژی را در معماری هرم می توان یافت که از باستان توسط مصریان استفاده شده است. شکل هرم به گونه ای است که انرژی را از زمین جمع آوری می کند و از نوک باریک خود به بالا می فرستد و دوباره همین جریان معکوس را انجام می دهد.
این جریانی است که طی آن بدنهای ما باید از طریق عبادت چارژ شوند و به اصطلاح تفاله انرژی (انرژیهای مصرف شده و آلوده) را به بالا بفرستد و در عوض نیروی خالص پس بگیرد.
چاکراها مسئول این تبادل انرژی بین ما و دنیای نامرئی کاسموس هستند. چاکراها به شکل چرخهایی هستند که ۲۴ ساعت شبانه روز و هفت روز هفته بدون توقف می چرخند و انرژی را از بدن ما به بالا منتقل کرده در عوض آن انرژی تمیز و خالص را از عالم بالا (کاسموس ) به بدن ما وارد می کنند.
این چرخه انرژی را از دوران باستان به شکل ماری که دم خودش را می بلعد نیز نشان داده اند که در اصطلاح به آن "اورابورا" Ouraboura می گویند.
هفت چاکرا در هفت نقطه مهم بدن قرار دارند که انرژی را از آن نقطه تخلیه و چارژ می کنند. اگر چاکراها بسته باشند یعنی چرخش نکنند ناخالصی ها در بدن باقی می مانند. چاکرا می تواند به خاطر مصرف مواد مخدر یا سیگار - تماشای تصاویر کثیف و هجو - شنیدن حرفهای نادرست و یا زدن حرفهای دروغ و نادرست بسته شود. البته همه چاکراها همزمان بسته نمی شوند ولی بسته شدن حتی یکی از آنها سبب تبدیل شدن انسان به هیولا می شود.
چرخش چاکرا به دلایلی که در بالا آمد آهسته و کند می شود.در نتیجه تبادل انرژی به طور مساوی صورت نمی گیرد و در نتیجه سبب بیماریهای روحی-روانی و جسمی خواهد شد.
آورا یا هاله انرژی در اطراف بدن ناشی از چرخش چاکراها است.
چرخش چاکرا تولید انرژی با فرکانس معینی می کند و این انرژی به صورت اورا اطراف بدن را احاطه می کند. رنگ اورا و ضخامت آن ارتباط مستقیم با سرعت چرخش چاکرا دارد. هر قدر چاکرا سریعتر بچرخد انرژی منفی بدن کمتر خواهد بود و هاله اورا روشنتر خواهد شد و ضخامت آن هم افزایش پیدا خواهد کرد. هاله اورا را می توان دید در صورتیکه تمرینهای مخصوصی انجام شود اما رنگ هاله بستگی به رنگ لباسی که بر تن دارید و رنگ دیوار پشت سرتان تغییر می کند و نمی تواند رنگ صحیحی را به شما بدهد.

نحوه نفس کشیدن:

از اینجا به بعد باید هوشیار بود و از طریق بینی نفس کشید نه با دهان. چون نفس کشیدن از بینی چاکرا را باز می کند و هاله را بزرگتر می کند. نفس کشیدن تنها ارتباط بدن فیزیکی ما با دنیای نامرئی است چون با هر نفس نیروی حیات را از جهان به داخل می کشیم که در علم به آن اکسیژن می گویند اما در اصل این اکسیژن تنها نیست که حیات می بخشد بلکه نیرویی است که انرژی را وارد بدن می کند.

تمرین هفته سوم و آخر :
بنشینید و چشمها را ببندید. زبان را به پشت دندانهای ردیف بالا بچسبانید ( به منظور حفظ انرژی )
با انگشت وسطی خود سوراخ بینی سمت چپ را ببندید و از سوراخ سمت راست نفس بکشید( طول دم باید ۳ ثانیه باشد). نفستان را چهار ثانیه نگه دارید و از سوارخ سمت چپ بینی آن را بیرون دهید(طول بازدم باید ۳ ثانیه باشد)
بعد سوارخ سمت راست بینی را با انگشت شست ببندید و از سمت چپ نفس بکشید و چهار ثانیه نگه دارید و بعد از سوراخ سمت راست بیرون دهید.
این کار را ۱۰ دقیقه باید ادامه دهید. می توانید به مرور طول دم و بازدم را از ۳ ثانیه به ۶ ثانیه افزایش دهید و نفستان را هم به جای ۴ ثانیه تا ۱۶ ثانیه نگه دارید.
بعد از ۱۰ دقیقه هاله انرژی تمیز شده و چاکراها هم فعالتر شده اند.
این تمرین را نیز هر روز به مدت یک هفته ادامه دهید تا سپس به کنترل کردن انرژی چی بپردارید.



تاريخ : دوشنبه 11 آذر1392 | 21:17 | نويسنده : امیرحسین |
کسانی که میخواهند با روش زیر هاله را لمس نمایند.باید به تعداد دفعات زیاد تمرین نمایند.وبیاد داشته باشند که همه چیز آسان بدست نمیآید وباید برای آن زحمت کشید.
برای بدست آوردن معنویت بایست تلاش زیادی بخرج داد.وذره ذره آنرا جمع آوری نمود ولی بیاد داشته باشید.که چیزی را که با زحمت بدست آوردید.بر اثر ندانم کاری به یکباره از دست ندهید.
کسانی که مایلند این کار را شروع کنند بخاطر داشته باشند.که از کنجکاوی ودخالت در زندگی شخصی دیگران بشدت دوری نمایند.وفقط در صورت اجازه دیگران به لمس ودیدن هاله آنها بپردازند.
برای شروع:
محیط آرامی را انتخاب کنید.سعی کنید محیط را نیمه تاریک کرده و بر روی صندلی راحتی بنشینید.بطوری که بدن و سر و گردن را رها کنید.
چشمان خود را ببندید. و با تنفس عمیق چهار مرحله ای کار خود را شروع کنید.
   
1) تنفس عمیق شکمی دم از بینی(منظور این است هنگام تنفس هوا را به شکم خود سرازیر کنید.بدون اینکه قفسه سینه شما رفلکس داشته باشد)
۲) ایست دم به مدت دوثانیه
۳) باز دم عمیق از بینی
۴) ایست تنفس به مدت دو ثانیه
 
 
14الی ۲۰تنفس
 
به این صورت شما را آرام خواهد نمود.سعی کنید بعد از این حالت بدن خود را ریلکس و وانهاده نمایید.برای این کار شما میتوانید با اعضای بدن خود به ترتیب صحبت کرده وبا انتقال فکر عضوهای بدن خود را ستوده و از آنها بخواهید که ریلکس و وانهاده  شوند.
بعد از این کار با همه وجود به فرق سر خود تمرکز کنید.در هنگام توجه به چاکرای هفت.۴۰مرتبه ذکر خدا را تکرار کنید.این ذکر در هنگام تمرکزسبب باز شدن تدریجی چاکرای هفتم شما خواهد شد.از نشانه های باز شدن چاکرای هفت احساس سنگینی و فشار بر روی فرق سر شما است.
برای بهتر باز شدن چاکرای هفت خود میتوانید از نگین عقیق که بروی فرق سر خود بگذارید نیز استفاده نمایید.
حالاکف دستان خود را با تمرکز بروی هم بگذارید. وبه کف دستان خود فکر کنید.به آرامی ۲۰ساتیمتر هر دو کف دستان را از هم دور کنید.وبعد به آهستگی هر چه تمامتر آنها را به هم نزدیک کنید.به اولین مانعی که برخورد کردید دستان خود را نگه دارید وبه آرامی با جلو عقب کردن دستان آن مانع را لمس نمایید.شما احساس خواهید کرد که انگار بادکنک نرمی را در میان دستان داریدوبه آرامی آنرا لمس میکنید.میتوانید این هاله را با حرکتهای چرخشی آرامی که به دستان میدهید بهتر احساس کنید.
کل تمرین را بمدت حداکثر نیم ساعت ادامه دهید.بعد از تمرین چشمان خود را بلافاصله باز نکنید.وبا شمارش تا ۵ شماره وسه تنفس عمیق چشمان خود را باز کرده وازخدای خود تشکر کنید.این تمرین را تا ده روز انجام دهید تا دستان شما به لمس کردن هاله عادت کند. تا بتوانیم تمرینهای دیگری در این زمینه را انجام دهیم 
 
 
لمس هاله
 
 
 تمرین بالا بنای تمام تمرینهای دیگر میباشد. و اما تمرین دیگری در باب لمس هاله.
 
 
باز هم به ترتیبی که گفته شد در حالت آرامش قرار گیرید. بر روی چاکرای ۷ خود تمرکز کنید.این بار به لمس چاکراهای خود اقدام نمایید.
محل چاکراها را در نظر بگیرید.دستان خود رابه ترتیب از چاکرای دوم تا چاکرای هفتم بروی آنها قرار دهید.به آرامی دستان خود را حدود ۲۰ساتیمتر از چاکراها دور کنید. بعد از آن به آرامی دستان خود را به طرف چاکراها ببرید.هر جا دستانتان به مانعی برخورد کرد.آنها را نگه دارید.وبه آرامی به لمس آنها اقدام کنید.برخی انرژی زیادی را زیر دستان خود حس خواهید نمود.بعضی دیگر که حس لامسه حساستری دارند.چاکرا را بصورت جامد مثلا یک تکه چوب حس خواهند کرد.این دسته از افراد چاکراها را بطور کامل حس کرده اند . هر چاکرا را بمدت ۳ دقیقه لمس نمایید. این کار سبب تحریک چاکراها واحیانا دردناک شدن آنها میگردد. واین نشانه باز شدن تدریجی آنها خواهد بود. لازم به ذکر است که این تمرینها را با چشم بسته انجام دهید.
 
 
 
تمرینی دیگر :
 
 
چند میوه را به دلخواه انتخاب کنید.مثلا سیب…موز….پرتقال…
آنان را بترتیب بروی میز بگذارید. در حالت آرامش قرار گرفته وبا ترتیبی که گفته شد شروع به لمس هاله آنان نمایید. 
هاله آنها چه تفاوتی با هم دارد.
 
شما میتوانید به همین صورت وبا چشمان باز بعد از مدتی تمرین به لمس هاله دیگران بپردازید.وبا تجربه ای که به دست میآورید فرق بین یک هاله سالم و مریض را در یابید. نکته قابل توجه این است که بعد از لمس هاله دیگران(با اجازه خودشان)باید دستان خود را با آب بمدت ۱ دقیقه بشویید.


تاريخ : شنبه 18 آبان1392 | 12:34 | نويسنده : امیرحسین |
حس ششم (sixth sense) معادل واژه درک ماوراء الطبیعه است که فرد به کمک نیرویی که وابسته به هیچ یک از حواس پنجگانه فیزیکی نیست قادر است تا از رخدادهایی در آینده اطلاع یابد.

  اینکه حس ششم وجود دارد یا اینکه یک خرافات قدیمی است یا اینکه  بعضی از انسانها دارای توانایی های فوق بشری هستند  و میتوانند چیزهایی را درک کنند که همه در حالت عادی از آن غافلند،سوالی بوده که خیلی ها از خود پرسیده اند و خیلی ها هم اصلا آنرا باور ندارند اما  این سوالات و سوالات نظیر اینها مقدمه ای بود برای آنکه روانشناسان ، تحقیقات خود را بر روی این بخش از روان انسان آغاز کنند تا بتوانند پاسخی قانع کننده برای جهانیان که با گزارشاتی که گاه از گوشه و کنار جهان  درباره انسانی با توانایی فوق بشری به گوش میرسد بیابند و با تحقیقات از انسانهایی که این تواناییها را از خود بروز داده اند  متوجه شدند که نیروهایی در بعضی از انسانها وجود دارد که کاملا غیر متعارف بوده و به هیچ عنوان نمیتوان منکر آنها شد....



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 18 آبان1392 | 12:26 | نويسنده : امیرحسین |
سلام ميخواهم يک چيز عجيب و باور نکردني به شما ياد بدهم:من اميرحسين خودم اين ترفند رو بکار بردم و نتيجه اش رو هم گرفتم براي حرکت اشيا شما دو دست خيالي داريد که ميتوانيد از آن استفاده کنيد.روش استفاده از آن :

شما هر وسيله اي که مد نظر داري را انتخاب کنيد(ابتدا از وسايل سبک و کوچک استفاده کنيد)

چهار زانو در جلوي جسم نشسته و چند نفس عميق کشيده تا به بيفکري برسيد و وقتي اين مراحل را طي کرديد تصور کنيد که دو دست خيالي شما از سر شما بيرون مي آيند .يک تونل خيالي در جلوي چشمتان ساخته و در درون آن تونل به جز آن شي چيز ديگري را نبينيد و تصور کنيد که آن دو دست
خيالي شما آن جسم را در درون تونل ميکشد وبا ذکر مانتراي ( اِن ..اِن ..اِن )در ذهن خود سعي کنيد يک ميدان مغناطيسي ساخته وآن جسم را تکان و حرکت دهيد

چگونه گوي انرژي بسازيم:به اين صورت که دو دستتان را در جلوي خودتان دراز کنيد و کف دستانتان رو به هم باشد و با ذکر (اِن)در ذهن خود سعي کنيد کنيد يک نيروي مغناطيسي که باعث دفع دستتان از يکديگر ميشود را احساس کنيد اگر اين نيرو را حس نکرديد کتاب(آموزش باز کردن چاکراي دست و احساس نيروي مغناطيس)را دانلود کرده و از اول شروع کنيد واگر اين نيرو را احساس کرديد دستانتان را به دور آن به صورت خيلي آرام بچرخانيد (انگار که دستانتان دارد به دور يک بادکنک پر از آب ميچرخد)حالا شما يک گوي انرژي ساخته ايد .فقط توجه داشته باشيد که اين نيرو بسيار خطرناک است و نبايد اين انرژي را درجهت منفي به روي انسانها امتحان کرد.

درآخر به طور خلاصه بايد بگم که اگر ميخواهيد شعله شمعي را افزايش دهيد با استفاده از ذکر مانتراي (هِف..هِف..هِف)و تصور بر اينکه اين شعله در حال بالا آمدن با دستاي شماست اين کار را انجام دهيد
                              
                                       

                                     (در خانه اگر کس است  _______ يک حرف بس است)




تاريخ : شنبه 11 آبان1392 | 11:49 | نويسنده : امیرحسین |

"با توجه به شرکت عزیزان در نظر سنجی وبلاگ این مطلب را برای شما قرار دادم امیدوارم مفید واقع شود"

تاريخ پرواز جسم به هزاران سال پيش بر مي گردد. در ادبيات كهن مشرق زمين ، روايات و داستان هاي بسياري از اين تجربه نزد عرفا و اساتيد علوم باطني وجود دارد.
داستان قاليچه حضرت سليمان كه در فضا حركت مي كرد، تمثيل تاريخي در اينن باره است.
در عرفان ايران زمين، گزارش هاي زيادي از پرواز جسم يا راه رفتن روي آب وجود دارد. در يكي از اين روايات كه مربوط به « مولوي » عارف و فرزانه بزرگ ايرانيست، مي خوانيم :

روزي مولوي با پير ، يا مراد خود « شمس » از مسيري مي گذشتند كه به رودخانه اي عريض و پر عمق مي رسند. شمس به مولوي مي گويد بايد از عرض رودخانه بگذريم و به آن سوي رودخانه برويم. مولوي مي گويد با چي ، اينجا كه وسيله اي نداريم.
شمس ، اين راز آشناي انديشناك ، در پاسخ مي گويد . تو دست مرا بگير و ذكر يا «شمس » بگو ما هر دو از روي آب عبور مي كنيم.

مولوي نيز كه به رسم طريقت علوم باطني شك به خود راه نمي داد دست استاد بگرفت و ذكر بگفت و از روي آب عبور كرد . مقداري از مسافت كه طي شد، مولوي دقت نمود كه شمس در زير زبان ذكر يا علي زمزمه مي كند.
مولوي نزد خود فكر كرد؛ حتما ذكر استاد قوي تر است و چرا خود نگويد . اما همينكه به تكرار آن ذكر مشغول شد ، يكباره پايش در آب فرو رفت ، استاد دست او بگرفت و گفت : هر كسي با ذكر مخصوص خود پيشرفت مي كند ، تو همان “يا شمس” (يكي از سوره هاي قرآن ) بگو . سپس هر دو از روي آب گذشتند.

در ادبيات عرفاني ، اينگونه تظاهرات انساني ، “كرامت” ناميده مي شود. كرامت ، معادل واژه سانسكريت سيدهي (sidhi) در يوگاست كه به معني قدرت روحاني مي باشد.

استاد ماهاريشي ماهاش يوگي در مبحث سيدهي و كرامت اشاره مي كند . در بدن انسان 64 مجراي روشن ضميري (خردمندي) وجود دارد كه سيدي ها (كرامات ) از طريق آن كانال ها و مجاري ، خود را آشكار مي سازد. مجموعا حدود 70 سيدهي وجود دارد كه ما به تمرين پاره اي از آن ها مي پردازيم.

بخشي از آن ها سودمند تر از بقيه است . مثل : اقتدار، دوستي، نامرئي شدن ، دانش لايتنها هي و به هوا پري . در ادبيات عرفاني ايران زمين ، رسيدن به هر يك از اين قدرت ها را «مقام يا مقامات » مي نامند و معتقدند كه شخص در هر مر حله به مقامي مي رسد كه بايد از آن گذر كند وگرنه توقف در آن مقام منجر به عدم پيشرفت روحي و تثبيت در آن مقام مي شود.

پيرهرات اين خردمند و استاد راز نازك ، خواجه عبدالله انصاري سروده اي در اين زمينه دارد كه قابل تامل و تفكر است.

گر به هوا روي (پري ) مگسي باشي
*.*.*
به روي آب خسي باشي دل بدست آر تاكسي باشي .

بنابر اين در اين سروده ، هم ، به تجربه پرواز جسم و هوا پري اشاره مي شود و هم مهمتر از آن ، كم ارزش شمردن اين تجربه و اهميت ندادن به آن و در نهايت خدمت به مردم را ترجيح بردن .

عبادت بجز خدمت خلق نيست. «سعدي»

پاتا تجلي ، حكيم و فرزانه يوگا كه بيش از 3 يا 5 هزار سال پيش براي اولين بار تجارب و راز هاي يوگا را در يك نوشته به نام «يوگا سوترا » گرد آورده در اين زمينه مي گويد:

سيدي ها موانعي در برابر درك واقعي هستند.
بودا در كتاب ديگاني كايا (Dighanikaya) شرح مي دهد كه چگونه شاگردانش را از انجام سيدهي باز مي داشت . زيرا آن كارها بوسيله غير بودائيها هم قابل اجرا بود و چرا بايد كسي براي اجرا كردن عمل پرواز جسم بودائي شود؟

امروزه در يكي از روش هاي معروف مديتيشن موسوم به (T.M) يا تفكر متعادل (trancendental meditition ) كه تحت سرپرستي است. از سال 1975 روش پرواز جسم علني و بصورت آكادميك در آمده و در طول سال هاي اخير شاهد پرواز هاي دست جمعي در برخي از شهرهاي دنيا هستيم.

يكي از مسابقاتي كه بدين منظور در واشنگتن برگزار گرديد شخصي موفق شد بالاترين ركورد پرواز (75 سانتي متر ) را بدست آورد.

اين نتيجه در گرو نوعي تمركز فكر ، درونگري و رسيدن به مرحله خاموشي فكر و حواس مي باشد.

وقتي شخصي ، تمرين مديتيشن يا مراقبه مي كند ، در هفته هاي نخست شاهد تشتت افكار و پرش حواس است اما بتدريج قادر به منترل ذهن و آرام كردن حواس مي شود. رسيدن به اين حالت و موفقيت در آن ، درونگري و اتحاد ذهني را فراهم مي آورد . لحظه اي كه افكار كاملا خاموش مي شود و حواس متوقف مي گردد و شخص به خلا ء ذهني مي رسد ، اين اتفاق بزرگي در زندگي رواني فرد است . در اين حالت يكباره فرد ، هويت و فرديت خود را از دست مي دهد و تنها يك احساس غريبي باقي مي ماند ، هشياري بسط يافته و نامحدود . شخص حس مي كند در همه جا گسترش يافته و با همه چيز يكي شده . اين مرحله در يوگا تحت عنوان صمدي (samadi) يا اتحاد است. وحدت با آگاهي كيهاني (روح كلي ). اما اين تجربه اوايل كوتاه و موقت است به همين خاطر ؛ بدان تغيير شكل تدريجي يا كشانيكا (kshanika) يعني صمدي موقت گويند . اگر اين تجربه بطور مستقيم ادامه يابد، مدت تجربه و حضور اين اتقاق ، طولاني تر و دائمي تر مي شود و صمدي دائمي يا نيتيا (nitya) بوجود مي آيد.

در اين حالت ، شخص در هوشياريهاي مختلف و حالت هاي متنوع زندگي ، حالت وحدت گونه ذهني را خواهد داشت و در اينجاست كه به قولي شاهد و مشهود يكي مي شود.

ميان عاشق و معشوق هيچ حائل نيست

تو خود حجاب خودي حافظ از ميان برخيز

در اين مرحله ، ذهن داراي انسجام و توان كامل مي شود و در چنين شرايطي است كه « سيدهي ها » تحقق مي يابند.

استاد ماهاريشي ماهاش يوگي مي گويند:
« وقتي يگانگي عارفانه بين شاهد و مشهود تحقق يافت و صمدي رخ داد، فرد بر موضوعاتي كه تمركز مي دهد قدرت پيدا مي كند».

سيدهي ها يا كرامات و يا بعبارت قدرت هاي روحي ، دو بخش عمده تقسيم مي شوند.

1- سيدهي دانش
2- سيدهي قدرت
سيدهي دانش مثل : توانائي هاي فهم و درك ، روشن بيني اشراق و الهام . سيدهي قدرت مثل ، روي آتش راه رفتن ، حركت دادن اجسام با قدرت فكر و پرواز جسم است. در يكي از گزارشات تجارب پرواز جسم مي خوانيم « وزش يك انرژي در بدن و سبكي باور نكردني ، انگار مقدار زيادي انرژي در امتداد ستون فقرات جريان يافته و بينش آن را يافته ام كه تا سينه و ستون فقرات را مثل يك نور سفيد مشاهده كنم. »

جوزف ويد از طريق مصاحبه با پرواز كنندگان دريافت: آنهايي كه توفيق پرواز را داشته اند ، مي گويند پس از آنكه يكبار بتوان پرواز كرد تكرار آن چندان مشكل نيست ، تا حدي مثل يادگيري شنا كردن.

پرفسور اورم ، جانسون در مورد مراحل تدريجي پرواز مي نويسد.



مراحل تدريجي پرواز

مراحل اول: احساس هوشياري بسط يافته ، انگار شخص در فضا پخش شده است.

مرحله دوم: احساس سبكي (Layhima)
مرحله سوم: احساس حركت انرژي در امتداد ستون فقرات از پايين به بالا
مرحله چهارم: لرزش بدن يا نفس نفس زدن
مرحله پنجم : جهش قور باغه اي ، شخص غير قابل كنترل و ناخود آگاه مثل قورباغه اين سو و آن سو مي پرد (جهش افقي)
مرحله ششم: جهش با كنترل (جهش عمودي ) . شخص در جا مي پرد ولي با شدت پايين مي آيد.
مرحله هفتم : پرواز و توقف كوتاه در فضا و فرود مجدد كه با تكرار و ممارست به حركت در فضا ختم مي شود.

يكي از استادان يوگا مراحل جهش و پرواز جسم را به حركت و راه رفتن نوزاد تشبيه مي كند . همانطور كه نوزاد اول چهار دست و پا راه مي رود بعد چيزي را مي گيرد و راه مي رود بعد روي دو پا راه مي رود . مراحل پرواز جسم نيز عمدتا اينطور است.

نخست بصورت حالت لرزش و تكان هاي جزيي بدن ،بعد جهش قورباغه اي ، بعد جهش عمودي . نهايت حركت و توقف در فضا .

تكنيك پرواز جسم
راز و دانش اصلي « پرواز جسم » در يوگا در « كنداليني يوگا» نهفته است.

كنداليني يوگا ؛ دانش مربوط به شناخت انرژي بنيادين انسان وكنترل آن مي باشد. در «كنداليني يوگا » اسرار محل تمركز يافته انرژي و تكنيك هاي بيداري اين نيروها و نهايتا نحوه استفاده از اين نيروها بر ملا مي شود. بر اين اعتقاد ، انرژي بنيادين در پائين ترين قسمت ستون فقرات تقريبا در نزديكي نشمينگاه تمركز يافته و بعبارتي همچون ماري كه سه دور به دور خرد حلقه زده است خوابيده است.

كحنال در زبان ساسنكريت بمعناي گودال است . و آن محلي بوده است براي نگهداري آتش در قديم . وقتي شما با تمرينات تمركز فكر و مديتيشن توانستيد به درون خود راه يابيد و بر نقاط داخلي بدن و انرژي نهفته اثر گذار باشيد. مي توانيد اين انرژي را فعال نمائيد . اگر بخواهيم براي درك و حس كردن اين مطلب مثال قابل لمس بزنيم مي توانيم اين حالت را به فعال شدن انرژي و نيروي جنسي تشبيه كنيم : انرژي جنسي هم در ما نهفته و خفته است ولي وقتي به كمك ذهن يا تجربه واقعي آن را تحرك مي كنيم ؛ به تدريج حرارت و نيروئي درون ما زنده مي شود و ما از آن لذت مي بريم . انرژي كنداليني هم وقتي بيدار مي شود ، مشابه چنين جنبشي را در انسان بوجود مي آورد. زمانيكه انرژي كنداليني فعال مي شود بطور عادي در امتداد ستون فقرات به بالا صعود مي كند و شما حركت آن را احساس مي كنيد اما اين صعود در همه افراد يكسان احساس يا تجربه نمي شود. بعضي ها داغي زيادي در داخل لگن احساس مي كنند.

برخي مورمور شدن يا حالات تيك و جنبش هاي عضلاني پراكنده را تجربه مي كنند. عداه اي هم ممكن است اين بر انگسيفتگي ها را نه بصورت جسماني يلكه بيشتر عاطفي و رواني احساس كنند و دچار تغييرات خاقي يا هيجاني شوند مثلا احساس اينكه مي خواهند گريه كنند . خنده كنند ، جيغ بكشند يا شور عشق زياد را تجربه كنن و اين تفاوت ها به عوامل مختلفي بستگي دارد كه يكي از آن ها نوع تحريك انرژي و نقاط چاكراي مورد نظر است.

وقتي انرژي فعال مي شود و به بالا صعود مي كند عموما در مسير اصلي خود يعني از نقطه نشيمنگاه تا سقف سر از 7 نقطه اصلي كه حوز ها يا ميدان هاي مخصوص انرژي است مي گذرند. اين ميدان ها يا چرخه ها را در يوگا «چاكرا » گويند.

هر نقطه چاكرا از ميان اين 7 نقطه ، داراي خصوصيات خاصي است و فعال شدن هر چاكرا خواص خود را باز مي نمايد.

تمرين كننده «كنداليني يوگا» بعد از اينكه اين انرژي را فعال كرد و در مسير عمودي از پائين به بالا قرار داد بايد آن را به تدريج از اين چاكراها بگذارند و قتي به اين امر موفق گرديد مي تواند مطمئن گردد برحركت و هدايت اين نيرو كنترل و تسلط يافته است.

در قبل به سيدهي ها يا كرامات اشاره داشتيم و در اينجا بايذ بگوئيم كه ظهور هر سيدهي منوط به تحريك نقاط خاصي است و در واقع ممكن است براي هر سيدهي يك يا بيش از يك نقطه موثر باشد . در كتاب كشفيات رواني پشت پرده آهنين نوشته لين اسكرو در مي خوانيم ؛ هر كه چاكراي آناهات را در قلبش بيدار كند مي تواند در هوا راه رود.

در سيدهي يا كرامت پرواز جسم ؛ عموما 3 نقطه يا 3 چاكرا تاكيد شده است.

1-مولادها را
2-آناهات
3-آجنا

براي حصول نتيجه بايد مدتي مديتيشن كرد. همزمان تمرينات يوگا ( آساناها ، پراندياما ) را اجرا نمود و براي بيداري كنداليني تمرينات مخصوصي نظير باندها ، انقبلض و فشار آوردن بر نقاط چاكرا، نهايتا ذكر خواني مخصوص هر چاكرا را با روشي مشخص اجرا نمود . كم كم شما متوجه جنبش انرژي در بدن خواهيد شد . سپس مي توانيد سراغ تمرينات اختصاصي چاكرا به فرض پرواز جسم برويد يوگا و مديتيشن مي كنيد و بعد روي 3 چاكراي مخصوص پرواز عمل مي كنيد.

در اين وضعيت براي كمك مي توانيد در حاليكه نشسته ايد ( در حالت لوتوس يا نيمه لوتوس)

قدري بدن خود را مثل پاندول ساعت به نوسان در آوريد و يا قدري خود را از ناحيه كمر يا نشيمنگاه تكان دهيد و اين تكان ها خوب است با هارموني دروني و احساس دروني از حركت هماهنگ گردد. كم كم شما شروع به جهش كردن مي كنيد ، البته برخي ممكن است قبل از آن شاهد احساس و تجربه تكان هاي شديد باشند.

مواظب تنفس و قلب خود باشيد . احتمال دارد برخي دچار ضربان هاي شديد شوند براي اين منظور خوب است همواره حركات يوگا را انجام دهيد تا بدن شما قوي و آماده باشد. استرس ها و فشارهاي هيجاني روزمره را كم كنيد.

قدري رژيم غذايي را رعايت نمائيد كمتر با صحبت كردن انرژي خود را تلف كنيد . تا آنجا كه ممكن است روزانه مديتيشن را انجام دهيد . شما نيز خواهيد توانست پرش و پرواز جسم داشته باشيد.

تاريخ : دوشنبه 15 مهر1392 | 11:54 | نويسنده : امیرحسین |
با توجه به شرکت دوستان در نظر سنجی مطالب جدیدی رو در مورد تله پاتی براتون قرار دادم .

«تله‌پاتی» دسترسی به اطلاعاتی است که در فکر شخص دیگری

نگهداری می‌شود و شما خواهان کسب آن هستید . دانشمندان برای اثبات

این پدیده می‌گویند ....



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه 14 مهر1392 | 22:55 | نويسنده : امیرحسین |
تاريخ : دوشنبه 8 مهر1392 | 22:53 | نويسنده : امیرحسین |
این روزها عوامل آشفته کننده و برهم زننده تمرکز در محیط های کاری و منازل افزایش پیدا کرده و تمرکز کردن روی کارها نیز دشوارتر شده است.

متخصصان روانشناسی می گویند هر چند تقویت قدرت تمرکز کار نسبتا دشواری است اما غیرممکن نیست.

در این مقاله 21 توصیه مفید و کارآمد برای کمک به افزایش قدرت تمرکز و کاهش آشفتگی ذهنی عنوان شده است :



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 22 شهریور1392 | 17:53 | نويسنده : امیرحسین |
ماهی

هر گونه ماهی روغنی منبع غنی اسیدهای چرب امگا ۳ بوده و برای

سیستم عصبی سالم ضروری است. از تقویت حافظه گرفته تا ارتقاء

مهارت های تصمیم گیری و حل مسائل آنها موثرند. بنابراین اظمینان

حاصل کنید که پروتئین یخچال شما از ماهی خالی نباشد.

گوجه فرنگی

گوجه فرنگی حاوی آنتی اکسید لیکوپن است که می تواند از شروع زوال

عقل جلوگیری کند. علاوه براین ، منبع غنی دیگر ویتامین ها و مواد

معدنی است که در کل تاثیر خوبی برای بدن دارد.

اسفناج

ممکن است شما با خوردن اسفناج نیروی حیرت انگیز ملوان زبل را کسب

نکنید ولی مطمئن باشید فواید بسیاری به مغز خود می رسانید. اسفناج

منبع غنی اسید فولیک است که می تواند افراد را در مقابل آلزایمر

محافظت کند و همچنین حاوی آنتی اکسید های حیاتی است.

سیب

جمله معروف “خوردن هر روز سیب شما را از دکتر دور می کند ” را

شنیده اید!! و اگر واقعا به مراقبت از حافظه خود اهمیت می دهید ،

پس پوست سیب را نکنید و دور نریزید، چرا که حاوی مقادیر خوبی از دو

آنتی اکسید به نام کورستین و آنتوسیانین است و در کنار آنها حاوی مقادیر

بالای ویتامین و مواد معدنی است.

بروکلی

منبع غنی اسید فولیک و کورستین است که تاثیر مثبتی بر حافظه می

گزارد.به گزارش نیک صالحی بروکلی همچنین حاوی مقادیر خوب

ویتامین K است که قدرت مغز را افزایش می دهد. تعجبی ندارد که

سرآشپزها آن را خیلی دوست دارند.

انگور

انگور حاوی گیاشیمی های ضروری برای ارتقاء حافظه است. میوه

هایی نظیر سیب، انگور جدا از ویتامین C، حاوی مقادیر خوبی از

کورستین و آنتوسیانین هستند که برای ارتقاء سرعت و قابلیت حافظه

شناخته شده هستند.

محصولات لبنی

اگر به طور جدی می خواهید که حافظه خود را تقویت کنید محصولات

لبنی باید جزو اجزا اصلی رژیم روزانه باشد.به گزارش نیک صالحی

محصولات لبنی منبع غنی ویتامین D و کلسیم است که درحقیقت همانند

آجر برای ساختمان بدن کار می کنند. آنها حاوی تیروسین و تریپتوفان

هستند که تشکیل دهنده انتقال دهنده های عصبی بوده و برای فرایند سریع

فکر کردن ضروری است.

قره قات (بلوبری)

بسیاری از مطالعات نشان داده اند که بلوبری نقش مهمی را در سلامت

ذهن و ارتقاء حافظه ایفا می کند آنها حاوی گیاشیمی های مختلفی هستند

که قدرت حافظه را در کنار آنتی اکسید های زیاد که برای مقابله با پیری

و زوال حافظه موثرند ارتقا می دهند.



تاريخ : جمعه 22 شهریور1392 | 17:35 | نويسنده : امیرحسین |

هاله عبارت است از نوعی تشعشع مغناطیسی لطیف كه زاییده نیروهای اتریك

و سایر میدان های انرژی است. نیرویی است كه به موجودات و اشیاء

مربوط می شود.

 هاله میدانی از انرژی است كه اطراف بدن تمامی موجودات زنده، جامدات،

نباتات و حیوانات را پوشانده است. امواج حاصل از این میدان انرژی به

طور دائمی در حال تشعشع هستند.

این امواج شبیه امواج گرمایی هستند كه یك روز داغ از سطح زمین بیرون

می زنند. به عبارت دیگر هاله مجموعه ای از ارتعاشات است كه با طول

موج های متفاوت در افراد از كالبد مثالی ساطع می شود. جسم فیزیكی

علاوه بر اینكه دارای چنین ارتعاشاتی است به عنوان صافی نیز عمل می

كند.
تمام موارد موجود در طبیعت دارای هاله هستند كه جو مغناطیسی آنهاست.

برای درك چگونگی كاركرد هاله یك آهن ربا را در نظر بگیرید در اطراف

قطبین آن میدان های مغناطیسی وجود دارد. از مركز آن خطوطی از نیرو

بیرون می آید كه بین دو قطب مغناطیسی كشیده شده است.

 حركت مدارهای الكتریكی در میان خطوط، این میدان نیروی مغناطیـسی را

به نیروی بـرق تبدیل می كند. این برق می تواند به صورت نور و حرارت

و سایر شكل های انرژی مورد استفاده قرار گیرد. در ارگانیسم بدن انسان

نیز چنین نیروهایی وجود دارد.

هاله انسان در اثر كیفیت های جوهری، نیروهای اتری، اثیری، علی، ذهنی و

روحی فرد تغییر می كند و به بیان دیـگر هـر انسان جوی از مغناطیس در

اطـراف خود می آفرینـد كه بدون تـردید نشـانه های فطـری و رفتاری و

شرایط سلامت جسمی و روانی او را فاش می سازد.
نكته :اگر موفق به دیدن هاله دیگران شدید، آن را فاش نكنید، مگر به تقاضای

كالبد علی شخص.
در مذاهب قدیم آن را ‍”آكاشا“ می نامیدند، در دین زرتشت «آتش ذی روح

یا آتش جاویدان» خوانده می شد و علمای هندو آن را «آر» می نامیدند.

این كلمه ریشه سانسكریت دارد و به معنای «پره چرخ » است, زیرا

امواجی كه از بدن انسان خارج می شوند, مانند تشعشعاتی هستند كه از

قسمت توپی یك چرخ ساطع می شوند.

 آن را گاهی اتمسفر روانی یا اتمسفر مغناطیسی نیز می نامند. به زبان

انگلیسی «اورا»aura گفته می شود. دانشمندان معتقدند این لغت

دارای ریشه لاتین و به معنای هوا است. دو دانشمند اطریشی نیز بعد از

كشف این امواج آنها را اود (خود) نامیدند.

دكتر مسمر از این انرژی با عنوان مغناطیس حیوانی یاد می كرد، ”پیه هن

باخ“ آن را «نیروی ملكوتی», بلا برات اشعه N و دانشمندان

شوروی ”انرژی بیوپلاسمیك“ می نامیدند. دانشمندان کشور چک نیز آن را نیروی

"سایكوترانیك" می خوانند.



تاريخ : دوشنبه 11 شهریور1392 | 22:11 | نويسنده : امیرحسین |

چشم سوم همان بخش پيشين چاكراي ششم است. چاكراها كانون‌هاي انرژي در حوزه‌ي انرژي‌هاي ماورايي انسان (هاله‌ي نوراني انسان) مي‎باشند. چاكراها مسؤول تبادل انرژي بين هاله‌ي انسان و هاله‌ي كيهان و هم‌چنين مسؤول متعادل كردن انرژي در سطوح مختلف هاله مي‎باشند. هاله‌ي نوراني انسان ميداني از انرژي‌هاي بسيار لطيف است كه دور تا دور بدن را به صورت يك تخم مرغ احاطه كرده است. هاله‌ي نوراني در حالت معمولي احساس و ادراك نمي‎شود ولي به كمك چشم سوم قابل رؤيت است.

چاكراها به دو نوع اصلي و فرعي تقسيم مي‎شوند. چاكراهاي اصلي هفت عدد مي‎باشند و در راستاي مغز و نخاع قرار مي‎گيرند. اين چاكراها به ترتيب از پايين به بالا با شماره‎هاي 1 تا 7 نام‎گذاري مي‎شوند. چاكراهاي شماره‌ي 1 و 7 يك قسمتي و چاكراهاي شماره‌ي 2 تا 6 دو قسمتي مي‎باشند، به‌طوري كه يك قسمت آنها در جلوي بدن و قسمت ديگر آنها در پشت بدن قرار مي‎گيرد. به عبارت دقيق‌تر چشم سوم داراي دو قيف انرژي (در جلو و پشت) مي‌باشد، در هر يك از اين قيف‌هاي انرژي دو قيف فرعي وجود دارد، به همين دليل آجنا به «گل نيلوفر» تشبيه شده است. در ادبيات و عرفانِ شرق چاكرا به «گل نيلوفر آبي» تشبيه شده است، پس گل نيلوفر سنبل و نماد چاكرا است و تعداد گلبرگهاي آن بيانگر تعداد قيف‌هاي فرعي هر چاكرا مي‌باشد. چاكراي ششم (چشم سوم) مهم‌ترين، شناخته شده‎ترين و مورد توجه‎ترين چاكرا است.

چاكراي ششم، مركز فرماندهي ناظر بر چاكراهاي ديگر و مسؤول نظارت بر ذهن است. اين چاكرا، پل ارتباطي ابعاد فيزيك و متافيزيك انسان مي‎‎باشد. بخش جلويي چاكراي ششم مسوؤل تجسم فكري و توانايي تجسم و انديشه كردن است. به عبارت ديگر قابليت تصوير سازي و درك مفاهيم ذهني به اين بخش مربوط است. اين بخش هم‌چنين فرمول‎بندي كردن ايده‎ها و ادراك نيازهاي روحي و رواني را بر عهده دارد. توانايي پيگيري و اجراي طرحها و توانايي به فعليت درآوردن افكار، به بخش پشتي چاكراي ششم مربوط مي‎شود. به عبارت ديگر، انجام اعمالي كه سبب تجلّي مادي انديشه‎ها در جهان فيزيكي مي‎گردد، بر عهده بخش پشتي اين چاكرا مي‎باشد. به‌طور خلاصه مي‎توان گفت: بخش جلويي چاكراي ششم مسؤول طراحيِ افكار و بخش پشتي آن مسؤول اجراِ اعمال مي‎باشد.



تاريخ : دوشنبه 11 شهریور1392 | 21:58 | نويسنده : امیرحسین |
  • تک استارت
  • نسل سومي