تحقیقات در مهندسی بیو شیمی نشان می دهد که مغز انسان ماده ای را ترشح می کند به نام اندروفین .( مورفین طبیعی بدن ) 

کسانی که بر ذهن آنها تفکرات منفی حاکم است اندروفینی که از مغزشان ترشح می شود بیماری زاست و کسانی که ذهن مثبت دارند اندروفین آنها شفا بخش است : یک ماده با دو خاصیت!

 

امروزه از نظر علمی ثابت شده که هیچ چیزی نیست که از خودش هاله انرژی ساطع نکند . 

قانون "دوبروی " می گوید: "هر ذره ای از خود انرژی به همراه دارد" . حتی با دوربینهای مخصوص از این انرژی ها عکس تهیه کرده اند .

هاله های انرژی با فرکانس مغز و تفکر انسان مرتبط هستند.

 

ما می توانیم هاله های انرژی خود را با متمرکز شدن بر روی شخصی یا محلی هدایت کنیم فقط کافی است به آن شخص فکر کنیم بلافاصله هاله های انرژی ما با سرعت نور به سوی آن شخص فرستاده می شود .

هاله های انرژی قابل باردار شدن است ؛ اگر تفکر انسان منفی باشد هاله منفی و اگر مثبت باشد هاله مثبت. 

به این ترتیب که اندیشه های مثبت، مهر آمیز، خیرخواهانه، سرشار از توانمندی، هوش و خلاقیت بر هاله اثر مثبت دارد و سطح انرژی های آن را بالا می برد و از نظر کمی نیز میتواند هاله انسان را بزرگتر نماید .

برعکس اندیشه های منفی، بدبینی ها، خودخواهی ها، احساس تنفر از خود و یا دیگران، حسادت، خشم و هر گونه اندیشه بد بر هاله اثر تخریبی می گذارد و سطح انرژی های آن را بشدت کاهش میدهد و انرژی زیادی از انسان می گیرد. 

 

وقتی در مکانی احساس بدی می کنید بدین معناست که آن محل از انرژی های منفی اشباع شده است و یا وقتی فردی این تاثیر را روی شما می گذارد یعنی او حامل انرژی منفی است . 

جالب است که این انرژی حتی هنگام فکر کردن به کسی ، حرف زدن ، گوش کردن و... به صورت چه مثبت و چه منفی منتقل می شود .

 

انجام اعمالی مانند مدیتیشن، عبادت و تمرین تفکر مثبت، حضور در طبیعت و دوستی با آن، از عوامل مهم و تاثیر گذار بر افزایش سطح انرژی هاله می باشد.

 

احتمال دارد که شما در طول زندگی با انجام کارهایی هاله نورانی خود را آلوده کرده باشید . هر گونه اضطراب ، دلهره ، ترس و حتی  دروغگویی ، غیبت کردن ، بدبینی، آبروی دیگری را بردن و کلیه مسائلی از این قبیل منجر به آلودگی و تجمع انرژی های تخریب گر در هاله شما می شوند.

این انرژی منفی آنقدر در هاله شما نفوذ می کند تا در جسم (آخرین سطح برای نفوذ ) اثر خود را به صورت بیماری نشان دهد.

 

توجه کنید که 

انرژی منفی منشا تمام بیماریهای روحی- روانی و جسمی انسان است و به مرور زمان رد پای خود را بر چهره و بدن ما بر جای می گذارد. 

 

پس

اگر دائما مریض می شوید به پاکسازی هاله و دوری از آلوده کننده های هاله تان فکر کنید.

انرژی هاله تان را با راههای مثبتی که گفته شد بالا ببرید تا نیازی به راههای منفی نداشته باشید.

و اما 

افرادی هستند که به صورت ناخودآگاه از انرژی دیگران تغذیه می کنند. معمولا آنها افرادی هستند که ما اصلا بهشان شک نداریم. 

 

یکی از راههای کسب انرژی از شما این است که :

این افراد ممکن است نزدیک شما بیایند و برای شما درد دل کنند و بگویند که چه آدم بدبخت و فلک زده ای هستند و ... و هر چه شما راه چاره نشانشان می دهید گوش نمی دهند، چون نمی خواهند که تغییری در وضعیتشان بوجود بیاید چرا که این تنها راهی است که می توانند انرژی بگیرند، آنها با این کار در حال گرفتن انرژی شما هستند در حالی که شما دلتان به حالشان سوخته است. 

پس اگر بجای یک گفتگوی منطقی دوطرفه، وارد گفت و شنودی شدید که هر راه حلی ارائه دادید با جمله : آره درست میگی، ولی..... پاسخ داد، بدانید که دارید انرژی از دست می دهید.

 

راه دیگر انرژی گرفتن از شما تحقیر کردنتان است: بعضی از مردم سعی میکنند با هر حیله ای متوسل شوند و تحقیرتان کنند تا  انرژیتان را بگیرند که نام دیگر این کار دیگرآزاری یا سادیسم است. شخص سادیستیک با تحقیر دیگری احساس خود برتربینی کرده و انرژی دیگران را از آن خود می کند. 

تحقیر کردن میتواند نسبت به پوشش، ظاهر، جسم، جنسیت، رفتار، گفتار، و ... باشد. 

خیط کردن دیگری و یا انتقاد از او، تحت هر نامی که صورت گیرد در واقع تحقیر است و انرژی را به سمت تحقیر کننده می کشاند.

بهتر است که 

یادتان باشد اکثر این افراد از کاری که انجام میدهند کاملا بی اطلاعند در رابطه با آنها پس از مدتی زمانی کوتاه یا بلند، احساس می کنید بی انرژی و بی حوصله شده اید در حالیکه آنها سرحال آمده اند. اینگونه رابطه ها را دوست دارید قطع کنید و از رابطه با اینگونه افراد بدون اینکه بدانید چرا، طفره می روید.

 

اگر واقعا به این افراد دوست و نزدیک هستید میتوانید موضوع را با آنها در میان بگذارید و به آنها کمک کنید. چون این افراد با اینکار رابطه اجتماعی خودشان را با دوستان و اطرافیان تخریب می کنند. 

در صورتی هم که این شخص در زندگیتان و برایتان اهمیتی ندارد بهتر است که از او دوری کنید.

[ دوشنبه ۸ تیر۱۳۹۴ ] [ 13:18 ] [ امیر حسین ]
یکی از فنون موفقیت،داشتن ارتباط خوب با دیگران است،در واقع انسانی در زندگی اجتماعی یا در کسب و کار خود موفق تر است که دارای فن ارتباط خوبی با دیگران باشد.

 

اصولا بعضی از افراد دارای جذابیتی خاص هستند که ناخودآگاه افراد را به سوی خویش جذب می کنند،انگار روح آن ها دارای قدرتی است که دیگران را مسحور خود می کند و همه مایلند با این گونه افراد ارتباط نزدیکی،چه از نوع کسب و کار چه از نوع عاشقانه و...داشته باشند.اما چرا بعضی از افراد دارای چنین خاصیتی هستند و دلایل چنین جذابیتی در چیست؟آیا جذابیت آن ها بابت زیبایی آن هاست؟آیا در تن صدای آن هاست؟ولی در بعضی از مواقع ما با افرادی برمی خوریم که شاید زیبایی چندانی ندارد ولی این افراد بسیار جذابند و حرکاتشان برای دیگران شیرین و دوست داشتنی است.اما دلیل آن چیست؟

در افراد نیرویی وجود دارد به نام نیروی ماینوتیزم.این نیرو را همه ی افراد از کائنات جذب می کنند ولی نمی توانند این نیرو را در خود حفظ کنند و به دلایل متعددی آن را هدر می دهند،همان طور که قبلا شرح داده ام پوششی در اطراف انسان به نام هاله موجود است و از مراکز چاکراها خطوطی تا سطوح هاله ی انسان امتداد دارد به نام "اورا".هاله ی افراد با چشم دیده نمی شود گرچه برخی از افراد قادرند هاله ی اشخاص را ببینند و رنگ آن را تشخیص دهند ولی دستگاه های بسیار حساس اختراع شده است که به آن ها می توان از رنگ هاله افراد که در شرایط مختلف تغییر می کند پی به نوع حالات روحی،روانی و جسمی آن ها برد.هر چقدر این هاله مغناطیسی تر باشد،آن فرد جذاب تر می باشد.در واقع همانند یک آهن ربا هاله ی کسی که بیشتر مغناطیسی تر می باشد،توان کشش و جذب افراد را به خود داراست.پس برای این که جذاب تر شویم باید هاله ی خود را مغناطیسی تر کنیم تا همانند آهن ربای قوی عمل کند،اما چگونه می توان مغناطیس بیشتری را جذب کرد و آن را کمتر هدر داد.

یکی از راه های حفظ این نیرو کمتر حرکت دادن دست و پاها در حالتی است که شما ایستاده یا نشسته اید.برخی از افراد در هنگام صحبت کردن با دیگران مدام دست و پای خود را بی جهت تکان می دهند و با انگشتان خود مدام بازی می کنند و آن ها را به هم گره می زنند،این حالت زمانی بیشتر اتفاق می افتد که انگار آن ها هول شده اند و همین حالت باعث می شود ناخودآگاه در چشم افراد مقابل از وقار و متانت آن ها کمتر شود و یا مدام چشم های خود را بر هم می زنند.البته در حالت طبیعی هر فردی در هر6 ثانیه یک بار پلک های خود را بر هم می زند ولی فردی می تواند این نیروی ماینوتیزم را در خود حفظ کند که توان نگاه داشتن پلک های خود را داشته باشد.در واقع با هر بار پلک زدن،شما ارتباطتان را با دیگران قطع می کنید ولی اگر دقت کرده باشید بعضی از افراد دارای چشمانی هستند که انگار با چشمانشان دیگران را افسون می کنند.با کمی دقت بیشتر،راز این افسونگری را در نوع نگاه آن ها در می یابید راز آن ها در نگاه داشتن چشم هایی باز بدون پلک زدن و تمرکز در نگاهشان است و دلیل جذابیتشان در هدر ندادن نیروها و نوع نگاه آن ها و همچنین نوع تنفس های عمیق و جذب پرانای بیشتر می باشد.حال به شرح خود هیپنوتیزم جهت جذب این نیروها می پردازیم.

 در حالت خود هیپنوتیزم به پشت دراز بکشید.دست های خود را به طوری که کف دست های شما به سوی آسمان باشد،قرار دهید و شروع به تنفس های عمیق بکنید.در این حالت در ذهن خود مجسم کنید که نیروهایی همانند امواج از بی نهایت دور به سمت شما می آید و شما آن ها را توسط تنفس های عمیق و مکرر از کائنات به سمت خود همانند یک دستگاه جاروبرقی جذب می کنید.در این تکنیک از تنفس های عمیق خسته نشوید و در ذهن خود تکرار کنید که ضمیر ناخودآگاهم تمام این نیرو ها را جذب می کند؛پس از 20 دقیقه که در این حالت بودید،توسط 5 شماره از خلسه خارج شوید،پس از خروج،هنگامی که کم کم دست و پای خود را تکان دادید متوجه مغناطیس جذب شده می شوید،انگار تمام بدن شما آهن ربایی شده و این همان مغناطیس است که درباره اش بحث کردیم.با تکرار این خود هیپنوتیزم حداقل در 21 شب تغییراتی قابل توجه را در خود مشاهده می کنید که برای خودتان باور کردنی نیست.

حال شما دیگر با روش های خود هیپنوتیزم آشنا شده اید و می دانید که برای مشکلات خود چگونه و با چه سناریویی و از چه تلقین هایی استفاده کنید.بعضی از افراد فکر می کنند که گفتن برخی از جملات فقط نوعی تلقین است،در صورتی که ثابت شده این فقط یک نوع تلقین نیست و در درون شما تغییرات بیوشیمی انجام می گیرد و ناخودآگاه با ترشح هورمون های خاصی فضای شیمیایی بدن شما تغییر می کند.از این جهت جسم شما نیز تغییر می کند و احساس بهتری از زندگی خود خواهید داشت،همین تغییر احساس کیفیت زندگی شما را تغییر می دهد،امیدوارم از این به بعد خود هیپنوتیزم را در ارکان زندگی خود قرار دهید و از آن در جهت پرورش نیروهای درونی خویش استفاده کنید و بدانید در چند سال آینده در تمام کشورها از این روش جهت تمام کارها استفاده خواهد شد.

منبع : کتاب کلیات اسرار و رازهای موفقیت

[ دوشنبه ۸ تیر۱۳۹۴ ] [ 13:11 ] [ امیر حسین ]
" توجه به شرکت عزیزان در نظر سنجی وبلاگ این مطلب را برای شما قرار دادم امیدوارم مفید واقع شود "

امروز میخوام یک چیز عجیب براتون بنویسم که با تمرین زیاد می توانید یاد بگیرید . موقعی که من این مسئله رو به بعضی افراد گفتم , یا نیشخند زدند و یا مسخره کردند ولی باید بهتون بگم که این راز رو چند ماه پیش درخودم کشف کردم (البته باید گفت که ذهن خوانی بوده و هست) . اما با این کار میتوانید حتی صدای بعضی از حیوانات رو هم در ذهنتان ترجمه کنید و متوجه منظور آنها بشوید!!!.پخیلی ها در نظرات به من گفتند که نمیشه یا خیلی سخته و یا میخواستند به نحوی سریع تر یاد بگیرند . باید بهتون بگم که همه ی ما از کوچکی دوچرخه سواری بلد نبودیم تا موقعی که با تمرینات زیاد موفق به دوچرخه سواری شدیم و حتی چندین بار هم زمین خوردیم!!. اما دست از دوچرخه سواری بر نداشتیم تا این که یاد گرفتیم شما . عزیزان هم با اشتیاق فراوان و تمرینات زیاد و صبور بودن میتوانید به این کارها دست پیدا کنید .اما چطوری انجامش بدیم ؟شما از یک جنس مخالف خود درخواست می کنید که آیا میتونم ذهنتان را بخوانم یا نه . با این کار نه تنها خودتان اشتیاق زیادی را احساس میکنید بلکه فردی که از آن درخواست کردید هم ناخودآگاه برای تله پاتی آماده میشه!ابتدا از کمترین عدد شروع کنید . شما از فرد مقابلتون میخواهید که یک عدد مثلا از 1 تا 5 رو انتخاب کنه و آنرا در ذهن خود مدام تکرار کند .شما باید توانایی این کار را داشته باشید چون هرکس که موفق شده یک انسان معمولی بوده و با تمرینات زیاد به هدف خود رسیده!.

شما دو راه برای خواندن ذهن فرد مقابل دارید :

1-) به پیشانی آن شخص خیره بشوید و عددی که در ذهنش انتخاب شده است را ببینید (بیشتر اوقات با بازکردن چشم سوم , عدد نمایان میشه . راستش رو بخواین خودم بدون باز کردن آجنا تاحالا امتحان نکردم )

2-)راه دو این هست که چند نفس عمیق بکشید و درجای ساکت و تاریک این کار رو انجام دهید . چشمان را ببندید و ذهنتان را با حفظ آگاهی بر تنفس آرام کنید . ( با دنبال کردن مسیر عبور هوا از بینی تا ریه ها و بلعکس ) . منتظر یک تحرک درونی باشید و ذهن را از هرگونه فکر و خیال و آشفتگی , خالی کنید و منتظر دیدن یک عدد در جلوی چشم ذهن خود باشید . شما موفق خواهید شد , فقط تمرین و پشتکار لازم است .


[ چهارشنبه ۲۳ بهمن۱۳۹۲ ] [ 13:45 ] [ امیر حسین ]
اولين نوع هوش هوش زبان‌شناختي است. اين هوش بر كلمات مبتني است و به خبرنگاران، داستان‌سرايان، شعرا و وكلا مربوط مي‌شود. شيوه‌اي از انديشيدن كه براي ماشاه‌لير اثر شكسپير، اوديسه اثر هومر و افسانه‌هاي هزار و يك شب عرب را به ارمغان آورد. افرادي كه به ويژه در اين بخش باهوش هستند... مي‌توانند با واژه‌هاي گفتاري مؤثر به بحث كردن، متقاعد ساختن، سرگرم كردن يا رهنمود دادن بپردازند. آنها اغلب عاشق تفريح كردن با اصوات زباني به صورت ايهام، بازي با كلمات و به‌كارگيري كلماتي هستند كه تلفظ آن‌ها مشكل است. همچنين، گاهي اوقات براساس توانايي ذخيره كردن اطلاعات در حافظه، تا حدودي كارشناس به شمار مي‌روند. يا به عبارت ديگر، سرآمد دانش و سوادند. با ولع مي‌خوانند، قلم شيوايي دارند و مي‌توانند از اواسط متن چاپ شده، معني آن را به طرق ديگر دريابند.
هوش منطقي ـ رياضي .يا هوش اعداد و منطق است. اين هوش مربوط به دانشمندان، حسابداران و برنامه‌نويسان كامپيوتر است. نيوتن اين هوش را به هنگام اختراع ديفرانسيل و انتگرال متجلي ساخت. همين‌طور انيشتين، در ارائه نظريه نسبيت خود، از اين هوش بهره گرفت. ويژگي‌هاي فردي كه به مسائل منطقي ـ رياضي تمايل دارد، شامل توانايي استدلال، استنتاج، انديشيدن درباره مفاهيم علت و معلول، خلق فرضيه، جست‌و‌جوي نظام‌هاي ادراكي يا الگوهاي شمارگاني و بهره‌مندي از نگاهي عموماً معقول به زندگي است.
هوش فضايي،نوع سوم هوش است و شامل تفكر در قالب تصاوير و تجسم‌ها و توانايي‌ درك، تغيير شكل و خلق دوباره‌ جنبه‌هاي متفاوت دنياي بصري ـ فضايي است. چنين هوشي، عرصه‌ فعاليت معمارها، عكاسان، هنرمندان، خلبانان و مهندسان مكانيك است. كسي كه اهرام مصر را طراحي كرد به ميزان قابل توجهي از اين هوش بهره‌مند بوده است. همچنين، افرادي همانند توماس اديسون، پابلو پيكاسو و آنسل آدامز نيز از همين هوش، بهره گرفته‌اند. افرادي كه داراي هوش فضايي زياد هستند، حساسيت دقيقي در مشاهده جزئيات دارند و مي‌توانند عقايد خود را به صورت گرافيكي به وضوح ببينند، نقاشي و يا طراحي كنند و خود را به آساني با فضاي سه‌بعدي تطبيق دهند.
هوش موسيقايي، چهارمين نوع هوش است. ويژگي‌هاي مهم اين هوش قابليت درك، ارزيابي و ساختن ريتم‌ها و ملودي‌هاست. اين هوش فردي هم مثل باخ، بتهوون يا برامز و همچنين نوازنده اركستر اندونزيايي اهل بالي يا يك خوانند حماسي يوگسلاويايي است. با اين‌حال، هوش موسيقايي در مغز هر كسي كه شنوايي خوبي داشته باشد و بتواند آوازي موزون بخواند، براي شنيدن موسيقي وقت صرف كند و با اندكي توجه برگزيده‌هاي متفاوت موسيقايي را بشنود، وجود دارد.
هوش جسمي ـ حركتي است كه هوش ضمير فيزيكي  نام دارد؛ و عبارت است از استعداد كنترل حركات بدن و نيز در دست گرفتن ماهرانه اشيا، ورزشكاران، هنرمندان، مكانيك‌ها و جراحان به ميزان قابل توجهي از اين نوع هوش بهره‌مند هستند. بنابراين چارلي چاپلين نيز كسي بود كه براي اجراي برنامه‌هاي مبتكرانه هميشگي خود از جمله «ولگرد كوچولو» از اين هوش استفاده مي‌كرد. افرادي كه هوش جسمي ـ حركتي دارند، مي‌توانند در كارهايي مثل خياطي، قالي‌بافي يا مدل‌سازي تبحر پيدا كنند، مانند ممكن است از تفريحات فيزيكي همچون پياده‌روي، رقص، دويدن، اردو زدن، شنا يا قايق‌راني لذت ببرند. آنها افرادي عملگرا هستند كه حس لامسه‌اي خوبي دارند و بايد به طور مداوم، بدن خود را حركت دهند و در برابر مسائل «واكنش‌هاي اساسي» نشان دهند.
هوش ميان فردي نام دارد. اين هوش، توانايي درك ساير مردم و كار با آن‌هاست. به ويژه مستلزم داشتن قابليت درك ديگران و مسئول بودن در برابر حالات روحي، خلق‌و‌خوي، نيات و تمايلات آنان است. يك مدير اجتماعي، طي سفري دريايي بايد اين نوع هوش را داشته باشد. مدير يك مؤسسه بزرگ نيز همين‌طور. بنابراين كسي كه هوش بين فردي دارد، ممكن است فردي بسيار دلسوز و داراي حس مسئوليت اجتماعي مانند مهاتما گاندي و يا شخصي متقلب و مكار مثل ماكياولي باشد. در هر حال، همگي افرادي هستند كه مي‌توانند به ذهن افراد ديگر راه يابند و دنيا را از چشم‌انداز فكري آن‌ها بنگرند. چنين افرادي مي‌توانند يكي از كاركنان شبكه‌اي، مشاور و معلماني شگفت‌انگيز باشند.
درون فردي يا هوش ضمير دروني نام دارد. فردي كه چنين هوشي دارد، مي‌تواند به راحتي احساسات خود را درك كند و آنها را از ميان انواع بسيار متفاوت حالات عاطفي دروني تشخيص دهد و اين خودشناسي را براي غنا بخشيدن و هدايت زندگي خويش به كار گيرد. مشاوران، دانشمندان و افراد صاحب مشاغل آزاد، از اين هوش بهره‌مندند. آنها ممكن است افرادي بسيار درون‌نگر بوده، از ژرف‌انديشي، مشاهده يا ساير اشكال كاوش عميق روح، بهره گيرند. از سويي ديگر، ممكن است بي‌نهايت مستقل، بسيار هدفمند و فوق‌العاده خويشتن‌دار باشند. ولي به هر حال آن‌ها، به خودي خود در يك طبقه قرار مي‌گيرند و ترجيح مي‌دهند، به تنهايي كار كنند تا با ديگران. فراموش نكنيد گرچه ممكن است خود را فقط با يك يا دو مورد از توصيف‌هاي فوق، كاملاً هماهنگ بدانيد، اما در واقع، از تمام هفت هوش بهره‌مند هستيد. از اين گذشته، تقريباً هر فرد عادي قادر است هر يك از اين هفت نوع هوش را تا حد قابل قبولي رشد دهد. اين هفت نوع هوش، در زندگي هر يك از ما به گونه‌اي منحصر به فرد، تجلي مي‌يابد. به‌ندرت قابليت‌هاي افراد در زمينه‌ اين شش يا هفت نوع هوش، به عالي‌ترين سطح مي‌رسد. در اوايل قرن بيستم، متفكر آلماني به نام رادلف استينر، احتمالاً نمونه‌اي از اين افراد بوده است. او يك فيلسوف، نويسنده و دانشمند بود. همچنين روشي براي رقصيدن، فرضيه‌اي در مورد رنگ، و روشي براي باغداري ابداع كرد و در عين حال، يك مجسمه‌ساز، نظريه‌پرداز اجتماعي و همين‌طور يك معمار بود.
از طرفي تعداد افرادي كه يكي از هوش‌هاي خود را تا مرحله‌اي عالي پيشرفت داده‌اند و در عين‌حال، ساير هوش‌هاي آنان دچار واپس‌ماندگي شده است، بسيار اندك هستند. اينها دانشمندان اجتماعي مانند ريموند در فيلم مرد باران هستند. برنده جايزه اسكار كه مي‌توانست به سرعت برق، اعداد را محاسبه كند، ولي قادر به مواظبت از خويش نبود، يا افرادي كه مي‌توانند مجسمه‌هاي بي‌نظيري بسازند اما از خواندن عاجزند، يا كساني كه شنوايي بسيار خوبي دارند، ولي براي بستن بند كفش خود، نياز به كمك دارند.
اغلب ما در جايگاهي بين انسان خودشكوفا و دانسمند مي‌مانيم. ما داراي چندين هوش هستيم كه برخي عينيت مي‌يابند، برخي به نظر مي‌رسد در حد متوسط قرار دارند و بقيه، آنهايي هستند كه در طول زندگي براي‌مان مشكلات قابل توجهي به همراه داشته‌اند. اما موضوع مهمي كه بايد بدانيم، اين است كه هر كسي براي درخشيدن در هر يك از انواع هوش، فرصت‌هايي دارد. يك كشاورز، والد، نقاش، مكانيك و تاجر به اندازه يك روان‌شناس، جراح مغز و پروفسور حقوق، داراي حق هوشمند شدن است. نظريه هوش چندگانه، طيف وسيع توانايي‌هاي بشر را به صورت سيستم هفت‌گانه يكپارچه‌اي در نظر مي‌گيرد كه هر انساني، با به كارگيري آن‌ها مي‌تواند در زندگي خود، يك برنده باشد.

 

[ یکشنبه ۱۳ بهمن۱۳۹۲ ] [ 14:28 ] [ امیر حسین ]
* توجه * : کسانی که میخواهند از این روش ( که خودم ابداع کردم و نتیجه گرفتم ) استفاده کنند باید ابتدا انرژی کندالینی را فعال نموده و بعد اقدام کنند . { باید به این مورد افزود که انرژی درمانی و شفادهی همیشه بوده ولی روشها متفاوت میباشد }

1-) ابتدا چند نفس عمیق و سریع کشیده  و روی چاکرای جنسی تمرکز کرده تا داغی یا سردی زیادی را در ناحیه لگن حس کنید و بعد روی کف دستان تمرکز کنید و هدفتان از انجام این کار شفادهی باشد و نه سوء استفاده و برتری خود نسبت به دیگران و .... .

2-) باید تمرکز زیاد داشته باشید _ ( برای تمرکز زیاد میتوان از مدیتیشن استفاده کرد ) .

3-) خودتان را باور کنید _ شک و منطق را از بین برده و به خودتان اطمینان داشته باشید .

4-) بعد از اینکه حس عجیبی در دستان خود (مثلا احساس انرژی زیاد دستها و سنگین شدن آنها و احساس گزگز کردن آنها و داغی زیاد در کف دستان و حتی قرمزی زیاد از در کف دستان) بوجود آوردید شروع کنید به انجام این کار .

خوب حالا چطوری این کار را شروع کنید؟!

1-اگر مریض مورد نظر درد عضلانی و استخوانی داشت (مثلا درد در بازو  و  کتف ها) درد را به سمت پاها هدایت کنید . با چشمانی باز به محل درد نگاه کرده و با دراز کردن دستها و با نوک انگشتان و با قدرت انرژی خود در فکر خود اینطور خیال کنید که انرژی بد  و  منفی به سمت پاها همزمان با حرکت دادن دستان شما به سمت پایین میاید . این کار را باید با دستان خود انجام دهید وگرنه امکان پذیر نیست  . ممکنه بعد از آن زیاد از حد عرق کنید که نشانه داغی بدن بعد از تمرکز زیاد و انرژی درمانی میباشد . بعد از آن خدا رو برای این نعمتها شکر کنید

[ پنجشنبه ۳ بهمن۱۳۹۲ ] [ 19:3 ] [ امیر حسین ]
قبل از هر چیزی باید بهتون بگم که ترسیدن از این نیرو و شک داشتن درآن باعث کند شدن شما در فعال سازی این نیرو میشود . زیرا بعد از فعال سازی کندالینی , باید از همه چاکرا ها عبور کند و همه چیز را با خود به سمت آخرین نقطه یعنی چاکرای سر ببرد و باید تمام چاکراهای شما فعال باشد وگرنه گیر کردن کندالینی باعث میشود تا احساس درد در چاکراهای شما حس شود و آنقدر کندالینی در آن نقطه میماند تا شما کندالینی را فعال کنید و به حرکت خود ادامه دهد , پس اول از همه به خدای بزرگ توکل کرده و خود را به دست او بسپارید . اول از همه:1- چند نفس عمیق بکشید ( از بینی هوا را به داخل شش ها ببرید و هوا را از دهان خارج کنید ) 2-بعد از آن انرژی را از پاها به چاکرای جنسی خود ببرید( محل چاکرای جنسی دقیقا بالای اندام تناسلی است ) دقیقا پنج بار این کار را انجام دهید و بعد از آنجا انرژی را به چاکرای ریشه برده و سه بار این کار را انجام دهید و از آنجا به چاکرای نافی و سه بار انرژی را به آنجا برده و برای همه چاکرا های دیگر این کار را انجام دهید تا این انرژی که به صورت ماری خفته در ستون فقرات حلقه زده است حرکت کند وشما احساس داغی زیاد یا سرد شدن را احساس کنید . حالا فواید آن «1-جلو گیری از شهوت زیاد -2-جلو گیری از زود انزالی -3-باعث جوان شدن و احساس جوانی-4-قدرتهای فرا روانی و...»

[ یکشنبه ۲۲ دی۱۳۹۲ ] [ 16:50 ] [ امیر حسین ]
شکل صورت
دراز و کشيده: افرادي که داراي چنين صورتي هستند عموما" داراي صـبر و تحمل زياد بوده و توانايي حل مشکلات در آنها بيشتر است. جـذابـيـت و خوش ترکيب بودن افراد با چنين صورتي نشانگر اين است که آنها معمولا کارهاي خـود را نـيـمـه تمام رها نکرده و عادت به انجام امور بطور تمام و کمال دارند.

گرد: اين شکل دلالت بر اميدواري زنده دلي و انرژي دارد. اينگونه افراد مي تـوانند اتاقي دلگير و ساکت را به بمبي از خنده و شادي تبديل کنند.

 پهن: اينگونه اشخاص بردبار و مهربان و معمولا افراد روشنفکري مي باشند.

مربعي: طرفدار استقلال فردي و فردگرايي، سختـکوشـي بـراي دسـتـيـابي بـه آرزوها، زيرکي و فعال بودن از ويژگيهاي اين افراد محسوب مي شود.
پيشاني
صاف: کسانيکه که داراي خطوط در پيشاني نيستـنـد، افـرادي انديشمند و هميشه در حال تفکر مي باشند و در تصميم گيريها سريع و منطقي عمل مي نمايند.

 چروکيده: وجود خطوط در سطح پيشاني نشان مي دهد که ايـنـگونه افراد به سرعت هيجان زده و احساساتي شده و سريع آشفته و پريشان حال مي گردند.

چشم
رمانها، داستانها و اشعار بسيار زيادي در مورد چشم و ارتباط آن با خصوصيات روحي و رواني انسان نوشته شده است. چشمها هيچگاه دروغ نمي گويند؛آنها بيانگر احساس دروني و واقعي ما مي باشند.
اضطراب: اگر مابين عنبيه و پـلک پـاييني هـر دو چشم مـقداري سفيدي وجود داشت، آن شخص انساني مضطرب و نگران است.
تندخويي: اگر بالاي عنبـيه بخشي سفيد رنگ وجود داشت، علاوه بر استرس نشانگر تندخويي و پرخاشگري در فرد است.
روان پريشي: چنـانچه دور تا دور عنبيه را سفيدي فرا گرفته باشد، نشانگر عدم تعادل و پايداري روح و روان فرد خواهد بود.
شادي: وجـود خـطوط کـوچـک در خـارج از چـشمها حاکي از خنده رويي و شادبودن فرد مي باشد.
ابرو
صاف: صافي و مستقيمي ابروها نشانگر انديشه، تفکر و ايده گرايي فرد مي باشد.

 کماني: افرادي که داراي ابروهاي خميده و کماني هسـتند از حـکايـتـها و داسـتـانـهـاي واقعي لذت مي برند. باريک: اينگونه افراد معمولا داراي اعتماد به نفس اندکي مي باشند بخصوص اگر ابـروي آنها بجز باريکي، بالا و گرد نيز باشد.

 پيوسته: پيوستگي ابروها نشانگر اين است که فرد دائما" در حال تفکر و انديشـه بـوده و ايده هاي جالبي در سر دارد.
پلک
کوچک: اگر فاصـله بـين بالاي پلک و مژه کم باشد بيانگر اسـتقلال فرد مي باشد و اينکه آن فرد حتي ممکن است بصورت ارادي خودش را به ديگران نزديک نکند.

 بزرگ: بزرگ بودن پلک دلالت بر وابستگي شديد فرد به ديگران دارد.
بيني
کوچک: گفته مي شود اشـخاصي که بـيـني کـوچـک دارنـد ذاتـا" افـرادي ضعيف و اغلب غيرقابل اتکا بوده و در تصميم هايشان استوار و ثابت قدم نمي باشند.

بزرگ: بزرگي بيني نشانه ابتکار و عزم و اراده مي باشد. يک شـخصـيت قـوي که اثرش را برجاي خواهد گذاشت.

تيز: تيز بودن نوک بيني نشانگر اين است که فرد خود را مقيد به رعـايـت آداب و رسـوم ندانسته و با اطرافيانش به راحتي برخورد مي کند. ايـنگونه افراد خـود را بـاور داشـتـه و بي باکانه و متهورانه خود را به ديگران نزديک مي کنند.

 عقابي: خودخواهي، دودلي و حساس بودن از جمله ويژگيهاي کساني است که داراي چنين بيني مي باشند.
گوش
کوچک: کوچکي گوش نشانه تزلزل و احساس نا امنـي در افـراد اسـت هر چند اينگونه افراد مي دانند که چه مي خواهند و معمولا" سخت کوش و کارکن هستند.

 بزرگ و دراز: اين قبيل افراد معمـولا انـعـطاف پـذيـر نـبـوده و به سـختي آرام و بي خيال ميشوند.

 پرمو: افرادي که داراي گوشهايي پرمو هـستند مـعـمـولا وسـواسـي و نـکـته بين بوده و وقت زيادي را براي چيزهاي بي اهميت تلف مي کنند.
گونه
برجسته: برجسـتـگي گـونه نشـانگر قـدرت، انـرژي و اعـتماد بنفس است. کساني که داراي گـونه بـرـسته مي باشند تمايل بيشتري براي پذيرفتن اشتباهات ديگران دارند.

 گود: علاوه بر جذابيت و زيبايي دليلي بر خوش مشربي و سازگاري فرد مي باشد.
چانه و فک
فک چهارگوش: افـراد با فـک چـهار گـوش و مـربعي انـسانهاي تـسخير ناپذير و سرکش مي باشند. آنها توانايي تبديل روياهايشان به واقعيت را دارند.

 چانه هاي برآمده: اينگونه افراد، اشـخاصي خود ستـا بوده و تصـور ميکنند هيچ چيزي جز خود آنها اهميت ندارد و جز خودشان حرف کس ديگري را قبول نداشته و خود را عقل کل مي دانند.
لب
قلوه اي: لبهاي قلوه اي علاوه بر زيباتر نمودن صورت،نشانه بخشش و گشاده دستي مي باشد. معمولا اينگونه افراد تمايل دارند در مورد خودشان صحبت و گفتگو کنند.

 نازک: نازک بودن لب بيانگر خويشتن گرايي ذاتي در اشخاص است.

 لب بالايي نازک پاييني قلوه اي: نشانه اين است که فردي متـقـاعد کنـنـده و مـجاب کننده مي باشد.
مطلب آخر
چهره خواني يک علم دقيق و ثابت شده نيست و حتي با گذراندن دروه هاي آموزشي دقيق و پيشرفته نيز نمي توان بطور قطع در مورد شخصيت و درون افراد صــحبت نمود. نتايج شما در سنجش شخصيت، بستگي به تعداد فاکتورهاي مورد تحليل قـرار گرفـته دارد ولي با بـياد داشتن نکات ذکر شده مي توانيد قبل از صحبت کردن با افراد تا حدي متوجه شخصيت آنها شويد. و حتما تمامي فاکتورها را بايد در نظر داشت

[ سه شنبه ۲۶ آذر۱۳۹۲ ] [ 17:28 ] [ امیر حسین ]
چی به معنی بیدار کردن کندالینی نیست بلکه چند درجه پایین تر و بی خطرتر است

فعال کردن این انرژی به معنی جمع آوری تمام انرژی های بدن در یک نقطه و بعد استفاده آن برای یک منظور خاص است. برخی می گویند که با این انرژی درونی می توان دردها و بیماریها را از بین برد ولی این در همه افراد یکسان اثر نمی کند. اما به آن معنی نیست که همه افرادی که تای چی انجام می دهند دردشان به طور یکسان کاسته خواهد شد.
همچنین در مراحل پیشرفته تر می توان از انرژی چی یا کی برای تکان دادن اشیاء استفاده کرد که به آن " تله کینسیس "هم می گویند.

اولین شرط برای شروع این تمرین داشتن حوصله است. زیرا که از همان روز اول نمی توان انرژی را حس کرد یا کنترل کرد. در ابتدا برای اینکه قادر باشید انرژی چی را درون خود حس کنید و آن را به نقاط مختلف بدنتان برسانید باید این برنامه روزانه را تا حدی که توان دارید به مدت یک هفته انجام دهید :

هفته اول :

۱- حتما روزی ۸ تا ۱۰ لیوان آب خالص بنوشید ( غیر از چای و آب میوه باید ۱۰ لیوان آب نوشیده شود).

۲-حتما ساعت خواب خود را تنظیم کنید . هر روز سر ساعت معینی بیدار شوید و سر ساعت معینی هم به خواب بروید و بین ۶ تا ۸ ساعت در روز بخوابید.

۳-بدنتان را تمیز نگه دارید. یک بار در اول صبح و یکبار هم در بعد از ظهر دوش بگیرید.

۴-روان خود را باید آسوده بگذراید - از هر نوع دعوا پرهیز کنید . جر و بحث نکنید و فریاد نکشید.

۵-حتما حتما حتما روزی حداقل ۳۰ دقیقه ورزش تند انجام دهید ( دوچرخه سواری یا دوچرخه ثابت ) اگر قصد پیاده روی دارید باید حتما یکساعت در روز پیاده روی کنید. اگر بیشتر بشود بهتر است.

اینها را به مدت یک هفته انجام دهید تا بدن و روحتان برای هفته های آینده آماده باشند
با شروع هفته دوم باید تمرین زیر را به لیست قبلی اضافه کنید.
البته در صورتیکه یک یا دو روز به دلایل کاری یا مسافرت قادر نباشید ورزش کنید اشکال زیادی ایجاد نمی کند اما در روزهای بعد باید آن را جبران کنید. یکی از راههای ساده تر برای ورزش مخصوصا داخل خانه این است که با گوش دادن به موسیقی مورد علاقه یا هر موسیقی تند و هیجان انگیزی نرمش کنید و از هر حرکت ۱۰ تا ۲۰ بار انجام دهید. مجبور نیستید ۲۰ بار پشت سر هم یک حرکت را انجام دهید بلکه می توانید آن را تقسیم کنید و پس از هر ۵ بار استراحت کنید یا حرکت جدیدی را امتحان کنید تا بدنتان خسته نشود.

هفته دوم :

بیرون ریختن احساساتی که درونتان خفه شده است تمرین این هفته است. نفرت یا حسادت یا ترس و عشق - مثلا فردی بود که در رابطه ازدواجش شکست خورده بود و تمام نفرت و حسادتش در طول دوران روی هم جمع شده بود و بدون آگاهی اش کنترل او را به دست گرفته بود. نکته جالب در مورد حس تنفر و حسادت این است که هر چقدر بیشتر از آن صحبت کنید یا پشت سر کسی غیبت کنید و یا تنفرخود را به شکلهای مختلف نسبت به شخصی نشان دهید - باز به جای اینکه احساس آرامش کنید بیشتر احساس تنفر می کنید.
این اصلا کمکی به آسوده کردن روان نمی کند چون احساسان منفی انرژی منفی هم تولید می کنند و به اصطلاح " هاله اطراف شما " را آلوده می کنند و این آلودگی به صورت امواج سیاهی توسط موجودات نامرئی دیده می شود. آنها از این انرژی منفی در اطراف شما تغذیه می کنند و به طور غیر مستقیم شما را وادار به تولید انرژی منفی بیشتری می کنند. برای همین هر چقدر بیشتر فحش بدهید یا فریاد بزنید احساس خستگی و ناتوانی بیشتری می کنید چون انرژی شما توسط موجودات غیر ارگانیک مصرف شده است و شما مجبورید باز هم فحش بدهید و فریاد بزنید تا احساس آرامش کنید . اما در کمال تعجب هیچ وقت احساس آرامش نمی کنید بلکه مداوم در اضطراب و تشویش هستید.


هاله های اطراف بدن
در این هفته باید انرژی ناشی از نفرت- حسادت و غرور را نابود کنید و بهترین راه از طریق یادآوری خاطرات است. خاطرات بد و تلخ و خجالت آور را باید به طور کامل از خاطره خود پاک کنید و بپذیرید که آنها بخشی از زندگی بوده اند که دیگر نیستند هر قدر هم که رنج آور باشند.
شخصی بود که مداوم برادر خودش را در مرگ پدرشان مقصر می دانست و یا فرد دیگری بود که دوستش را بخاطر از دست دادن شغلش سرزنش می کرد. این خاطرات تلخ به راحتی قابل پاک شدن نیستند چون اثرشان در زندگی شما باقی خواهد بود و هر بار که اتفاقی بیفتد شما را به یاد تجربه تلختان خواهد انداخت. برای روبه رو شدن با این خاطرات باید شهامت داشته باشید و تقصیر خودتان را هم در این ماجراها ببینید و دیگران را برای شکست مقصر ندانید. وقتی پذیرفتید که شما عاری از گناه و خطا نبوده اید و در حرف زدن و تصمیم گیری خودتان هم اشتباه کرده اید دیگر به اندازه گذشته رنج نخواهید کشید. باید غرور بیجای خود را بشکنید.

تمرین هفته دوم :

لباس راحت و گشاد بپوشید- چیزهایی که حواستان را ممکن است پرت کند مثل تلویزیون یا رادیو یا چراغ روشن را خاموش کنید.

یک یا دو لیوان آب ولرم بنوشید.

چهار زانو بنشینید یا دراز بکشید . چشمها را ببندید.

۱- نفسهایتان عمیق ولی آرام باشد و بین دم و بازدم به طور مساوی مکث کنید.

۲-حالا توجه را به سمت پاها بدهید و با هر نفس که می کشید آنها را شل و ریلکس کنید. بعد از ۵ نفس پاها به طور خودکار آرام خواهند شد.

۳-حالا به شکم و سینه توجه کنید و آنها را نیز ریلکس کنید.

۴-سپس دستها و سر خود را به همین ترتیب شل و ریلکس کنید. روی هر کدام از اندامها هر چقدر که دوست دارید صبر کنید . مثلا دوست دارید روی دستها بیشتر بمانید و احساس آرامش بیشتر کنید.

۵- همینطور که بدنتان شل می شود به طور خودکار سنگین تر هم می شود و بعد از ریلکس شدن تمام بدن- خواه نا خواه شما هم چندین کیلو سنگین تر خواهید بود- انگار از پایین با وزنه کشیده می شوید و با هر بار نفس کشیدن وزنه سنگین تر می شود.

۶-در همین حالت شلی و سنگینی عدد ۵ را تجسم کنید و با نفس بعد به عدد ۴ بروید- نفس بعدی عدد ۳ و نفس بعدی عدد ۲ - با رسیدن به عدد یک احساس مطبوعی از بی حس شدن ماهیچه ها و آرامش به شما دست می دهد. ماهیچه های شما در حال استراحت و در خواب عمیقی هستند و تنها مغز شماست که فعال است.

۷- حالا فرصت خوبی است برای رفتن به گذشته- تمام بدن در خواب است و شما مانده اید با خاطرات گذشته- باید به عقب برگردید هر چقدر عقب تر بهتر - تا هر جا که می توانید به یاد بیاورید - از کودکی و نوجوانی و بزرگسالی.

هر چیزی که به خاطر شما می آید به صورت تصاویر فیلم هم دیده می شود- همینطور که فیلم را نگاه می کنید به هر جا که می رسید و اتفاق بدی افتاده یا شما خجالت کشیده اید یا کنف شده اید یا شخص عزیزی را از دست داده اید - فیلم را نگه دارید و سر صبر آن را نگاه کنید- ببینید که جای خجالت ندارد چون این خود شما هستید و نه یک غریبه- اگر دوست دارید برای کسی که از دست دادید حتما گریه کنید .
وقتی هم به خاطره خنده داری می رسید باز فیلم را نگه دارید و بخندید.
خجالت نکشید و با تمام خاطرات خودتان روبه رو شوید و آنها را ببینید و هضم کنید و دفع کنید - اجازه ندهید بیشتر از این ذهن شما را اشغال کنند چون به ذهنتان برای کارهای مهمتر و بهتری نیاز دارید. وقتی خوب به همه فیلمها نگاه کردید و همه نفرت و غرور و حسادت خود را بیرون ریختید و دور انداختید از شماره ۱ تا ۵ بشمرید و به حالت اول برگردید.
چشمانتان را که باز می کنید به خود تاکید کنید که " تمام احساساتی را الان دیدم از بدن من خارج و دفع شده اند. من به آنها اجازه دادم که فرار کنند و خودم را از بند آنها آزاد کرده ام".
در هفته دوم فقط همین یک تمرین را روزانه انجام دهید- ساعت آن مهم نیست ولی لازم است که آن را انجام دهید حتی اگر حوصله نداشتید یا چیزی ذهن شما را آزار می داد با استفاده از همین تمرین ذهنتان را آزاد کنید.

تمرین هفته سوم:

در این هفته هم باید دستورات هفته اول را ادامه دهید اما تمرین هفته دوم را لازم نیست انجام دهید!

چاکراها :
کار ما در این هفته با چاکراها است. برای کسانی که به دینی اعتقاد دارند این مسئله هضم شده است که ما به غیر از بدن فیزیکی یک بدن غیر فیزیکی یا روحی هم داریم اما برای کسانی که فلسفه دین نمی دانند هم راههای زیادی بوده است که به وجود این بدن غیر مادی پی ببرند. در دوران بسیار باستان نیز فلاسفه معتقد بودند که انسان دارای بدنی از جنس روح است که تا حدودی شبیه جسم مادی اوست.
این بدن روحی منطبق با بدن فیزیکی ما قرار دارد و همان حجم و فضا را اشغال می کند اما بعد از مرگ به ابعاد بالاتری صعود می کند در حالیکه بدن فیزیکی در زمین تجزیه می شود. به این بدن غیر مادی " جسم اتری" هم می گویند چون مانند گاز اتر بی وزن و بی رنگ است.

آنچه در بالاست در پایین نیز هست :
این اصطلاحی معروف در Spirituality است که نمی دانم چه نام معادل دیگری می توان در فارسی برای آن یافت به جز روحانیت .
آنچه در عالم بالا قرار دارد به شکلی در عالم پایین منعکس شده است. منظور از عالم بالا جهان یا جهانهای گسترده تر و بالاتر از ماست ( بهشت یا بهشتهای آسمانی ) و آنچه در زمین است با آنچه در آسمان است ارتباط دارند. یعنی هر چه در زمین است به آسمان می رود و آنچه در آسمان است به زمین می آید. و این جریان چرخه انرژی تا ابدیت ادامه دارد. انرژی روحانی یا الهی از بالا بر زمین نازل می شود و زمین را می چرخاند و گیاهان و انواع حیات را می سازد و انرژی موجود در این انواع حیات به بالا فرستاده می شود و باز به زمین باز می گردد.
نیروهایی که از عالم بالا به زمین میایند خالص و قوی هستند - توسط زمین و زمینیان جذب و استفاده می شوند و در نتیجه ناخالص می شوند- برای احیای دوباره از زمین به عالم بالا رفته و شارژ می شوند و باز به زمین باز می گردند.
جریان شارژ شدن انرژی را در معماری هرم می توان یافت که از باستان توسط مصریان استفاده شده است. شکل هرم به گونه ای است که انرژی را از زمین جمع آوری می کند و از نوک باریک خود به بالا می فرستد و دوباره همین جریان معکوس را انجام می دهد.
این جریانی است که طی آن بدنهای ما باید از طریق عبادت چارژ شوند و به اصطلاح تفاله انرژی (انرژیهای مصرف شده و آلوده) را به بالا بفرستد و در عوض نیروی خالص پس بگیرد.
چاکراها مسئول این تبادل انرژی بین ما و دنیای نامرئی کاسموس هستند. چاکراها به شکل چرخهایی هستند که ۲۴ ساعت شبانه روز و هفت روز هفته بدون توقف می چرخند و انرژی را از بدن ما به بالا منتقل کرده در عوض آن انرژی تمیز و خالص را از عالم بالا (کاسموس ) به بدن ما وارد می کنند.
این چرخه انرژی را از دوران باستان به شکل ماری که دم خودش را می بلعد نیز نشان داده اند که در اصطلاح به آن "اورابورا" Ouraboura می گویند.
هفت چاکرا در هفت نقطه مهم بدن قرار دارند که انرژی را از آن نقطه تخلیه و چارژ می کنند. اگر چاکراها بسته باشند یعنی چرخش نکنند ناخالصی ها در بدن باقی می مانند. چاکرا می تواند به خاطر مصرف مواد مخدر یا سیگار - تماشای تصاویر کثیف و هجو - شنیدن حرفهای نادرست و یا زدن حرفهای دروغ و نادرست بسته شود. البته همه چاکراها همزمان بسته نمی شوند ولی بسته شدن حتی یکی از آنها سبب تبدیل شدن انسان به هیولا می شود.
چرخش چاکرا به دلایلی که در بالا آمد آهسته و کند می شود.در نتیجه تبادل انرژی به طور مساوی صورت نمی گیرد و در نتیجه سبب بیماریهای روحی-روانی و جسمی خواهد شد.
آورا یا هاله انرژی در اطراف بدن ناشی از چرخش چاکراها است.
چرخش چاکرا تولید انرژی با فرکانس معینی می کند و این انرژی به صورت اورا اطراف بدن را احاطه می کند. رنگ اورا و ضخامت آن ارتباط مستقیم با سرعت چرخش چاکرا دارد. هر قدر چاکرا سریعتر بچرخد انرژی منفی بدن کمتر خواهد بود و هاله اورا روشنتر خواهد شد و ضخامت آن هم افزایش پیدا خواهد کرد. هاله اورا را می توان دید در صورتیکه تمرینهای مخصوصی انجام شود اما رنگ هاله بستگی به رنگ لباسی که بر تن دارید و رنگ دیوار پشت سرتان تغییر می کند و نمی تواند رنگ صحیحی را به شما بدهد.

نحوه نفس کشیدن:

از اینجا به بعد باید هوشیار بود و از طریق بینی نفس کشید نه با دهان. چون نفس کشیدن از بینی چاکرا را باز می کند و هاله را بزرگتر می کند. نفس کشیدن تنها ارتباط بدن فیزیکی ما با دنیای نامرئی است چون با هر نفس نیروی حیات را از جهان به داخل می کشیم که در علم به آن اکسیژن می گویند اما در اصل این اکسیژن تنها نیست که حیات می بخشد بلکه نیرویی است که انرژی را وارد بدن می کند.

تمرین هفته سوم و آخر :
بنشینید و چشمها را ببندید. زبان را به پشت دندانهای ردیف بالا بچسبانید ( به منظور حفظ انرژی )
با انگشت وسطی خود سوراخ بینی سمت چپ را ببندید و از سوراخ سمت راست نفس بکشید( طول دم باید ۳ ثانیه باشد). نفستان را چهار ثانیه نگه دارید و از سوارخ سمت چپ بینی آن را بیرون دهید(طول بازدم باید ۳ ثانیه باشد)
بعد سوارخ سمت راست بینی را با انگشت شست ببندید و از سمت چپ نفس بکشید و چهار ثانیه نگه دارید و بعد از سوراخ سمت راست بیرون دهید.
این کار را ۱۰ دقیقه باید ادامه دهید. می توانید به مرور طول دم و بازدم را از ۳ ثانیه به ۶ ثانیه افزایش دهید و نفستان را هم به جای ۴ ثانیه تا ۱۶ ثانیه نگه دارید.
بعد از ۱۰ دقیقه هاله انرژی تمیز شده و چاکراها هم فعالتر شده اند.
این تمرین را نیز هر روز به مدت یک هفته ادامه دهید تا سپس به کنترل کردن انرژی چی بپردارید.

[ دوشنبه ۱۱ آذر۱۳۹۲ ] [ 21:17 ] [ امیر حسین ]
کسانی که میخواهند با روش زیر هاله را لمس نمایند.باید به تعداد دفعات زیاد تمرین نمایند.وبیاد داشته باشند که همه چیز آسان بدست نمیآید وباید برای آن زحمت کشید.
برای بدست آوردن معنویت بایست تلاش زیادی بخرج داد.وذره ذره آنرا جمع آوری نمود ولی بیاد داشته باشید.که چیزی را که با زحمت بدست آوردید.بر اثر ندانم کاری به یکباره از دست ندهید.
کسانی که مایلند این کار را شروع کنند بخاطر داشته باشند.که از کنجکاوی ودخالت در زندگی شخصی دیگران بشدت دوری نمایند.وفقط در صورت اجازه دیگران به لمس ودیدن هاله آنها بپردازند.
برای شروع:
محیط آرامی را انتخاب کنید.سعی کنید محیط را نیمه تاریک کرده و بر روی صندلی راحتی بنشینید.بطوری که بدن و سر و گردن را رها کنید.
چشمان خود را ببندید. و با تنفس عمیق چهار مرحله ای کار خود را شروع کنید.
   
1) تنفس عمیق شکمی دم از بینی(منظور این است هنگام تنفس هوا را به شکم خود سرازیر کنید.بدون اینکه قفسه سینه شما رفلکس داشته باشد)
۲) ایست دم به مدت دوثانیه
۳) باز دم عمیق از بینی
۴) ایست تنفس به مدت دو ثانیه
 
 
14الی ۲۰تنفس
 
به این صورت شما را آرام خواهد نمود.سعی کنید بعد از این حالت بدن خود را ریلکس و وانهاده نمایید.برای این کار شما میتوانید با اعضای بدن خود به ترتیب صحبت کرده وبا انتقال فکر عضوهای بدن خود را ستوده و از آنها بخواهید که ریلکس و وانهاده  شوند.
بعد از این کار با همه وجود به فرق سر خود تمرکز کنید.در هنگام توجه به چاکرای هفت.۴۰مرتبه ذکر خدا را تکرار کنید.این ذکر در هنگام تمرکزسبب باز شدن تدریجی چاکرای هفتم شما خواهد شد.از نشانه های باز شدن چاکرای هفت احساس سنگینی و فشار بر روی فرق سر شما است.
برای بهتر باز شدن چاکرای هفت خود میتوانید از نگین عقیق که بروی فرق سر خود بگذارید نیز استفاده نمایید.
حالاکف دستان خود را با تمرکز بروی هم بگذارید. وبه کف دستان خود فکر کنید.به آرامی ۲۰ساتیمتر هر دو کف دستان را از هم دور کنید.وبعد به آهستگی هر چه تمامتر آنها را به هم نزدیک کنید.به اولین مانعی که برخورد کردید دستان خود را نگه دارید وبه آرامی با جلو عقب کردن دستان آن مانع را لمس نمایید.شما احساس خواهید کرد که انگار بادکنک نرمی را در میان دستان داریدوبه آرامی آنرا لمس میکنید.میتوانید این هاله را با حرکتهای چرخشی آرامی که به دستان میدهید بهتر احساس کنید.
کل تمرین را بمدت حداکثر نیم ساعت ادامه دهید.بعد از تمرین چشمان خود را بلافاصله باز نکنید.وبا شمارش تا ۵ شماره وسه تنفس عمیق چشمان خود را باز کرده وازخدای خود تشکر کنید.این تمرین را تا ده روز انجام دهید تا دستان شما به لمس کردن هاله عادت کند. تا بتوانیم تمرینهای دیگری در این زمینه را انجام دهیم 
 
 
لمس هاله
 
 
 تمرین بالا بنای تمام تمرینهای دیگر میباشد. و اما تمرین دیگری در باب لمس هاله.
 
 
باز هم به ترتیبی که گفته شد در حالت آرامش قرار گیرید. بر روی چاکرای ۷ خود تمرکز کنید.این بار به لمس چاکراهای خود اقدام نمایید.
محل چاکراها را در نظر بگیرید.دستان خود رابه ترتیب از چاکرای دوم تا چاکرای هفتم بروی آنها قرار دهید.به آرامی دستان خود را حدود ۲۰ساتیمتر از چاکراها دور کنید. بعد از آن به آرامی دستان خود را به طرف چاکراها ببرید.هر جا دستانتان به مانعی برخورد کرد.آنها را نگه دارید.وبه آرامی به لمس آنها اقدام کنید.برخی انرژی زیادی را زیر دستان خود حس خواهید نمود.بعضی دیگر که حس لامسه حساستری دارند.چاکرا را بصورت جامد مثلا یک تکه چوب حس خواهند کرد.این دسته از افراد چاکراها را بطور کامل حس کرده اند . هر چاکرا را بمدت ۳ دقیقه لمس نمایید. این کار سبب تحریک چاکراها واحیانا دردناک شدن آنها میگردد. واین نشانه باز شدن تدریجی آنها خواهد بود. لازم به ذکر است که این تمرینها را با چشم بسته انجام دهید.
 
 
 
تمرینی دیگر :
 
 
چند میوه را به دلخواه انتخاب کنید.مثلا سیب…موز….پرتقال…
آنان را بترتیب بروی میز بگذارید. در حالت آرامش قرار گرفته وبا ترتیبی که گفته شد شروع به لمس هاله آنان نمایید. 
هاله آنها چه تفاوتی با هم دارد.
 
شما میتوانید به همین صورت وبا چشمان باز بعد از مدتی تمرین به لمس هاله دیگران بپردازید.وبا تجربه ای که به دست میآورید فرق بین یک هاله سالم و مریض را در یابید. نکته قابل توجه این است که بعد از لمس هاله دیگران(با اجازه خودشان)باید دستان خود را با آب بمدت ۱ دقیقه بشویید.
[ شنبه ۱۸ آبان۱۳۹۲ ] [ 12:34 ] [ امیر حسین ]
حس ششم (sixth sense) معادل واژه درک ماوراء الطبیعه است که فرد به کمک نیرویی که وابسته به هیچ یک از حواس پنجگانه فیزیکی نیست قادر است تا از رخدادهایی در آینده اطلاع یابد.

  اینکه حس ششم وجود دارد یا اینکه یک خرافات قدیمی است یا اینکه  بعضی از انسانها دارای توانایی های فوق بشری هستند  و میتوانند چیزهایی را درک کنند که همه در حالت عادی از آن غافلند،سوالی بوده که خیلی ها از خود پرسیده اند و خیلی ها هم اصلا آنرا باور ندارند اما  این سوالات و سوالات نظیر اینها مقدمه ای بود برای آنکه روانشناسان ، تحقیقات خود را بر روی این بخش از روان انسان آغاز کنند تا بتوانند پاسخی قانع کننده برای جهانیان که با گزارشاتی که گاه از گوشه و کنار جهان  درباره انسانی با توانایی فوق بشری به گوش میرسد بیابند و با تحقیقات از انسانهایی که این تواناییها را از خود بروز داده اند  متوجه شدند که نیروهایی در بعضی از انسانها وجود دارد که کاملا غیر متعارف بوده و به هیچ عنوان نمیتوان منکر آنها شد....


ادامه مطلب
[ شنبه ۱۸ آبان۱۳۹۲ ] [ 12:26 ] [ امیر حسین ]
سلام ميخواهم يک چيز عجيب و باور نکردني به شما ياد بدهم:من اميرحسين خودم اين ترفند رو بکار بردم و نتيجه اش رو هم گرفتم براي حرکت اشيا شما دو دست خيالي داريد که ميتوانيد از آن استفاده کنيد.روش استفاده از آن :

شما هر وسيله اي که مد نظر داري را انتخاب کنيد(ابتدا از وسايل سبک و کوچک استفاده کنيد)

چهار زانو در جلوي جسم نشسته و چند نفس عميق کشيده تا به بيفکري برسيد و وقتي اين مراحل را طي کرديد تصور کنيد که دو دست خيالي شما از سر شما بيرون مي آيند .يک تونل خيالي در جلوي چشمتان ساخته و در درون آن تونل به جز آن شي چيز ديگري را نبينيد و تصور کنيد که آن دو دست
خيالي شما آن جسم را در درون تونل ميکشد وبا ذکر مانتراي ( اِن ..اِن ..اِن )در ذهن خود سعي کنيد يک ميدان مغناطيسي ساخته وآن جسم را تکان و حرکت دهيد

چگونه گوي انرژي بسازيم:به اين صورت که دو دستتان را در جلوي خودتان دراز کنيد و کف دستانتان رو به هم باشد و با ذکر (اِن)در ذهن خود سعي کنيد کنيد يک نيروي مغناطيسي که باعث دفع دستتان از يکديگر ميشود را احساس کنيد اگر اين نيرو را حس نکرديد کتاب(آموزش باز کردن چاکراي دست و احساس نيروي مغناطيس)را دانلود کرده و از اول شروع کنيد واگر اين نيرو را احساس کرديد دستانتان را به دور آن به صورت خيلي آرام بچرخانيد (انگار که دستانتان دارد به دور يک بادکنک پر از آب ميچرخد)حالا شما يک گوي انرژي ساخته ايد .فقط توجه داشته باشيد که اين نيرو بسيار خطرناک است و نبايد اين انرژي را درجهت منفي به روي انسانها امتحان کرد.

درآخر به طور خلاصه بايد بگم که اگر ميخواهيد شعله شمعي را افزايش دهيد با استفاده از ذکر مانتراي (هِف..هِف..هِف)و تصور بر اينکه اين شعله در حال بالا آمدن با دستاي شماست اين کار را انجام دهيد
                              
                                       

                                     (در خانه اگر کس است  _______ يک حرف بس است)


[ شنبه ۱۱ آبان۱۳۹۲ ] [ 11:49 ] [ امیر حسین ]

"با توجه به شرکت عزیزان در نظر سنجی وبلاگ این مطلب را برای شما قرار دادم امیدوارم مفید واقع شود"

تاريخ پرواز جسم به هزاران سال پيش بر مي گردد. در ادبيات كهن مشرق زمين ، روايات و داستان هاي بسياري از اين تجربه نزد عرفا و اساتيد علوم باطني وجود دارد.
داستان قاليچه حضرت سليمان كه در فضا حركت مي كرد، تمثيل تاريخي در اينن باره است.
در عرفان ايران زمين، گزارش هاي زيادي از پرواز جسم يا راه رفتن روي آب وجود دارد. در يكي از اين روايات كه مربوط به « مولوي » عارف و فرزانه بزرگ ايرانيست، مي خوانيم :

روزي مولوي با پير ، يا مراد خود « شمس » از مسيري مي گذشتند كه به رودخانه اي عريض و پر عمق مي رسند. شمس به مولوي مي گويد بايد از عرض رودخانه بگذريم و به آن سوي رودخانه برويم. مولوي مي گويد با چي ، اينجا كه وسيله اي نداريم.
شمس ، اين راز آشناي انديشناك ، در پاسخ مي گويد . تو دست مرا بگير و ذكر يا «شمس » بگو ما هر دو از روي آب عبور مي كنيم.

مولوي نيز كه به رسم طريقت علوم باطني شك به خود راه نمي داد دست استاد بگرفت و ذكر بگفت و از روي آب عبور كرد . مقداري از مسافت كه طي شد، مولوي دقت نمود كه شمس در زير زبان ذكر يا علي زمزمه مي كند.
مولوي نزد خود فكر كرد؛ حتما ذكر استاد قوي تر است و چرا خود نگويد . اما همينكه به تكرار آن ذكر مشغول شد ، يكباره پايش در آب فرو رفت ، استاد دست او بگرفت و گفت : هر كسي با ذكر مخصوص خود پيشرفت مي كند ، تو همان “يا شمس” (يكي از سوره هاي قرآن ) بگو . سپس هر دو از روي آب گذشتند.

در ادبيات عرفاني ، اينگونه تظاهرات انساني ، “كرامت” ناميده مي شود. كرامت ، معادل واژه سانسكريت سيدهي (sidhi) در يوگاست كه به معني قدرت روحاني مي باشد.

استاد ماهاريشي ماهاش يوگي در مبحث سيدهي و كرامت اشاره مي كند . در بدن انسان 64 مجراي روشن ضميري (خردمندي) وجود دارد كه سيدي ها (كرامات ) از طريق آن كانال ها و مجاري ، خود را آشكار مي سازد. مجموعا حدود 70 سيدهي وجود دارد كه ما به تمرين پاره اي از آن ها مي پردازيم.

بخشي از آن ها سودمند تر از بقيه است . مثل : اقتدار، دوستي، نامرئي شدن ، دانش لايتنها هي و به هوا پري . در ادبيات عرفاني ايران زمين ، رسيدن به هر يك از اين قدرت ها را «مقام يا مقامات » مي نامند و معتقدند كه شخص در هر مر حله به مقامي مي رسد كه بايد از آن گذر كند وگرنه توقف در آن مقام منجر به عدم پيشرفت روحي و تثبيت در آن مقام مي شود.

پيرهرات اين خردمند و استاد راز نازك ، خواجه عبدالله انصاري سروده اي در اين زمينه دارد كه قابل تامل و تفكر است.

گر به هوا روي (پري ) مگسي باشي
*.*.*
به روي آب خسي باشي دل بدست آر تاكسي باشي .

بنابر اين در اين سروده ، هم ، به تجربه پرواز جسم و هوا پري اشاره مي شود و هم مهمتر از آن ، كم ارزش شمردن اين تجربه و اهميت ندادن به آن و در نهايت خدمت به مردم را ترجيح بردن .

عبادت بجز خدمت خلق نيست. «سعدي»

پاتا تجلي ، حكيم و فرزانه يوگا كه بيش از 3 يا 5 هزار سال پيش براي اولين بار تجارب و راز هاي يوگا را در يك نوشته به نام «يوگا سوترا » گرد آورده در اين زمينه مي گويد:

سيدي ها موانعي در برابر درك واقعي هستند.
بودا در كتاب ديگاني كايا (Dighanikaya) شرح مي دهد كه چگونه شاگردانش را از انجام سيدهي باز مي داشت . زيرا آن كارها بوسيله غير بودائيها هم قابل اجرا بود و چرا بايد كسي براي اجرا كردن عمل پرواز جسم بودائي شود؟

امروزه در يكي از روش هاي معروف مديتيشن موسوم به (T.M) يا تفكر متعادل (trancendental meditition ) كه تحت سرپرستي است. از سال 1975 روش پرواز جسم علني و بصورت آكادميك در آمده و در طول سال هاي اخير شاهد پرواز هاي دست جمعي در برخي از شهرهاي دنيا هستيم.

يكي از مسابقاتي كه بدين منظور در واشنگتن برگزار گرديد شخصي موفق شد بالاترين ركورد پرواز (75 سانتي متر ) را بدست آورد.

اين نتيجه در گرو نوعي تمركز فكر ، درونگري و رسيدن به مرحله خاموشي فكر و حواس مي باشد.

وقتي شخصي ، تمرين مديتيشن يا مراقبه مي كند ، در هفته هاي نخست شاهد تشتت افكار و پرش حواس است اما بتدريج قادر به منترل ذهن و آرام كردن حواس مي شود. رسيدن به اين حالت و موفقيت در آن ، درونگري و اتحاد ذهني را فراهم مي آورد . لحظه اي كه افكار كاملا خاموش مي شود و حواس متوقف مي گردد و شخص به خلا ء ذهني مي رسد ، اين اتفاق بزرگي در زندگي رواني فرد است . در اين حالت يكباره فرد ، هويت و فرديت خود را از دست مي دهد و تنها يك احساس غريبي باقي مي ماند ، هشياري بسط يافته و نامحدود . شخص حس مي كند در همه جا گسترش يافته و با همه چيز يكي شده . اين مرحله در يوگا تحت عنوان صمدي (samadi) يا اتحاد است. وحدت با آگاهي كيهاني (روح كلي ). اما اين تجربه اوايل كوتاه و موقت است به همين خاطر ؛ بدان تغيير شكل تدريجي يا كشانيكا (kshanika) يعني صمدي موقت گويند . اگر اين تجربه بطور مستقيم ادامه يابد، مدت تجربه و حضور اين اتقاق ، طولاني تر و دائمي تر مي شود و صمدي دائمي يا نيتيا (nitya) بوجود مي آيد.

در اين حالت ، شخص در هوشياريهاي مختلف و حالت هاي متنوع زندگي ، حالت وحدت گونه ذهني را خواهد داشت و در اينجاست كه به قولي شاهد و مشهود يكي مي شود.

ميان عاشق و معشوق هيچ حائل نيست

تو خود حجاب خودي حافظ از ميان برخيز

در اين مرحله ، ذهن داراي انسجام و توان كامل مي شود و در چنين شرايطي است كه « سيدهي ها » تحقق مي يابند.

استاد ماهاريشي ماهاش يوگي مي گويند:
« وقتي يگانگي عارفانه بين شاهد و مشهود تحقق يافت و صمدي رخ داد، فرد بر موضوعاتي كه تمركز مي دهد قدرت پيدا مي كند».

سيدهي ها يا كرامات و يا بعبارت قدرت هاي روحي ، دو بخش عمده تقسيم مي شوند.

1- سيدهي دانش
2- سيدهي قدرت
سيدهي دانش مثل : توانائي هاي فهم و درك ، روشن بيني اشراق و الهام . سيدهي قدرت مثل ، روي آتش راه رفتن ، حركت دادن اجسام با قدرت فكر و پرواز جسم است. در يكي از گزارشات تجارب پرواز جسم مي خوانيم « وزش يك انرژي در بدن و سبكي باور نكردني ، انگار مقدار زيادي انرژي در امتداد ستون فقرات جريان يافته و بينش آن را يافته ام كه تا سينه و ستون فقرات را مثل يك نور سفيد مشاهده كنم. »

جوزف ويد از طريق مصاحبه با پرواز كنندگان دريافت: آنهايي كه توفيق پرواز را داشته اند ، مي گويند پس از آنكه يكبار بتوان پرواز كرد تكرار آن چندان مشكل نيست ، تا حدي مثل يادگيري شنا كردن.

پرفسور اورم ، جانسون در مورد مراحل تدريجي پرواز مي نويسد.



مراحل تدريجي پرواز

مراحل اول: احساس هوشياري بسط يافته ، انگار شخص در فضا پخش شده است.

مرحله دوم: احساس سبكي (Layhima)
مرحله سوم: احساس حركت انرژي در امتداد ستون فقرات از پايين به بالا
مرحله چهارم: لرزش بدن يا نفس نفس زدن
مرحله پنجم : جهش قور باغه اي ، شخص غير قابل كنترل و ناخود آگاه مثل قورباغه اين سو و آن سو مي پرد (جهش افقي)
مرحله ششم: جهش با كنترل (جهش عمودي ) . شخص در جا مي پرد ولي با شدت پايين مي آيد.
مرحله هفتم : پرواز و توقف كوتاه در فضا و فرود مجدد كه با تكرار و ممارست به حركت در فضا ختم مي شود.

يكي از استادان يوگا مراحل جهش و پرواز جسم را به حركت و راه رفتن نوزاد تشبيه مي كند . همانطور كه نوزاد اول چهار دست و پا راه مي رود بعد چيزي را مي گيرد و راه مي رود بعد روي دو پا راه مي رود . مراحل پرواز جسم نيز عمدتا اينطور است.

نخست بصورت حالت لرزش و تكان هاي جزيي بدن ،بعد جهش قورباغه اي ، بعد جهش عمودي . نهايت حركت و توقف در فضا .

تكنيك پرواز جسم
راز و دانش اصلي « پرواز جسم » در يوگا در « كنداليني يوگا» نهفته است.

كنداليني يوگا ؛ دانش مربوط به شناخت انرژي بنيادين انسان وكنترل آن مي باشد. در «كنداليني يوگا » اسرار محل تمركز يافته انرژي و تكنيك هاي بيداري اين نيروها و نهايتا نحوه استفاده از اين نيروها بر ملا مي شود. بر اين اعتقاد ، انرژي بنيادين در پائين ترين قسمت ستون فقرات تقريبا در نزديكي نشمينگاه تمركز يافته و بعبارتي همچون ماري كه سه دور به دور خرد حلقه زده است خوابيده است.

كحنال در زبان ساسنكريت بمعناي گودال است . و آن محلي بوده است براي نگهداري آتش در قديم . وقتي شما با تمرينات تمركز فكر و مديتيشن توانستيد به درون خود راه يابيد و بر نقاط داخلي بدن و انرژي نهفته اثر گذار باشيد. مي توانيد اين انرژي را فعال نمائيد . اگر بخواهيم براي درك و حس كردن اين مطلب مثال قابل لمس بزنيم مي توانيم اين حالت را به فعال شدن انرژي و نيروي جنسي تشبيه كنيم : انرژي جنسي هم در ما نهفته و خفته است ولي وقتي به كمك ذهن يا تجربه واقعي آن را تحرك مي كنيم ؛ به تدريج حرارت و نيروئي درون ما زنده مي شود و ما از آن لذت مي بريم . انرژي كنداليني هم وقتي بيدار مي شود ، مشابه چنين جنبشي را در انسان بوجود مي آورد. زمانيكه انرژي كنداليني فعال مي شود بطور عادي در امتداد ستون فقرات به بالا صعود مي كند و شما حركت آن را احساس مي كنيد اما اين صعود در همه افراد يكسان احساس يا تجربه نمي شود. بعضي ها داغي زيادي در داخل لگن احساس مي كنند.

برخي مورمور شدن يا حالات تيك و جنبش هاي عضلاني پراكنده را تجربه مي كنند. عداه اي هم ممكن است اين بر انگسيفتگي ها را نه بصورت جسماني يلكه بيشتر عاطفي و رواني احساس كنند و دچار تغييرات خاقي يا هيجاني شوند مثلا احساس اينكه مي خواهند گريه كنند . خنده كنند ، جيغ بكشند يا شور عشق زياد را تجربه كنن و اين تفاوت ها به عوامل مختلفي بستگي دارد كه يكي از آن ها نوع تحريك انرژي و نقاط چاكراي مورد نظر است.

وقتي انرژي فعال مي شود و به بالا صعود مي كند عموما در مسير اصلي خود يعني از نقطه نشيمنگاه تا سقف سر از 7 نقطه اصلي كه حوز ها يا ميدان هاي مخصوص انرژي است مي گذرند. اين ميدان ها يا چرخه ها را در يوگا «چاكرا » گويند.

هر نقطه چاكرا از ميان اين 7 نقطه ، داراي خصوصيات خاصي است و فعال شدن هر چاكرا خواص خود را باز مي نمايد.

تمرين كننده «كنداليني يوگا» بعد از اينكه اين انرژي را فعال كرد و در مسير عمودي از پائين به بالا قرار داد بايد آن را به تدريج از اين چاكراها بگذارند و قتي به اين امر موفق گرديد مي تواند مطمئن گردد برحركت و هدايت اين نيرو كنترل و تسلط يافته است.

در قبل به سيدهي ها يا كرامات اشاره داشتيم و در اينجا بايذ بگوئيم كه ظهور هر سيدهي منوط به تحريك نقاط خاصي است و در واقع ممكن است براي هر سيدهي يك يا بيش از يك نقطه موثر باشد . در كتاب كشفيات رواني پشت پرده آهنين نوشته لين اسكرو در مي خوانيم ؛ هر كه چاكراي آناهات را در قلبش بيدار كند مي تواند در هوا راه رود.

در سيدهي يا كرامت پرواز جسم ؛ عموما 3 نقطه يا 3 چاكرا تاكيد شده است.

1-مولادها را
2-آناهات
3-آجنا

براي حصول نتيجه بايد مدتي مديتيشن كرد. همزمان تمرينات يوگا ( آساناها ، پراندياما ) را اجرا نمود و براي بيداري كنداليني تمرينات مخصوصي نظير باندها ، انقبلض و فشار آوردن بر نقاط چاكرا، نهايتا ذكر خواني مخصوص هر چاكرا را با روشي مشخص اجرا نمود . كم كم شما متوجه جنبش انرژي در بدن خواهيد شد . سپس مي توانيد سراغ تمرينات اختصاصي چاكرا به فرض پرواز جسم برويد يوگا و مديتيشن مي كنيد و بعد روي 3 چاكراي مخصوص پرواز عمل مي كنيد.

در اين وضعيت براي كمك مي توانيد در حاليكه نشسته ايد ( در حالت لوتوس يا نيمه لوتوس)

قدري بدن خود را مثل پاندول ساعت به نوسان در آوريد و يا قدري خود را از ناحيه كمر يا نشيمنگاه تكان دهيد و اين تكان ها خوب است با هارموني دروني و احساس دروني از حركت هماهنگ گردد. كم كم شما شروع به جهش كردن مي كنيد ، البته برخي ممكن است قبل از آن شاهد احساس و تجربه تكان هاي شديد باشند.

مواظب تنفس و قلب خود باشيد . احتمال دارد برخي دچار ضربان هاي شديد شوند براي اين منظور خوب است همواره حركات يوگا را انجام دهيد تا بدن شما قوي و آماده باشد. استرس ها و فشارهاي هيجاني روزمره را كم كنيد.

قدري رژيم غذايي را رعايت نمائيد كمتر با صحبت كردن انرژي خود را تلف كنيد . تا آنجا كه ممكن است روزانه مديتيشن را انجام دهيد . شما نيز خواهيد توانست پرش و پرواز جسم داشته باشيد.
[ دوشنبه ۱۵ مهر۱۳۹۲ ] [ 11:54 ] [ امیر حسین ]
با توجه به شرکت دوستان در نظر سنجی مطالب جدیدی رو در مورد تله پاتی براتون قرار دادم .

«تله‌پاتی» دسترسی به اطلاعاتی است که در فکر شخص دیگری

نگهداری می‌شود و شما خواهان کسب آن هستید . دانشمندان برای اثبات

این پدیده می‌گویند ....


ادامه مطلب
[ یکشنبه ۱۴ مهر۱۳۹۲ ] [ 22:55 ] [ امیر حسین ]
[ دوشنبه ۸ مهر۱۳۹۲ ] [ 22:53 ] [ امیر حسین ]
این روزها عوامل آشفته کننده و برهم زننده تمرکز در محیط های کاری و منازل افزایش پیدا کرده و تمرکز کردن روی کارها نیز دشوارتر شده است.

متخصصان روانشناسی می گویند هر چند تقویت قدرت تمرکز کار نسبتا دشواری است اما غیرممکن نیست.

در این مقاله 21 توصیه مفید و کارآمد برای کمک به افزایش قدرت تمرکز و کاهش آشفتگی ذهنی عنوان شده است :


ادامه مطلب
[ جمعه ۲۲ شهریور۱۳۹۲ ] [ 17:53 ] [ امیر حسین ]
ماهی

هر گونه ماهی روغنی منبع غنی اسیدهای چرب امگا ۳ بوده و برای

سیستم عصبی سالم ضروری است. از تقویت حافظه گرفته تا ارتقاء

مهارت های تصمیم گیری و حل مسائل آنها موثرند. بنابراین اظمینان

حاصل کنید که پروتئین یخچال شما از ماهی خالی نباشد.

گوجه فرنگی

گوجه فرنگی حاوی آنتی اکسید لیکوپن است که می تواند از شروع زوال

عقل جلوگیری کند. علاوه براین ، منبع غنی دیگر ویتامین ها و مواد

معدنی است که در کل تاثیر خوبی برای بدن دارد.

اسفناج

ممکن است شما با خوردن اسفناج نیروی حیرت انگیز ملوان زبل را کسب

نکنید ولی مطمئن باشید فواید بسیاری به مغز خود می رسانید. اسفناج

منبع غنی اسید فولیک است که می تواند افراد را در مقابل آلزایمر

محافظت کند و همچنین حاوی آنتی اکسید های حیاتی است.

سیب

جمله معروف “خوردن هر روز سیب شما را از دکتر دور می کند ” را

شنیده اید!! و اگر واقعا به مراقبت از حافظه خود اهمیت می دهید ،

پس پوست سیب را نکنید و دور نریزید، چرا که حاوی مقادیر خوبی از دو

آنتی اکسید به نام کورستین و آنتوسیانین است و در کنار آنها حاوی مقادیر

بالای ویتامین و مواد معدنی است.

بروکلی

منبع غنی اسید فولیک و کورستین است که تاثیر مثبتی بر حافظه می

گزارد.به گزارش نیک صالحی بروکلی همچنین حاوی مقادیر خوب

ویتامین K است که قدرت مغز را افزایش می دهد. تعجبی ندارد که

سرآشپزها آن را خیلی دوست دارند.

انگور

انگور حاوی گیاشیمی های ضروری برای ارتقاء حافظه است. میوه

هایی نظیر سیب، انگور جدا از ویتامین C، حاوی مقادیر خوبی از

کورستین و آنتوسیانین هستند که برای ارتقاء سرعت و قابلیت حافظه

شناخته شده هستند.

محصولات لبنی

اگر به طور جدی می خواهید که حافظه خود را تقویت کنید محصولات

لبنی باید جزو اجزا اصلی رژیم روزانه باشد.به گزارش نیک صالحی

محصولات لبنی منبع غنی ویتامین D و کلسیم است که درحقیقت همانند

آجر برای ساختمان بدن کار می کنند. آنها حاوی تیروسین و تریپتوفان

هستند که تشکیل دهنده انتقال دهنده های عصبی بوده و برای فرایند سریع

فکر کردن ضروری است.

قره قات (بلوبری)

بسیاری از مطالعات نشان داده اند که بلوبری نقش مهمی را در سلامت

ذهن و ارتقاء حافظه ایفا می کند آنها حاوی گیاشیمی های مختلفی هستند

که قدرت حافظه را در کنار آنتی اکسید های زیاد که برای مقابله با پیری

و زوال حافظه موثرند ارتقا می دهند.

[ جمعه ۲۲ شهریور۱۳۹۲ ] [ 17:35 ] [ امیر حسین ]

هاله عبارت است از نوعی تشعشع مغناطیسی لطیف كه زاییده نیروهای اتریك

و سایر میدان های انرژی است. نیرویی است كه به موجودات و اشیاء

مربوط می شود.

 هاله میدانی از انرژی است كه اطراف بدن تمامی موجودات زنده، جامدات،

نباتات و حیوانات را پوشانده است. امواج حاصل از این میدان انرژی به

طور دائمی در حال تشعشع هستند.

این امواج شبیه امواج گرمایی هستند كه یك روز داغ از سطح زمین بیرون

می زنند. به عبارت دیگر هاله مجموعه ای از ارتعاشات است كه با طول

موج های متفاوت در افراد از كالبد مثالی ساطع می شود. جسم فیزیكی

علاوه بر اینكه دارای چنین ارتعاشاتی است به عنوان صافی نیز عمل می

كند.
تمام موارد موجود در طبیعت دارای هاله هستند كه جو مغناطیسی آنهاست.

برای درك چگونگی كاركرد هاله یك آهن ربا را در نظر بگیرید در اطراف

قطبین آن میدان های مغناطیسی وجود دارد. از مركز آن خطوطی از نیرو

بیرون می آید كه بین دو قطب مغناطیسی كشیده شده است.

 حركت مدارهای الكتریكی در میان خطوط، این میدان نیروی مغناطیـسی را

به نیروی بـرق تبدیل می كند. این برق می تواند به صورت نور و حرارت

و سایر شكل های انرژی مورد استفاده قرار گیرد. در ارگانیسم بدن انسان

نیز چنین نیروهایی وجود دارد.

هاله انسان در اثر كیفیت های جوهری، نیروهای اتری، اثیری، علی، ذهنی و

روحی فرد تغییر می كند و به بیان دیـگر هـر انسان جوی از مغناطیس در

اطـراف خود می آفرینـد كه بدون تـردید نشـانه های فطـری و رفتاری و

شرایط سلامت جسمی و روانی او را فاش می سازد.
نكته :اگر موفق به دیدن هاله دیگران شدید، آن را فاش نكنید، مگر به تقاضای

كالبد علی شخص.
در مذاهب قدیم آن را ‍”آكاشا“ می نامیدند، در دین زرتشت «آتش ذی روح

یا آتش جاویدان» خوانده می شد و علمای هندو آن را «آر» می نامیدند.

این كلمه ریشه سانسكریت دارد و به معنای «پره چرخ » است, زیرا

امواجی كه از بدن انسان خارج می شوند, مانند تشعشعاتی هستند كه از

قسمت توپی یك چرخ ساطع می شوند.

 آن را گاهی اتمسفر روانی یا اتمسفر مغناطیسی نیز می نامند. به زبان

انگلیسی «اورا»aura گفته می شود. دانشمندان معتقدند این لغت

دارای ریشه لاتین و به معنای هوا است. دو دانشمند اطریشی نیز بعد از

كشف این امواج آنها را اود (خود) نامیدند.

دكتر مسمر از این انرژی با عنوان مغناطیس حیوانی یاد می كرد، ”پیه هن

باخ“ آن را «نیروی ملكوتی», بلا برات اشعه N و دانشمندان

شوروی ”انرژی بیوپلاسمیك“ می نامیدند. دانشمندان کشور چک نیز آن را نیروی

"سایكوترانیك" می خوانند.

[ دوشنبه ۱۱ شهریور۱۳۹۲ ] [ 22:11 ] [ امیر حسین ]

چشم سوم همان بخش پيشين چاكراي ششم است. چاكراها كانون‌هاي انرژي در حوزه‌ي انرژي‌هاي ماورايي انسان (هاله‌ي نوراني انسان) مي‎باشند. چاكراها مسؤول تبادل انرژي بين هاله‌ي انسان و هاله‌ي كيهان و هم‌چنين مسؤول متعادل كردن انرژي در سطوح مختلف هاله مي‎باشند. هاله‌ي نوراني انسان ميداني از انرژي‌هاي بسيار لطيف است كه دور تا دور بدن را به صورت يك تخم مرغ احاطه كرده است. هاله‌ي نوراني در حالت معمولي احساس و ادراك نمي‎شود ولي به كمك چشم سوم قابل رؤيت است.

چاكراها به دو نوع اصلي و فرعي تقسيم مي‎شوند. چاكراهاي اصلي هفت عدد مي‎باشند و در راستاي مغز و نخاع قرار مي‎گيرند. اين چاكراها به ترتيب از پايين به بالا با شماره‎هاي 1 تا 7 نام‎گذاري مي‎شوند. چاكراهاي شماره‌ي 1 و 7 يك قسمتي و چاكراهاي شماره‌ي 2 تا 6 دو قسمتي مي‎باشند، به‌طوري كه يك قسمت آنها در جلوي بدن و قسمت ديگر آنها در پشت بدن قرار مي‎گيرد. به عبارت دقيق‌تر چشم سوم داراي دو قيف انرژي (در جلو و پشت) مي‌باشد، در هر يك از اين قيف‌هاي انرژي دو قيف فرعي وجود دارد، به همين دليل آجنا به «گل نيلوفر» تشبيه شده است. در ادبيات و عرفانِ شرق چاكرا به «گل نيلوفر آبي» تشبيه شده است، پس گل نيلوفر سنبل و نماد چاكرا است و تعداد گلبرگهاي آن بيانگر تعداد قيف‌هاي فرعي هر چاكرا مي‌باشد. چاكراي ششم (چشم سوم) مهم‌ترين، شناخته شده‎ترين و مورد توجه‎ترين چاكرا است.

چاكراي ششم، مركز فرماندهي ناظر بر چاكراهاي ديگر و مسؤول نظارت بر ذهن است. اين چاكرا، پل ارتباطي ابعاد فيزيك و متافيزيك انسان مي‎‎باشد. بخش جلويي چاكراي ششم مسوؤل تجسم فكري و توانايي تجسم و انديشه كردن است. به عبارت ديگر قابليت تصوير سازي و درك مفاهيم ذهني به اين بخش مربوط است. اين بخش هم‌چنين فرمول‎بندي كردن ايده‎ها و ادراك نيازهاي روحي و رواني را بر عهده دارد. توانايي پيگيري و اجراي طرحها و توانايي به فعليت درآوردن افكار، به بخش پشتي چاكراي ششم مربوط مي‎شود. به عبارت ديگر، انجام اعمالي كه سبب تجلّي مادي انديشه‎ها در جهان فيزيكي مي‎گردد، بر عهده بخش پشتي اين چاكرا مي‎باشد. به‌طور خلاصه مي‎توان گفت: بخش جلويي چاكراي ششم مسؤول طراحيِ افكار و بخش پشتي آن مسؤول اجراِ اعمال مي‎باشد.

[ دوشنبه ۱۱ شهریور۱۳۹۲ ] [ 21:58 ] [ امیر حسین ]
ين لغت سانسکريت را کساني که به مفهوم واقعي کنداليني دسترسي ندارند به

اشکال مختلفي ترجمه کرده اند مانند :مار آتشين - قدرت مار - نيروي اوليه -

نيروي چي و ....

بنظر ميرسد ريشه اين لغت از فعل کند به معناي سوختن سوزاندن گرفته شده

اين معنا مفهومي کامل است زيرا کنداليني آتشيست از جنبه سوزاندن آن .

توضيح ديگر اينکه کندا به معناي سوراخ و حفره يا گوداليست که آتش در آن

مي سوزد.کلمه اي ديگر نيز هست بنام کندالا بمعناي حلقه يا مارپيچ.که در

اينجا سوختن آتش و بالا رفتن همراه با حرکات مارپيچ آن مد نظر است .جدا

ازاين ريشه هاي اساسي کنداليني بمعناي تولد است . تولدي روحاني .

بدينصورت که اين مار آتشين قوه آفرينش زنانه خوابيده درون يک حفره ميباشد

مانند يک کودک خفته در رحم مادر.اين حفره در انتهاي ستون فقرات ما قرار

دارد و يا با همراهي استاد و روشهاي مخصوص به آن و يا نابهنگام و بيموقع

به بيداري مي انجامد.آگاهي کامل – احتياط و وجود راهنما و استادي روحاني

از ضروريات بيداري کندالينيست و حتما بايد شخص قبل از شروع به بيداري

کنداليني پاکسازيهاي سه گانه بدن – ناديهاي انرژي و فکر را انجام داده باشددر

غير اينصورت بيشترين خطر را بهمراه خواهد داشت .خيليها تصورشان

اينست که با بيداري کنداليني به بالاترين قدرتهاي جسماني و روحاني ميرسند

مثلا پرواز کرده – غيب ميشوند – روي آب راه ميروند و افکار انسانها را

براحتي خوانده و کنترل ميکنند هرچند که احتمال دستيابي به اينگونه قدرتها دور

از تصور نيست ولي شخص بايد بداند که بيداري مار کنداليني چون سيلاب

قوي و خطرناک است و هنگام جريان افتادن هر چيز ناجوري را با خود کنده و

ميبرد چون بايد مسير ناديها و حرکت انرژيها را شسته و تمام چاکراهاي بدن

را به هم متصل کند. به احتمال زياد امراض جسماني و روحاني بدن را که

بدليل سرکوبها و عقده ها از زمانهاي قديم جمع شده بدليل برون ريزي تجربه

ميکنيد ممکن است احساس کنيد کاملا از انرژي تخليه شده ايد يا دردهاي طاقت

فرسا به ترتيب از پايين شروع شده و همزمان با حرکت کنداليني به سمت بالا

بيايد.يا احساس سوزش و حرارت زياد داشته باشد يا بسيار بداخلاق و بي

حوصله شود البته اينها نيز تجربياتيست که در نهايت به خيرو صلاح انسان

است.با بيداري واقعي انسان به شناخت خود واقعي که جزئي از خداست

ميرسد و خود را بطور کامل تسليم خدا ميبيند و بدليل عشق واقعي که بدان

رسيده دائما در شور و شعفي عميق و شيرين بسر ميبرد.بدليل اينکه تجربيات

هرفرد در برابر کنداليني با ديگري تفاوت اساسي دارد و به گفته استاد اوشو

چون او از ديگران بالاتر ميرود و همه بچشم ديگري با بهت و حيرت او را

نظاره ميکنند و بقولي فکر ميکنند حرفها و حرکاتش نشان از جنون دارد خيلي ها

از تجربه بيداري و تمرينات آن هراس دارند . پس حتما با استاد اين فن شروع

بکار کنيد و به تنهايي کار نکنيد.

[ دوشنبه ۱۱ شهریور۱۳۹۲ ] [ 21:48 ] [ امیر حسین ]

تله پاتي

براي انجام تجربه تله پاتيک حداقل به دو نفر نياز داريم :جنسيت:چون تله پاتي عبارت از انتقال افکاري است که از يک بار عاطفي و احساسي قوي آکنده شده است بنابراين با توجه به غرايزي که خداوند براي بقاي نسل در نهاد بشر قرار داده است ارتباط بين دو جنس مخالف بايستي روشنتر و پر قدرت تري صورت بگيرد نر وماده هريک به تنهائي ناقص هستند و هر کدام از آنها سعي دارد با جستجوي جفت خويش به کمال برسد جاذبه جنسي يکي از شاهکارهاي آفرينش که در پرتو آن موجبات ادامه نسل و رسيدن به تکامل فراهم مي شود قدرت ونيروي عشق بسيار قوي است تا حدي که در بر خي از موارد بر عقل سليم چيره مي شود

در ارتباط تله پاتيک جنسيت از اهميت زيادي بر خوردار است بهترين نتايج درشرايطي صورت مي گيرد که فرستنده پيام مرد و گيرنده زن باشد در شرايطي که برعکس اين باشد نتيجه از آنچه که گفته شد کمتر است
همان طور که در ارتباط عادي روزمره با ديگران سعي مي کنيم با توجه به ميزان سن /تحصيلات /طبقه اجتماعي و قدرت درک آنها از زبان و منطق خاصي پيروي کنيم به هنگام بر قراري ارتباط تله پاتي با ديگران هم بايستي به اين عا مل مهم تو جه کنيم بنابراين اگر بخواهيم با کودکي ارتباط بر قرار کنيم بايستي از تصاوير و سمبلهايي استفاده کنيم که بيشتر مطابق ادراک و روحيات او باشد.
در روزهاي پر گرد وغبار و پر باد وطوفان پيش از رگبارها در زمان فعاليتهاي خو رشيد ي و به هنگام وجود کامل قرص ماه از انجام تله پاتي خود داري کنيد زيرا در برخي از افراد در اين ايام ممکن است کسالتهاي مبهمي از يک سر درد تا افسردگي شديد حملات آسمي.....متفاوت دچار با شند  بنا بر اين هنگامي که هوا کمي آرام وخنک است بهترين زمان براي تمرينات تله پاتي است
اين موضوع در روزهائي که باراني است به شرطي که رگبار وجود نداشته باشد هم صدق مي کند در زماني که هوا بسيار سرد وگرم است شرايط نا مناسب است شايد دوستان بپرسن چرا دراين موقعها زمانه خوبي نيست
با يد عرض کنم معمولا پيش از رگبارو رعدو برق تحولات شديدي در ميزان فشار و بار الکتريکي هوا پيدا مي شود که هر گونه تماس تله پاتيک را مانع ميشود مهمترين دليل براي تو جيه عوارض اين آثار
بيان شده پيدايش تغيراتي در ميزان يو نها يا اتمها و مولوکلهايي است که داراي بار الکتريکي در پوست هستند و انسان شديدا نسبت به آنها حساس است
:پيام تله پاتيک :بايد متن و لحني داشته باشد که گويي خود او به اين مطالب فکر مي کند و آنرا  با زبان خودش بيان مي کند :براي مثال اگر بخواهيم که او دستش را بلند کند اين پيام يا فرمان
به اين صورت صادر مي گردد :حالا من دستم رااز زمين بلند مي کنم پس درستي مطالب اين است که همه پيامها را تجسم کنيد اگر کالايي مي خواهيد خريداري کنيد مهم اين نيست که به اين
کالا احتياج داري يا نه کافيست که انگيزه و اشتياق لازم براي خريد يک جنس به وجود آيد.

امروز مي خواهم در مورد تله پاتي براي شما دوستان حرف بزنم و چگونگي استفاده از آن را آموزش دهم تمرينهاي ما خيلي ساده و در ضمن کاربردي هستند دوستان مي توانند با استفاده از اين تمرينها به مهارتهاي خود در اين ضمينه اضافه کنند
در ضمن دوستاني که به اين وبلاگ علاقه دارند حداقل ما را از نظرات خود بي اطلاع نگزاريد همچنين اگر اين تمرينها مورد استفاده قرار گرفت تجربيات خود را در اين موردبرايمان بفرستيد تا انها را در اين وبلاگ با اسم خودتان چاپ کنيم و ديگران از تجربيات شما هم استفاده کنند
اما بريم سر اصل مطلب
براي شروع تله پاتي ابتدا نکات زير را رعايت کنيد

1.سکوت و کمي تاريکي براي اين گونه تمرينها لازم است

2.تله پاتي را زماني انجام دهيد که شخص گيرنده خواب است

3.بين دو نفري که تله پاتي انجام ميشود شخصي که تعمق ودرون گرايي بيشتري داردنقش گيرنده وشخصي که فعالتر است نقش فرستنده را بر عهده گيرد

4.فرستنده بايد براي ارسال پيام  چنان فکرش را روي فرمان متمرکز کند که گويي قصد دارد خود آن را در آن لحضه انجام دهديعني واقعا خيال کند که دارد آن را بطور واقعي انجام مي دهد
5.گيرنده بايدهر فکري را از خود دور کند وخود را در بي فکري کامل قرار دهد و منتظر يک تحرک دروني بماند

6.قبل از شروع وبعد از تمرينات کمي آب بنوشد تا مواد وافکار زايد از او دور شوند
 شروع تمرين:
براي اين تمرين ساده ودر ضمن کاربردي ابتدا بايد هردو شخص گيرنده وفرستنده پنج شيء متفاوت مانند پنج نوع ميوه يا پنج نوع اشکال هندسي مثل مربع مستطيل لوزي و.....راانتخاب کنند و در يک فاصله مکاني معين چه دور چه نزديک و در زمان مشخصي قرار گيرند در اين هنگام شخص فرستنده به يک شي نگاه مي کند وکاملا آن را بررسي مي کند و بعد جسم را تصوير سازي مي کند وبراي شخص گيرنده ارسال مي نماييد در اين لحظه شخص گيرنده جلوي خود تکه کاغذي سفيد با خيره به ديوار سفيد رنگ اتاق مي شود و هر نوع شکلي در ذهن او پديدار شد روي يک کاغذ بنويسد اين کار مي تواند بين 5 تا10 دقيقه طول کشد
در ضمن اين را بگويم تمرکز بدون هدف اصلا جواب نمي دهد وبايد هدف خود را معيين کنيد و سخت بروي ان متمرکز شويد.

 
[ دوشنبه ۱۱ شهریور۱۳۹۲ ] [ 21:32 ] [ امیر حسین ]
درباره وبلاگ

** خوش آمدید **
امکانات وب

Up Page