وبلاگicon
**علوم ناشناخته**
کشف تصویر ذهنی مهمترین کشف روان شناسی در قرن حاضر است دانسته و ندانسته : هر کدام ازما پیش طرح با تصویری از ذهن خویش را یدک می کشیم البته ممکن است از آن اطلاع زیادی نداشته باشیم و چه بسا که امکان ترک آگاهانه آن هم وجود نداشته باشد .

تصویر ذهنی همان تصویری است که از خویش داریم . بر اساس باورهای  که از خویش داریم ساخته شده است در انژ دو اکتشاف مهم این تصویر ذهنی کلید طلایی زندگی بهتر می شود:

1-همه اعمال،احساسات،رفتارو حتی توانائیهایمان بر اساس تصویر ذهنی حالت میگرد .

2- تصویر ذهنی قابل تغییر است.تجربه نشان داده است که برای تغییر تصویر ذهن و لاجرم شروع یک زندگی جدید هیچ وقت دیر نیست .برای تغییر تصویر ذهن نه کسی پیش از اندازه کم سن و سال و نه کسی بیش از اندازه پر سن و سال است .

پری اسکات دکی یکی از پیشمقدمان روانشناسی تصویر ذهنی معتقد بود اگر دانش آموزی در یاد گرفتن درسی با مشکل روبرو باشد احتمالا دلیلش این است که موضوع مورد اشاره (از نقطه نظر دانش آموز)با باورهای او ناسازگاری دارد .

در یک آزمایش کنترول شده آرای اندال روانشناس ثابت کردتمرین ذهنی برای پرتاب دارت به آن گونه که شخص هر روز مدتی را مقابل هدف می نشیند و پرتاب دارت را در ذهن تصور می کند به قدر تمرینات واقعی سبب پیشرفت مهارت پرتاب می شود آزمایش های مشابه این در سر تاسر جهان در زمینه های مختلف از جمله یادگیری ،درمان،زیبایی و…. صورت گرفت و نشان دهنده تاثیرات شگرف تصاویر ذهنی بود بنابه اظهار دو تن ازروان شناسان موسه ی وکران لوس آنجلس برخی ار بیماران روانی صرفا با تصور این که آدم های معقولی هستند . درمان یا مدت بیماریشان کوتاه میشودوطبق اطلاعی که دکتر هاریام گریسون و دکتر لئونارد بی الینگر به انجمن روانشناسان آمریکا داده اند این شیوه را روی 45 بیماری که به خاطر اختلالات عصبی بستری بوده اند تجربه کرده اند .بتا به گزارش این روان شناسان 4/3 این عده پاسخ های مناسبی داده اند و تغییر پاسخ های بعضی از آن ها بسیار چشمگیر بود .

اگر بخواهید تصاویر ذهنی جهت ایجاد ارامش و کنترل استرس در زندگی شود استفاده کنیم .21 شب در رختخواب لحظات شیرین زندگی خود را باجملات مثبت بر ذهن مرور کند .

چرا 21 ؟

جهت ایجاد هر گونه تغییر ذهنی باید از این روش استفاده کرد

معمولا ایجاد هر تغییر محسوس در تصویر ذهنی دسته کم 21 روز طول می کشد بعد از هر عمل جراحی پلاستیک 21 روز طول میکشد تا بیمار به صورت جدیدش عادت کند وقتی بازو با ساق پای قطع طول میکشد بیمار تا 21 روز در خیال اندام قطع شده باقی می ماند این پدیده ها و بسیاری از پدیده های مشهور دیگر نشان می دهند که دسته کم 21 روز برای تحلیل یک تصویر ذهنی کهنه و ایجاد تصویر ذهنی جدید لازم است.

*منبع:BineshMavara.comاستادسالم جعفری


برچسب‌ها: علم, کنترل, ذهن
[ شنبه ۱۰ بهمن۱۳۹۴ ] [ 21:38 ] [ امیرحسین ]
واژه ی سایکو سایبرنتیک به اقتباس از دکتر ماکسول مالتز به مفهوم هدایت ذهن خود به سوی هدفی مفید وسودمند است. سایکو به معنی ذهن و سایبرنتیک در زبان یونانی به معنی راننده یا گرداننده است.

سایکو سایبرنتیک یعنی روشی که می خواهید توسط آن خود را کنترل و هدایت کنید و مفهوم آن این است که از موفقیت  دورن برای رسیدن به حرمت  نفس استفاده کنیم و هرگز به احساسات منفی اجازه ورود ندهیم.

سایکو سایبرنتیک درانسانها امید و باور می کارد، در این علم اعتقاد بر این است که  تمام انسان ها برای موفق شدن به دنیا آمده اند و از این توان برخوردار است که به هدف هایش برسد . سایکو سایبرنتیک به زمان حال توجه دارد, شمای امروزی شمای دیروزی نیستید.درسایکو سایبرنتیک بیماری روانی ناشی از یک عادت ناشایست است و فقط خود فرد می تواند از عادت بد به عادت مفید تغییر یابد . سایکو سایبرنتیک خلاق،ذهن را برای رسیدن به یک هدف ,بسیج می کند .

تصویر ذهنی انسان ازقدرت بی نظیری برخوردار است. اگر در ذهن تصاویر مصیبت بار را زنده کنیم و انسان ها را موجوداتی وحشتناک بپنداریم شانس موفقیت  کاهش می یابد. در رسیدن به اهداف و موفقیت ها قدرت تصور بزرگترین نیرویی است که داریم. یکی از جنبه های دستیابی به موفقیت و خوشبختی , خود پذیری است. کسی واقعاً خوشبخت است که خود را همانطور که می باشد می پذیرد و به آنچه که هست راضی است، نه خود را برتر از دیگران  و نه حقیرتر از دیگران  می داند. انسان دارای مکانیسمی هدف جو است. وقتی فاقد هدف مشخصی باشیم ،  زندگی را پوچ و بی هدف می بینیم. ما برای غلبه بر محیط، حل مسائل و دستیابی بر هدف آفریده شده‌ایم و بدون داشتن هدف، بدون میل غلبه بر محیط هرگز به رضایت و خوشبختی نمی رسیم. افرادی که زندگی را پوچ و بی ارزش می دانند در واقع منظورشان این است که شخصاً هدف با ارزشی ندارند.

علم روانشناسی گرچه به تصویر ذهنی و نقش مهم آن در رفتار انسان معترف بود اما برای سئوالاتی از قبیل اینکه چگونه تصویر ذهنی اثر می کند و چگونه شخصیت جدید می آفریند جواب قانع کننده ای  نداشت و ما  اغلب این جواب ها را می توانیم در علم جدید سایبرنتیک پیدا کنیم.

علم نوپای سایبرنتیک حاصل تلاش فیزیکدانان و ریاضی دانان بود نه روانشناسان اما تحولی در روانشناسی ایجاد کرد.

سایکو سایبرنتیک می گویدمغزانسان دارای مکانیسمی هدف جو است که به فرمان ذهن  در جهتی که خود فرد تعیین می کند به کار می افتد.این مکانیسم خود کار هدف جو, کارش شباهت زیادی به مکانیسم های الکترونیکی ساخته دست انسان دارد اماازهر مغز الکترونیکی ساخته دست انسان عالیتر و پیچیده تر است.

این مکانیسم در جهت رسیدن به هدف هایی که شما برایش در نظر گرفته اید موفقیت و خوشبختی یا شکست و بدبختی کار می کند. هدف این مکانیسم خلاق دست یابی به تصاویر ذهنی است و تصویر ذهنی ما تعیین کننده هدف های ماست.

نظیر هر مکانیسم دیگر , مکانیسم خلاق ما از اطلاعات ذخیره شده یا حافظه برای حل مسایل جاری و نشان دادن واکنش نسبت به موقعیت های مختلف استفاده می کند.

به اعتقاد دانشمندان مشهور سایبرنتیک از جمله دکتر نوربرت وینر تا آینده قابل پیش بینی دانشمندان موفق به ساختن یک مغز الکترونیکی قابل قیاس با مغز انسان نخواهند بود.اما حتی اگر قرار باشد چنین ماشینی ساخته شود فاقد اپراتور و متصدی خواهد بود.


برچسب‌ها: علم, سایکو, سایبرنتیک
[ شنبه ۱۰ بهمن۱۳۹۴ ] [ 21:36 ] [ امیرحسین ]
«آیا شما فرد خاصی هستید؟» غالباً این سئوال و این اعتراض را حین سخنرانیهایمان می شنویم ، که « تمامی این شیوه ها فقط وقتی کمک می کنند، که شما آنها را باور دارید . مشهود است که اگر به چیزی اعتقاد دارید ، هر چیز که باشد ، به شما کمک خواهد کرد».
گاهی ازاوقات بود و از چنین مردمی منتقدی می پرسد که چرا آنها به آنچه می گویند عمل نمی کنند اگر تنهاکاری که باید برای بدست آوردن سلامت خود انجام دهند، ایمان به چیزی است ، چه دکتر ، قرص و یا مذهب ، پس چرا چنین نمی کنند؟ آیا به این دلیل نیست که آنها واقعاً به آنچه می گویند اعتقادی ندارند .
بی شک ، باور به هر چیز می تواند سودمند باشد اما هنگامی که فردی نا آگاه است قضیه چیست؟ آیا تنها ایمان آگاهانه به چیزی او را شفا خواهد داد؟ درباره ی نوزادان و بچه های کوچک چطور ؟ اگر این امر صادق است ، چگونه حیوانات و گیاهان توسط ریکی با موفقیت درمان می شوند؟ من چطور؟ درمانگری که درمان می کند ، اگر بیماری به روش درمان من معتقد نیست چه بایدکرد؟
حقیقت این است که کمک ریکی در همه ی این موارد هزاران بار تایید شده است «جامعه بین المللی ریکی در آمریکا» موسسه تحقیقاتی تاسیس کرده است ، که مدارک مستند بسیاری دال بر تاثیر ارائه می دهد.
البته هنوز یافتن توضیحات علمی رضایت بخش ، برای تمامی پدیده هایی که در رابطه با ریکی اتفاق می افتد ، امکان پذیر نبوده است و توضیحی نیز برای موفقیت ها و شکست های ظاهریش نیافته ایم . اما چیزهای بسیاری در زندگی ما و در جهان هست ، که هنوز توضیح علمی برای آن وجود ندارد .
برای مثال ، شلیلا و من نمی توانیم چرا سیب اینقدر خوشمزه است و یا چرا منظومه ی شمسی مان بدون اشتباه عمل می کند . علیرغم این مساله ، سیب به ما غذا می رساند و ما هر روز از دیدن نور خورشید و شبها از سوسوی ستارگان شادمان می شویم . برای رسیدن به این نتایج ، نه به تایید علمی نیازمندیم و نه به ایمان و نه چیزی . آیا بهتر آن است که به دلیل فقدان تایید علمی و یا ناباوری از این پدیده ها پرهیز کنیم ؟
براستی این حقیقت که ما آنها را تجربه می کنیم ، برای ما کافی است و در آینده نیز به قدردانی از آنها ادامه می دهیم . فقط تجربه ی ریکی برای اثبات ارزش آن کافی است . اما علم و ایمان نیز هر یک نقش خود را دارند . برای مثال ، علم می تواند تاثیرات ریکی را ثابت کند . حال آنکه ، باور به ریکی می تواند ما را به دریافت بهتر و عمیق تری از آن رهنمون شود . البته ، ریکی بدون هیچ باور قبلی نیز عمل خواهد کرد . اما حضور قلب و باور به ریکی نیز آسیبی بدان نمی رساند.
نگذارید گمراه شوید ، اندیشه های ما بیشتر از آنچه که باور داریم، ما را شکل می دهند و بر ما تاثیر می گذارند . هر عملی که در هر حوزه از زندگیمان با ایمان ، شادی درونی و خوشبینی و فداکاری انجام می دهیم ، برایمان موفقیت و کمال به همراه می آورد . این حقیقت نقش ارزشمندی نیز در همه ی مراحل و در هر شکل از درمان بازی می کند . اگر ما مخالفت شکل خاصی از درمان هستیم، چه در شیوه ی زندگی بیرونی یا درونی مان بیش از همه به خودمان آسیب رسانده ایم . ما حتی می توانیم با دید یا موضعگیری منفی تا حد زیادی مانع از این جریان شفا بخش شویم.
این حقیقت که بدنهایمان فوراً به اندیشه هایمان پاسخ می گویند توسط وسایل ساده ی آزمایشهای تشریح حرکات بدن(Kinesiology) به اثبات رسیده است . این آزمایشات ثابت می کنند ، به مجزد آنکه اندیشه ی منفی داریم ، همه ی اعضای بدن عکس العملی مانند ضعف یا کاهش نیروی حیاتی نشان می دهند (اندیشه ها و موقعیت های انجام این آزمون ساده و دستور العمل هایی دیگر در کتاب «تحلیل رفتاری حرکات بدن ، بدنتان دروغ نمی گوید»، نوشته دکتر دایموند ، انتشارات هارپرورو، ۱۹۷۹ وجود دارد)( B.K’Behavioural Kinesiology:your Body doesn’t lie By .Dr John Diamond & Harper Row,1979) وقتی گوته می گوید : «این روح است که بدن را خلق می کند» شاید به همین پدیده می اندیشید در این صورت ، این فقط بدنمان نیست که ما دائماً آن را شکل می دهیم . روح ما نیز بر همه ی جنبه های حیاتمان تاثیر می گذارد . باترسها ، آرزوها اندیشه ها و احساسات گفتار و کردارمان چه آگاهنه چه ناآگاهانه هر روز فولاد زندگیمان را در کوره می گذاریم . در این زمینه ، کلام انجیل را مد نظر آوریم:
«فریب مخورید، خداوند استهزاء نمی شود، زیرا انسان ، آنچه را می کارد ، درو می کند»، کتاب مقدس عهد جدید ، رساله ی غلاطیان.
و یا این ضرب المثل های ساده که می گویند :«هر کس معمار آینده ی خویش است و یا «پرسش هر چیز چون پاسخ آن است » .



در کتابهای چارلز و بستر لیدبی ترز(Charles Webster Leadbeaters) می توان اطلاعات آموزنده ای درباره ی موضوع یافت این یافته ها سهم ویژه ای در درک عمیقی از چگونگی شفای ریکی ، در سطح ذهنی دارد (لطفاً بخش یازده را نگاه کنید) .
در این کتابها ، چارلز لیدبی ترز ، عارف مذهبی که در سالهای ۱۸۴۷ تا ۱۹۴۳ زندگی می کرد ، به روشنی توصیف می کند ، که چگونه اندیشه هایمان موجودات کوچکی تولید می کنند و آنها را «عنصری » می نامند این موجودات اندیشمند ، که خودمان به وجود می آوریم ، می خواهند زنده بمانند ، و بزرگتر شوند . اگر نوع خاصی از اندیشه را به ندرت یا بسیار سطحی شکل دهیم ، «عنصری» ایجاد شده ، بنیادی نخواهد بود و فوراً ناپدید می شود . اما اگر اغلب و شدیداً به چیزی فکر کنیم ، عنصری مربوطه در هماهنگی با آن بزرگتر و قوی تر می شود و ترتیب می دهد ، تا مدت زیادی زنده بمانند افکاری که شخصیت قوی تری دارند ، در کنار یکدیگر و به صورت دسته بندی های بزرگتر جمع می شوند .
یک عنصر آزادی عمل قطعی دارد و می تواند با انگیزه های شبیه به خود ، که در محیط ایجاد می شوند ، تماس حاصل کند و «اندیشه ی مادر» ی ایجاد کند، چون : «امروز حالم خوب است» عنصری برای تغذیه و ابقای زندگیش از هر کاری که در توان اوست ، فروگذاری نمی کند تا این اندیشه تکرار و تایید شود این نظریه به توضیح قابل قبولی برای موفقیتهای عظیمی است ، که شیوه های تفکر مثبت به همراه می آورند.
همین عملکرد در مورد افکار منفی نیز صادق است همگی ما می دانیم چقدر مشکل است ، که عادت های بد را از میان بردایم یا از تکرارهای خاص ، یا فکر کردن درباره ی مسائل به شیوه ای خاص بپرهیزیم . «عنصری» زیر سئوال از به خطر افتادن زندگیش می ترسد و تلاش می کند ما را به روش مطلوب خود بازگرداند با این وجود ، اگر در این امر موفق نشود ، کمرنگ تر شده و به زودی همگی این عنصری ها ناپدید می شوند .
گروهی از مردم یک قوم و یا یک کشور می توانند اندیشه ی جمعی خاص خود را در شکل دهند . تاثیر چنین عنصری جمعی می تواند کاملاً در هم شکننده نیز باشد . برای مثال ، فکر کنید چه روی خواهد داد اگر رسانه ها گزارش غلطی مبنی بر شیوع آنفولانزای مسری و خطرناکی ، با علائم دقیق آن بدهند . براستی ، چه تعدادی از مردم فوراً احساس بیماری می کنند و به آن مبتلا می شوند اما چه روی خواهد داد ، اگر به جای آن خبر ، به همان مردم بگویند که شرایط غیر عادی آب و هوا در چند روز آینده ، بر شادابی و ایمنی آنها در مقابل بیماری می افزاید؟


ادامه مطلب
[ شنبه ۱۰ بهمن۱۳۹۴ ] [ 21:33 ] [ امیرحسین ]
                                               ریکی عظیم ترین راز در عالم انرژی.

شاید شما مایلید بدانید که ریکی چگونه عمل می کند و انرژی دهنده و بیمار هردو چه احساسی دارند . در این رابطه ، نخست احساسات چند دریافت کننده ی ریکی را نقل می کنیم :
خانم هشتاد ساله ای پس از نخستین جلسه ی درمان می گوید: «هیچ گاه احساس استراحتی چنین عمیق را در عمرم تجربه نکرده بودم. سرشار از احساس آرامش و سکوت بودم و همه چیز در درون من بسیار وسعت داشت چگونگی عملکرد آن را بر بخشهای بیمار بدنم احساس می کردم و متحیرم که چنین چیز شگفت انگیزی در ریکی وجود دارد».
آقای مسنی نیز گزارش می دهد:«امروز کاملاً متفاوت بودم ، تمام مدت پاهایم تیر می کشید و بسیار بی قرار بودم». دختر جوانی می گوید :«خیلی خوب و آرامش بخش بود ، اما چیز خاصی اتفاق نیافتاد ، آیا ریکی همین است ؟»خانم معلمی می گوید :من چیزهایی زیادی دیدم تصاویر ذهنی ، رنگ و مناظری شگفت انگیز ، واقعاً چیز خارق العاده ای بود».
این چند مثال گویای آنست که هر فرد عکس العمل متفاوتی به ریکی نشان می دهد . زیرا بر نقطه ای اثر می گذارد ، که گیرنده ی انرژی در آنجا بیش از همه به انرژی احتیاج دارد . می توان گفت که هیچ قانون کلی وجود ندارد . معمولی ترین اتفاقی که در حین درمان تجربه می شود ، احساس آرامش و تعدد اعصاب است، که غالباً همراه با احساس امنیت و در بر گرفتن پوشش لطیفی از انرژی است . اما این مساله نیز هر بار تجربه نمی شود با این وجود ، آنچه به یقین می توان گفت این است که ریکی جامع عمل می کند.
هنگامی که فردی را با ریکی درمان می کنیم دستهایمان را با انگشتانی که نزدیک یکدیگر قرار دارند به آرامی بر بخشهای گوناگون او می گذاریم یا با فاصله بر بالای بدن او نگاه می داریم. به زودی جریان انرژیی را احساس می کنیم ، که معمولاً همراه با احساس گرماست ، این حس می تواند به حرارت و یا بالعکس به حس سرما تبدیل شود غالباً بیمار همانند ما این جریان انرژی و گرما یا سرما را حس می کند .
در بعضی از موارد بیمار در بخش دیگری از بدن خود، جزآنجاکه ما حس می کنیم ، احساسی از گرما دارد و یا آنچه که او گرما حس می کند برای ما احساس سرماست .

قابل ذکر است دماسنجی که در دست درمانگر و یا بر بدن بیمار گذاشته می شود تغییر قابل ملاحظه ای را در حرارت نشان نمی دهد آشکار است ، تغییری که روی می دهد جسماً قابل اندازه گیری نیست.
اغلب دریافت کنندگان ریکی در حین درمان شروع به استراحت می کنند و حتی ممکن است به خواب روند. اما این مساله تفاوتی در تاثیر درمان ایجاد نمی کند در دیگر موقعیتها ممکن است از تجارب قدیمی و لاینحل خود آگاه شوند . ممکن است رهایی از هیجانات به شکل جاری شدن اشک و خنده های از سر آسودگی صورت پذیرد این جریان در شکل تجربه ی تصویری افراد نیز ، شناخته شده است شاید برای کسانی که مرتباً مراقبه می کنند، در شکل شخصیتی خیالی ظاهر شود ممکن است که در بعضی از جلسات درمان ، موانعی که سد راه رشد جامع فرد است ، از میان برداشته شوند.
گرچه، ما دست خود را برای اتصال بیمار به انرژی ریکی، بر بدن او می گذاریم ، و یا دستمان را بالای بدن او نگه می داریم، امااین انرژی تنها در سطح مادی براو اثر نمی کند بلکه بر کل جسم ذهن و روح او تاثیر می گذارد .
بیماری و ضعف جسمانی فقط حاکی از فقدن نظم بنیادین و علامت خارج شدن از اتحاد درونی با همه ی هستی است باتوجه به این نکته ، مایل به نقل گفته ی دکتر باخ (۱۹۳۶-۱۸۸۶) هستیم . او بنیانگذار سیستم شفا با استفاده از گلهاست ، که پس از او به نام وی نامگذاری شد چنانچه دکتر باخ می گوید :
«بیماریها هیچ گاه با شیوه های مادی کنونی شفا نیافته و ازمیان نمی رود . زیرا، بیماری اصلاً مادی نیست و آنچه که ما بیماری می نامیم، حاصل نهایی نیروهایی است که عمیقاً و در دراز مدت عمل کرده اند» . مشاهده می کنیم که ریکی گام تعیین کننده ای برای نزدیک کردن ما به مرحله ی بنیادین نظم است .
درمان با انرژی ریکی قابل قیاس با شیوه های متعارف درمانی نیست هنگامی که فردی با ریکی درمان می شود به مرحله ی وحدت با هماهنگی جهانی باز می گردد . این هماهنگی می تواند به کوچکترین سلولهای او راه یابد و دوباره او را کامل و سالم گرداند. از این روست که قدرت طبیعی فرد را برای شفای خود بر می انگیزد . کاملترین جمله برای تعریف ریکی این است که :«ریکی ما را به مرحله ی کمال یا جامعیت باز می گرداند» غالباً این مساله اتفاق می افتد که بیماران پس از چند جلسه ی درمان با ریکی به اندیشه های جدیدی دست می یابند . برخی یوگا ، یا تعلیم باطنی مراقبه را شروع می کنند و یا به تمرین شیوه های دیگر معنوی می پردازند دیگران کتابهای درباره ی تفکر مثبت می خوانند، عادات غذایی شان را تغییر می دهند و حتی خود دوره ی تعلیم درمانگری ریکی می بینند .
برخی از بیماران از مشکلات سرکوب شده ی خود، آگاه می شوند و راه حلهایی برای آنها می یابند کم نیستند آنانی که شهامت برداشتن گامهای تازه ای را می یابند و یا به آرزوی تغییر چیزی در زندگی مجال می دهند ما همواره پیرو این خط مشی بوده ایم، که بیماران خود را به دنبال کردن این انگیزه های مثبت ترغیب کنیم.
هنگامی که شما ریکی را آغاز می کنید ، متوجه می شوید که تاثیرات درمان با آنچه که انتظار داشته اید، متفاوت است ما بارها و بارها مشاهده کردیم که ریکی «منطق» خود را دارد و می داند کجا و به چه میزان به آن نیاز است . به این دلیل ، ضرورتی ندارد که قبل از درمان ، تشخیصی صورت گیرد و حقیقت آن است که این تشخیص ها معمولاً کمک چندانی به درمان فرد نمی کنند . هر ازگاه ، بیمارانی با مشکلات اساسی نزد ما می آیند و پس از درمان به این موضوع پی می برند، که به مشکلات دیگرشان نیز کمک شده است، مشکلاتی که ظاهراً در نظم کلی شفا در اولویت قرار داشته اند . برای مثال، یک بار خانمی به توصیه دوستی برای درمان مشکلاتی در شانه و ناحیه پایین گردنش نزدمان آمد . ریکی فوراً به دوستش کمک کرده بود و بیمار جدید منتظر وقوع مساله مشابهی بود . بار دوم که نزد ما آمد نسبتاً نا امید بود . زیرا ، این موضوع درباره ی او اتفاق نیافتاده بود . او به ما گفت پس از آنکه نخستین جلسه ی درمان را گذرانده ، در راه بازگشت به مغازه اش احساس عصبانیتی که همیشه نسبت به مشتریانش داشته، ناگهان ناپدید شده است . او از این مساله بسیار تعجب کرده بود و حالا احساس سبکی و آرامش می کرد و در معنای واقعی با مشتریانش به هماهنگی و یکدلی رسیده بود . سپس به این مساله پی برد، که همواره از روی شک و احتیاط با مشتریانش برخورد می کرده است و اسیر ترسی بوده ، که او را مجبور به دفاع از خود می ساخته است. حال تمامی این احساسات او را ترک کرده بودند ، وی حتی یکی از مشتریان خود را درآغوش گرفته بود ، رفتاری که در حالت معمولی هیچ گاه خواب آن را هم نمی دیده .
آیا آن مشکلات مسبب شکایتهای او نبوده است؟ وقتی دیگر مداوم درگیر فشارعصبی نبود، گردنش درد نمی گرفت و عکس العملی نشان نمی داد .
او زنی بود باهوش پس از مدتی صحبت ، خیلی زود به ارتباط میان روح و بدن پی برد . ازاین پس، دور باطل نامه های او شکست و بسیاری از مشتریانش را برای درمان نزد ما فرستاد .
در اواخر سال ۱۹۸۴، در حین دیداراز فیلیپین ، بسیاری از مردمی را درمان کردیم، که ساکن جنگلی در نزدیکی محل اقامت مابودند . یکی از زانان نازا بود . در آن جزایر، نازایی یکی از بدترین مشکلات زنی سی ساله به شمار می رود. ما شروع به درمان کردیم و چند روز بعد او گفت که مشکل گوارشی ، که سالها از آن رنج می برده ، از میان رفته است.
حالا وضع معده اش نیز بهتر بود و هنگامی که باعشق به همسرش نزدیک می شد دیگر احساس درد نمی کرد ما قبلاً از این مشکلات با خبر نبودیم .بدون هیچگونه دخالت اگاهانه از سوی ما و یا استفاده از تفکری تحلیلی ریکی بار دیگر راه خود را یافته بود .
علائم بیماری می توانند بدون انکه ما منتظر باشیم ، کاملاًناپدید شوند. برای مثال یک بار مریضی برای درمان درد زانویش که سالها از ابتلای به آن می گذشت نزدمان آمد . ما امید کمی به بهبود او داشتیم پس از سالها چه تغییری می توانست رخ دهد؟ با این وجود ، چند مرحله ی درمان با ریکی، مدت زیادی او را از درد رها می ساخت .
هم اکنون فهرست وار کلیه ی تاثیرات ممکن ریکی را بر هم می شماریم :
-ریکی از قدرت طبیعی شفای بدن، توسط خود حمایت می کند .
-ریکی بدن و روح را حیات می بخشد.
-ریکی تعادل روحی و تندرستی ذهنی را دوباره برقرار می سازد
-ریکی در تمامی سطوح ذهن ، روح بدن و عواطف عمل می کند.
-ریکی انرژی بدن را تعادل می بخشد .
-ریکی انرژی مسدود شده را رها می سازد و بر میزان تمدد اعصاب می افزاید.
-ریکی سموم بدن را پاک می کند .
-ریکی خود را بر اساس نیازهای گیرنده تنظیم می کند .
-ریکی بر حیوانات و گیاهان اثر می کند
-ریکی شیوه ی شفای بی نهایت مطبوع و جامعی است .
-دراینجا مایلیم ، این نکته را بیافزاییم ، که ریکی هیچ گاه و به هیچ طریق آسیبی نمی رساند . زیرا، فقط در فردگیرنده به میزان لازم جریان می یابد.
ریکی چه تاثیری بر فرد درمانگر دارد ؟ او چه احساسی می کند؟ هنگامی که فرد را با آن درمان می کنند ، چه تجربه ای دارد ؟ قبلاً ذکر کرده ایم که ما فقط کانالی برای جریان ریکی هستیم. ما منشا این انرژی نیستیم، بلکه خود را چون ربطی در اختیار آن قرار می دهیم . هیچ گونه قدرت یا استعداد خاصی لازم نیست و تلاش زیادی نیز ضرورت ندارد . برعکس هنگامی که جریان انرژی را به بدن یک بیمار هدایت می کنیم، همان موقع خود ما نیز سرشار از ان می شویم.
غالباً جریانی را در دستهای خود حس می کنیم و معمولاً احساس می کند که از دستانش جرقه ای می پرد، گویی تشعشعی از انرژی بر روی بیمار می تابد این تجربه همیشه برای او لذتبخش و هماهنگ کننده است . بالاتر از آن ، تجربه ای است که شلیلا دارد : او با بیمار به احساس وحدت درونی عمیقی می رسد و اغلب به طور شهودی احساس می کند که هنگام درمان بیمار حضور ندارد . بعد از انتقال انرژی ، در روح و جسم خود احساس تعادل و شادی می کنیم .
پزشکی که بودو را چند بار حین درمان فردی باریکی دیده بود . بعدها از او پرسید که آیا خسته کننده نیست فقط دستانش را بر بدن بیمار بگذارد و یا بالای آن نگه دارد . بودو پاسخ داد :«ابداً همیشه این احساس که انرژی ریکی به کدام سو می رود و چگونه جریان می یابد مرا مجذوب میکند هرگز هنگام انجام این کار خسته نمی شوم ، بلکه همواره آگاهتر می گردم».امروزه این پزشک نیز بیماران خود رابه کمک ریکی درمان می کند .
این حقیقت نیز قابل ذکر است که بیش از پنجاه نفر از بیمارانمان پرسیدند که آیا خود می توانند ریکی را یاد بگیرند مقایسه ی این آمار با پانزده سال پیش ، یعنی زمانی که بود و فیزیوتراپ بود بسیار جالب است . در آن زمان ، کمتر از پنج نفر از بیماران وی علاقمند به یادگیری فیزیوتراپی بودند .
در اینجا، باید نکته قابل توجهی را ذکر کنیم که درمان با ریکی می تواند به ظهور علائم خفیف باشد یا شدت دفع سموم جسمی بیانجامد . این علائم راههای منطقی و زیستی شناختی هستند که خود به خود بدن بیمار را تنظیم می کنند . این علائم معمولاً به شکل تخلیه ی شدید روده ها و مثانه و دفع بلغم اضافی در مجاری بالای تنفسی است و یا می تواند در شکل آبریزش چشمها، همراه با سوزش نیزاتفاق افتد . بعضی از اوقات ، گوشها و پوست میزان زیادی سم و مواد زائد را دفع می کنند ممکن است حمله ی موقتی تب ، یا بازگشت علائم مشاهده شود که بیانگر مکانیزم کاملاً طبیعی تصفیه و پاکسازی است این عکس العمل ها فقط مدت کوتاهی می پاید و پس از آن بیمار به دلیل تخلیه ی سموم ، احساس بهبودی می کند این علائم شبیه علائمی است که پس از دوره ای از روزه ی طولانی پیش می آید .
«بهترین شیوه های درمان راههای هستند که انرژی حیاتی را یاری می کنند، تا شفای درونی صورت گیرد».پراماهانسا یوگاناندا(Pramahansa Yoganannda)
ممکن است شنیدن این نکته برای دست اندرکاران پزشکی جالب باشد ، که درمان با ریکی می تواند سبب بروز دوباره ی بیماریها پیشین گردد. نخستین بار، کنستانتین هرینگ(Constantin Hering) پزشک برجسته ی هومیوپات این پدیده را مطرح کرد، که به عنوان «قانون بهبود هرینگ» شناخته شده است.
دردوران جدید، همین پدیده با جزئیات بیشتری توسط پزشک آلمانی دکتر هـ . هـ .رک وگ(H.H.Reckeweg) توصیف شد بر اساس یافته های علمی او ، درمان ریکی می تواند زمینه ی بازگشت مراحل گوناگونی چون اشباع سموم تحلیل رفتن و بدخیمی را برای تبدیل به مراحل تخلیه ی ، شادابی و سرزندگی فراهم کند (درلوحه ی شش مرحله ای از رک وگ(Die Homotoxinlher als Fundament der Allgemeinen Pathologi und Therapie Dr.med .H.H.Reck weg; Aurelia verlag Baden -Baden 1961,West Germany.”Die Homotoxikosen 6-Phasen-Tabelle”) این امر به معنای گسترش مرحله ی آسیب شناسی از پایین در سمت راست ، به بالا در سمت چپ است) پدیده ای که حاصل درمان ریکی است، چنین عمل می کند: بیماریهایی که قبلاً از آن رنج می برده دوباره در جهت معکوس و در حد مختصری تجربه می شوند و این مسئله حاکی از بهبود طبیعی و صحیح است.
اکتشافات دکتر رک وگ بنیادین وده و تعمق بسیاری درباره ی آنها صورت گرفته است . با این وجود این یافته محدود به سطح مادی نیست و همان عملکردی که او در سطح جسمی مشاهده و تحلیل کرده ، در سطح روحی و ذهنی نیز روی می دهد پیش از درمان تجارب لاینحل به آگاهی بازگردانده می شود ، یعنی به جایی که می توانست مرتفع گردد اما به عنوان مساله ای پایان یافته به سویی نهاده می شد به این ترتیب ، می توان به کمک ریکی فشارهایی را که غالباً ریشه در گذشته دارند و علت مسدود شدن انرژی در زمان حال اند، خنثی نمود و از میان برد .
اگر شما در حد گسترده ای به درمان با ریکی پرداخته اید، ممکن است عکس العمل های مشابهی که در بالا توصیف شد، برای شما نیز پیش آید این امر بدان دلیل است که وقتی فردی را با ریکی درمان می کنید، این انرژی از طریق دستهای شما و خودتان جریان می یابد و هم زمان با جریان یافتن در بیمار ، بر قدرت شفابخش درون شما نیز می افزاید.
از این رو، باجریان ریکی در دیگران ، شما خود بیشتر و بیشتر تصفیه ، تزکیه ، جامع و سالم می شوید .
رفته رفته ، ملاحظه خواهید کرد که درشما اعتمادی درونی به این انرژی شکل می گیرد ، اعتماد به خود و قدرتی که بر تمامی زندیگتان چیره می شود . رشد نوینی حاصل می شود، که شما را به بصیرت و دانش و حس آگاهی و از وحدت با تمامی خلقت و به عشق می رساند.


دریاب
فقط برای این لحظه
شرایط، آرمانها و انتظارات را
به سویی نه
خود را برای یک لحظه تهی ساز
گشاده باش
می یابی

 

*منبع:BineshMavara.comاستادسالم جعفری

[ شنبه ۱۰ بهمن۱۳۹۴ ] [ 21:29 ] [ امیرحسین ]

ریکی چیست ؟پیشینه ریکی

 

«ریکی حکمت و حقیقت است» هاوایو تاکاتا(Hawayo) همواره در سراسر تاریخ بشریت و در سراسر دنیا شیوه های شفابخشی ، مبتنی بر انتقال انرژی جهانی وجود داشته است . همان انرژی که قوت همه ی هستی جهان را شکل می دهد . از هزاران سال پیش تبتی ها درک عمیقی از سرشت روح، انرژی و ماده داشته اند و این دانش را برای شفای بدن ، هماهنگی و هدایت روحشان به سوی تجربه ی وحدت به کار گرفته اند، بعدها با همین دانش نیز در هند برخورد می کنیم و اشکال گوناگونی از آنرا در فرهنگ ژاپن ، چین ، مصر یونان و روم می یابیم ، که تنها به ذکر برخی اکتفا می کنیم .

 

در غالب فرهنگ های کهن، این دانش ، توسط بعضی از مکاتب حفظ و حمایت می گردیده و نهایتاً فقط در دسترس معدودی از مردم چون

 

 

 

کشیشان و رهبران معنوی بوده است ، که هر یک ازآنرا شفاهی به شاگردان خود منتقل میکرده اند .

 

غالباً پژوهشگران جدید با شکلهای گوناگونی از این دانش درونی رو به رو می شوند اما معمولاً تعبیر نادرستی از آن می کنند . زیرا ، غالباً این دانش در زبان و نمادهای رمزی پنهان شده است . در اواخر قرن نوزدهم و.دکتر میکائواوسوی(Mikao Usui) رمزی را کشف کرد ، که پیشینه ی آن به سنت هزاران ساله ی شفا در سوتراهایسانسکریتی در ۲۵۰۰ سال پیش باز می گردد، در غیر این صورت ، دانش ریکی برای همیشه گم می گشت.

 

کلمه ی ریکی به معنای انرژی جهانی در هستی است . ریکی قدرتی است که در کل ماده ی آفریده شده اثر می کرد و زنده است این کلمه شامل دو بخش «ری» یعنی جنبه ی جهانی و بیکران این انرژی و «کی» که خود بخشی از «ری» است ،یعنی نیروی انرژی حیاتی در هستی ، که در همه ی موجودات زنده جریان دارد .

 

بسیاری از نژادها ، فرهنگها و مذاهب همواره از وجود این انرژی «کی» آگاه بوده اند. از این رو «کی»( ki) را چینیان«چی»(Chi) مسیحیان «ایت»( lght)و یا روح مقدس ، هندوها«پرانا»( Prana) جادوگران قبایل بدوی«مانا»( Mana) وپژوهشگران روسی انرژی پلاسمایی حیاتی(-Bioplasmic) نامیده اند . قابل درک است که احتمالاً

 

طلسم در کیمیاگری هر مس

 

«کا»( Ka) در مصری

 

«نیوما»( Pneuma) یعنی «هوا»در یونانی

 

«اکنکار»( Eckankar(Eckonkar)) در زبان پالی

 

 

 

 

 


«برکت» در صوفیه

 

«سیال حیاتی» کیمیاگران

 

«جزود»( Jesod) در فرهنگ حروفیون یهودی

 

«مگب»(گب) (Mgebe) درمیان قبایل آفریقایی

 

«الیما»( Elima) در میان سرخپوستان منطقه نیکوندو(Nikundo) در شمال آمریکا

 

«هسینا»( Hasina) در جزایر ماداگاسکار

 

«واکان»( Wakan) یا«واکوندا»( Wakunda) در میان سرخپوستان شمال آمریکا در زیکوس(Sioux)

 

 

 

«اکی»( Oki) سرخپوستان هورون (Hurone)

 

قدرت پادشاهان اروپایی در درمان از طریق لامسه

 

آرند(Orende) در قبال سرخپوستان ایروکز(Irokese)

 

«یان»( Ian) حیاتی، به گفته ی هنری برگسن

 

«نومیا»( Numia) به گفته ی پاراکلسوس(Paracelcus)

 

نیروی شفابخش طبیعت ، به گفته هیپوکراتس(Hippocrates)

 

«ارگن»( Orgon) به گفته دکتر ویلهلم رایش(Wilhelm Reich)

 

قدرت ادیک(Odic) به گفته ی بارون فرسن(Baron ferson)

 

 

 

تلوریزم(Tellurism(Telluric current)) به گفته ی پروفسور جی کایزر (G.Kiese)

 

انرژی حیاتی و کیهانی، به گفته ی دکتر اُ.برونلر(O.Brunle)

 

نیروی «ایکس» به گفته ی ال . ئی ایمان و

 

نیروی پنجم

 

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
[ شنبه ۱۰ بهمن۱۳۹۴ ] [ 21:26 ] [ امیرحسین ]

بهتر است این تمرین را زمانی انجام دهید که بتوانید به مدت 30 تا 60 دقیقه تنها باشید. یا اگر این تمرین را به صورت گروهی انجام می‌دهید، باید همه ساکت باشند. در مکان تمرین نباید منبعی از نور وجود داشته باشد. البته شما می‎توانید یک شمع روشن در اتاق داشته باشید، به شرط آن‌که در پشت سر شما قرار گیرد و مزاحم شما نباشد.

روی یک صندلی راحت بنشینید و در حالت آرامش قرار بگیرید. می‎توانید در حین تمرین از موسیقی دلخواه خود استفاده کنید، البته موسیقی باید ملایم و آرام بخش باشد، مانند صدای فلوت یا اصوات طبیعت. اگر با استفاده از بخور ملایم احساس بهتری پیدا می‎کنید، این کار را انجام دهید.
با تمرکز بر دید چشم سوم خود، به تصویری نگاه کنید یا تصویری را در ذهن مجسم نمایید. (برای حالت اول یک تصویر مناسب، زیبا و رویایی انتخاب کنید) توجه خود را به سوی مرکز تصویر جاری کنید، در این حالت به آرامی از عدد 1تا 144 بشمارید. سپس چشمانتان را ببندید و دوباره تا 144 بشمارید. ممکن است با بستن چشم‌ها، تصویری با رنگ‎های متضاد مشاهده کنید، همچنان توجه خود را روی مرکز پیشانی متمرکز کنید. حتی اگر هنوز چیزی نمی‎بینید، ناامید نشوید، شما با تمرکزِ توجه خود روی جایگاه چشم‎سوم، بدون مشاهده آن نیز می‎توانید به نتیجه برسید. پس از این‌که تا 144 شمردید، چشمانتان را باز کنید و دوباره به تصویر نگاه کنید. درحالی‌که دید شما بر مرکز تصویر متمرکز است، تا 144 بشمارید. سپس چشمانتان را ببندید و در حال نگریستن به نور درونی تا 144 بشمارید. در این هنگام است که می‎توانید آنچه را که می‎خواهید طلب کنید.

اجازه ندهید که در حین تمرین هیچ چیز حواس شما را منحرف کند. ممکن است ببینید که تصویر حرکت می‎کند. بعدها خواهید فهمید که چشم سوم عملکردهای بسیار عجیب و اسرارآمیزی دارد. حتی ممکن است روزی بتوانید هوای بین خود و تصویر را ببینید. اما در هر شرایطی با تمرکز کامل به مراقبه‌ی خود همراه با بسته و باز کردن چشم‌ها ادامه دهید.

در پایان تمرین چشمانتان را ببندید و برای هر مدت که دوست دارید در سکوت و آرامش باقی بمانید. هرگز به چشمانتان فشار نیاورید. اگر هر زمان در حین تمرین در چشمانتان فشار یا خستگی احساس کردید تمرین را قطع کنید.

زمانی خواهد رسید که بتوانید بدون آن‌که ابتدا به تصویر نگاه کنید، نور را در سر خود مشاهده کنید. به هر حال با کمک یا بدون کمک حس بینایی، شما خواهید توانست نتایج سودمندی کسب کنید. آنگاه که نور درون را می‎بینید، وقت آن رسیده است که آنچه را می‎خواهید طلب کنید. در این حالت خواستن، واقعاً توانستن است.

بعد از مدتی تمرین، شما خواهید توانست آن‌چنان آرامشی در خود ایجاد کنید، که کاملاً بر موضوع دیداری تمرکز داشته باشید و بتوانید جسم خود را در حالت خواب ترک کرده، از طریق چشم سوم به سفر بپردازید. کسانی که از حلقه‌ی طلایی عبور می‎کنند و تونل مربوطه را پشت سر می‎گذارند وارد عالم اختری می‎شوند. این‌که از اینجا به کجا سفر کنید، به آگاهی شما بستگی دارد. زیرا این آگاهی شما است که هر چه در این سطح می‎بینید به وجود می‎آورد. بهتر است قبل از سفر مقصدی برای خود در نظر بگیرید. شما می‎توانید به بخش‌های مختلف عالم اختری سفر کنید و موجودات اختری را ملاقات نمایید. در این سفر حتی می‎توانید از عالم اختری بگذرید و به عالم بعدی بروید.

با تمرین مداوم شما خواهید توانست وضوح و قدرت نور را افزایش دهید، تا این‌که هیچ چیز دیگری به جز نور نبینید. در این هنگام است که شما می‎توانید به این نور بپیوندید و با آن یکی شوید. این نور یک توهم نیست، بلکه پاسخی است که از سوی دیگر به شما داده می‎شود. این پاسخ در زندگی روزانه شما به تدریج به صورت سلامت بیشتر، روشنی اندیشه و شادمانی نمایان می‎شود.
در تمرین‎های اول انتظار زیادی نداشته باشید. این تکنیک به تمرین زیاد نیاز دارد، اما انجام یک بار در روز برای حدود یک ماه حتماً نتایج خوبی خواهد داشت.

بهترین زمان‌ها برای انجام مراقبه‌ی چشم سوم، ساعت شش صبح، دوازده ظهر، شش عصر و دوازده نیمه‎شب است. در این ساعت‌ها نوسان‌های مغناطیسی مفید در اطراف زمین جریان دارد. البته همه‌ی افراد نمی‎توانند در این ساعت‌ها به مراقبه بپردازند. اما زمانی که تعداد زیادی از مردم به‌طور هم‌زمان و گروهی به مراقبه می‎پردازند، می‎توان نیروی عظیمی از مراقبه کسب کرد. از آنجا که شما هنگام مراقبه مرزهای زمان و مکان را پشت سر می‎گذارید، هیچ فاصله‎ای بین شما و کسانی که در سایر نقاط کره زمین به مراقبه می‎پردازند، وجود ندارد. ما به سادگی می‎توانیم در تمام دنیا مراقبه‌ی گروهی انجام دهیم.
یکی از جالب‎ترین واقعیت‎ها درباره‌ی چشم سوم این است که وقتی نور در چشم سوم دیده می‎شود، می‎توان آن را به درون بدن انتقال داد. این جریان می‎تواند به خواست شما، به قسمت‌های مختلف بدنتان جریان پیدا کند. به سادگی از اراده‌ی خود استفاده کنید و قسمتی از بدنتان را که می‎خواهید این نور در آن جریان یابد، مجسم کنید؛ جریان نور از اراده‌ی شما پیروی خواهد کرد و برابر تجسم شما به حرکت در خواهد آمد. ابتدا جریان را به قلب بفرستید، تا احساس دلپذیری پیدا کنید. به این احساس اجازه دهید که رشد کند و تمام بدن شما را به نوسان در آورد و همه جای آن را فراگیرد. این پدیده فرآیند شفابخشی و نیرودادن است.

منبع: کتاب متافیزیک و چشم سوم، تآلیف مطلب برازنده، انتشارات نوید.

[ شنبه ۱۰ بهمن۱۳۹۴ ] [ 20:8 ] [ امیرحسین ]

کانالی(در تلگرام)درهم و برهم که همه چی توش گذاشتم,فقط و فقط برای شما عزیزان


برای عضویت کلیک کنید




[ یکشنبه ۲۰ دی۱۳۹۴ ] [ 18:59 ] [ امیرحسین ]

 

کروموتراپی یا رنگ درمانی شیوه درمان بیماری‌ها توسط رنگ است. این روش درمانی به همراه سایر شیوه‌های درمان طبیعی همچون رژیم غذایی صحیح، استراحت کافی، ورزش، آساناهای یوگایی و غیره به عنوان یک درمان موثر و سودبخش مورد استفاده قرار می‌گیرد.

بنابر گفته‌های کارورزان رنگ درمانی، علت بروز هر بیماری را می‌توان در فقدان رنگ خاصی در بدن جستجو کرد. رنگ درمانی با به کار بردن نور رنگی بر روی بدن به درمان بیماری‌های گوناگون می‌پردازد. رنگ درمانی شیوۀ درمانی محبوبی حتی در گذشته‌های دور بوده است. ٢۵٠٠ سال پیش، فیثاغورث از چراغ‌های رنگی برای اهداف درمانی استفاده می‌کرد و «تالارهای رنگی» برای درمان در مصر، چین و هندوستان قدیم مورد استفاده قرار می‌گرفتند.
پیشگام رنگ درمانی مدرن نیلز فینسن از دانمارک بود. بعد از کشف تأثیر ضد باکتریایی انرژی فرابنفش خوشیدی در سال ١٨٧٧، فینسن احتمال درمان زخم‌ها را با نور مرئی مورد بررسی قرار داد. در نهایت ، او از نور قرمز برای جلوگیری از تشکیل زخم‌های آبله استفاده کرد و در سال ١٨٩٦، موسسۀ نورشناسی (که حالا موسسۀ فینسن نام دارد و در کپنهاگ واقع شده است) را برای درمان سل تأسیس کرد. در سال ١٩٣٢، جرارد و هیسی، دو روانپزشک کالیفرنیایی، به طور علمی مشخص کردند که نور آبی دارای اثر آرام بخشی و نور قرمز دارای نیروی تحریک کنندگی بر بدن انسان می‌باشد.


ادامه مطلب
[ یکشنبه ۱۳ دی۱۳۹۴ ] [ 15:11 ] [ امیرحسین ]
       🔴🔴🔴
        🔴🔴🔴🔴🔴
   🔴🔴          🔴🔴
                       🔴🔴
                  🔴🔴
             🔴🔴
        🔴🔴
   🔴🔴🔴🔴🔴🔴
   🔴🔴🔴🔴🔴🔴

        🔴🔴🔴🔴
   🔴🔴🔴🔴🔴🔴
   🔴🔴          🔴🔴
   🔴🔴          🔴🔴
   🔴🔴          🔴🔴
   🔴🔴          🔴🔴
   🔴🔴          🔴🔴
   🔴🔴🔴🔴🔴🔴
        🔴🔴🔴🔴

                🔴🔴
           🔴🔴🔴
      🔴🔴🔴🔴
                🔴🔴
                🔴🔴
                🔴🔴
                🔴🔴
                🔴🔴

        🔴🔴🔴🔴🔴
   🔴🔴🔴🔴🔴🔴
   🔴🔴
   🔴🔴
   🔴🔴🔴🔴🔴
   🔴🔴🔴🔴🔴🔴
   🔴🔴          🔴🔴
   🔴🔴          🔴🔴
   🔴🔴🔴🔴🔴🔴
        🔴🔴🔴🔴

 
     🌟❤️🍀
     。🎁 。🎉。🌟
    。\|/。🌺
      Happy New Year
        2⃣ 0⃣ 1⃣ 6️⃣
     💜。/|\。💎
     。🍀🌹🎉
      🌟🎶 💗

[ جمعه ۱۱ دی۱۳۹۴ ] [ 0:51 ] [ امیرحسین ]

(قسمت اول)

اگر جادو را تغییر حالات، رفتار و موقعیت یک فرد یا شیء معرفی کنیم آنگاه میتوان گفت که جادو واقعیت وجودی دارد. در اثبات این ادعا به بررسی چهار نوع جادو میپردازیم: 😎

1- تسخیر کردن یا شدن 😳😥
در این نوع جادو فرد، خانه، ماشین و یا هر شیء و محلی رفتار و حالاتی نا متعارف و بیگانه با شناخت قبلی دیگران از وی و یا آن خانه و شیء نشان میدهند. این تغییرات بطوری هستند که با توجه به یک سری علائم مثل صداهای ناشناخته که از فرد یا خانه و محل ساطع می شود و یا حرکات عجیب، به وجود موجودی دیگر مثل جن و دیو تعبیر میشود. حقیقت امر این است که دیو و یا جن هرگز به تسخیر وجودی یک فرد یا محل نمی پردازند بلکه خودِ فرد و یا محل از انرژی های منفی و مریض اشباع شده است. اکثر بیماران شخصیتی و خصوصا پارانوییدها، هیستریانیک ها، اسکیتزوتایپال ها، و در موارد عصبانیت و هیجان بردرلاین ها حالات تسخیر شده بودن از خود نشان می دهند. شیزو فرن ها (بیماری جنون) نیز همچون بیماران شخصیتی فوق با اشاره به داشتن رابطه با اجنه و فرشتگان در نظر عوام تسخیر شده بنظر می آیند. افرادی که شدیدا عاشق می شوند، افراد تحت تاثیر هیپنوتیزم، و افراد خرافاتی نیز علائم تسخیر شده بودن را براحتی بروز می دهند. خانه، زمین، محل کار و تجارتی که مدتها در اختیار افرادی شرور و منفی بوده نیز با وجود علائم منفی آنها حالات تسخیر شده بودن دارند و به همین دلیل هم هست که پس از پاکسازیِ آن علائم، حالت تسخیر شدن آنها از بین می رود.
افرادی نیز که از نگاهی نافذ و بیانی زیبا و مقتدر برخوردارند قادر به تسخیر قلب و ذهن دیگران می شوند. دقیقا با آشنایی به همین نکات است که جادو گران و رمالان و دعا نویسان اصولا ظاهری بسیار عجیب و یا جذاب از خود درست کرده و در محل ها و نقاطی زندگی میکنند که نامتعارف و تشدید کننده حس پذیرا بودن فرد مراجعه کننده به آنها باشد.

2- نظر کردن یا شدن 😳😒😏
اغلب شنیده ایم که فرد و یا محل را بخاطر انرژی بسیار مثبتی که دارد و مقاومت در مقابل فرسایش و شکست نظر کرده و یا نظر شده می نامند. در واقع فرد نظر کرده و یا شده فردیست محکم با اهتمام به حل مسائل و پشت سر گذاشتن مشکلات. این افراد نه تنها از مصائب و اتفاقات مصون نیستند بلکه ممکن است به خیلی از آنها نیز دچار بشوند. اما حس موفق شدن آنها و چشمان تیز بین و نکته سنجی در کنار کمی شانس آنها را از دیگران بدرستی متمایز کرده و موفق و زنده نگه می دارد. محل و موقعیت ها نیز با توجه به حس مثبت و التیام بخشی که افراد نسبت به آنها دارند همینگونه عمل می کنند.

3- چیز خور کردن یا شدن 😕😰😳
چیز در زبان فارسی میتواند دارای معانی خاص و عام باشد. اما ادعای گوینده به چیز خور شدن و یا کردن کسی معمولا اشاره به استفاده از موادی است که خاصیت توهم زایی و یا مسمومیت مقطعی و یا دائم دارد. در کوهستان ها و جنگل ها و همچنین بیابان های ایران همچون هر کشوری دیگر گیاهان و قارچهای بسیاری با خاصیت سمی و توهم زایی می رویند. بعنوان مثال نوعی گندم وحشی در میان کشتزارهای گندم شمال و شمال غرب ایران میروید که مصرف آن بشدت خواب آور است. همچنین نوعی تمشک وجود دارد که بشدت سمی و توهم زا بوده و همچون حشیش و ماری جوانا خاصیت تمرکز دهی و تشدید و اغراق احساسات و توهمات فرد را داراست.
چیز خور کردن تاریخی بسیار کهن خصوصا در دربار حکام و حرمسرا های آنان برای از بین بردن رقابت و حذف دشمنان دارد. دعا نویسان بنا به آشنایی آنان از گیاهان و قارچها معمولا از تکنیک چیز خورکردن برای تاثیر بیشتر کار خود استفاده میکنند. دعا نویسان قلابی نیز از عسل و موم و گل سرخ مبادرت به ساخت معجون های تقلبی کرده و با استفاده از خصوصیت تلقین پذیری مراجعین خود امیدوار به رفع مشکل آنها هستند. جالب اینجاست که چیز خور کردن بر خلاف وجود دعانویسان و جادوگران تقلبی علمی پیشرفته و دقیق بوده و صاحبان آن قادر به استفاده دقیق در رسیدن به اهداف نه چندان خوب خود می باشند.

[ دوشنبه ۱۶ آذر۱۳۹۴ ] [ 22:22 ] [ امیرحسین ]


(قسمت دوم)

4- طلسم کردن یا شدن 😷😶😮😳
طلسم کردن کسی یا محلی یکی از شایع ترین انواع جادو گری است. اما استفاده از مو و لباس و عکس فردی و قاطی کردن آن با پر کلاغ و دندان ببر و دم خروس نابهنگام به همان اندازه که خنده دار است نیز مسخره و بی محتواست. هیچ کس را نمیتوان طلسم کرد مگر فردی که خود پذیرای قفل شدن در فکر و حالتی ناخوشایند باشد. هیچ محلی را نیز نمیتوان طلسم کرد مگر اینکه آن محل چر از شرارت و منفی گری و منفی گرایی صاحبان و ساکنان آن باشد. طلسم کردن بیشتر یک آرزو طلسم کننده است تا واقعیت طلسم شونده.


نتیجه: ✨✨✨😎✨✨✨
پایه و اساس خلقت بر اساس حساب و کتابی دقیق استوار شده که با دغل و میان بر زدن و یاغی گری نمیتوان آن را بهم ریخت. این حساب و کتاب، بی قائده و ضابطه نبوده و نیست و جادو گری نیز همچون دیگر عناصر گوناگون خلقت تحت تاثیر این ضوابط و قوائد مدیریت میشود.
اگر جادو گران میتوانستند براحتی در این ضوابط و اصول رخنه کنند بجای کسب درآمدی زشت و بی عنوان و زندگی ای همواره در فقر و حقارت به حال خود رونق و جلایی درخور داده و از گدایی و استفاده از استیصال دیگران برای گذران معاش خود دست می کشیدند. 😔😏
جادو کردن دروغ نیست اما تنها برای آنکسی که علم آنرا را در تناسب با اصول و قوانین خلقت داراست. نفس جادو کردن یعنی فرو رفتن در باتلاقی که در خلقت برای این عمل تعریف شده و در نتیجه جادوگر اولین کسی است که مورد آسیب واقع می شود. برای جادو کردن باید براستی روح و روان را بتاریک ترین اصول بشریت فروخت و از درجه حیوانیت نیز تنزل کرد. تنها در آن مقام است که فرد جادو کننده و یا درخواست کننده جادو برای کسی دیگر، میتواند به نیروهایی برای تغییر و تخریب دست یابد. کتاب جادو گری و علم واقعی جادو در آنجا یافت می شود و آنکه به آنجا در جستجوی این کتاب رفت را یارای برگشت به انسانیت نیست.

پس تویی که در محدوده قوانین خلقت در اصول انسانیت پایداری و مقاومت میکنی از هیچ نیرویی علیه خود نترس. برای تویی خلقت حفاظی بسیار رخنه ناپذیر و استوار تعریف کرده است. 😎
اما تویی که مستأصل جادویی برای تغییر و تصاحب و تعادل هستی، در لابه لای این خطوط نوشته شده جادویی را میتوانی ببینی که بدون نزول به تاریکی خلقت، بیشترین نفع را در روشنترین گوشه خلقت نصیب خود کنی.

[ دوشنبه ۱۶ آذر۱۳۹۴ ] [ 22:16 ] [ امیرحسین ]
ﺑﻪ ﻓﻜﺮﻫﺎﯼ ﻣﺜﺒﺖ ﺑﺎﻝ ﻭ ﭘﺮ ﺩﻫﯿﺪ ﯾﻜﯽ ﺍﺯ ﻭﯾﮋﮔﯽﻫﺎﯼ ﺍﻓﻜﺎﺭ ﻣﻨﻔﯽ، ﻃﻮﻻﻧﯽ ﺑﻮﺩﻥ ﻭ ﻛﺎﻣﻞ ﺷﺪﻥ ﺁﻧﻬﺎﺳﺖ؛ 😳😕 ﻓﻜﺮﻫﺎﯼ ﻣﻨﻔﯽ ﺍﯾﻦ ﻗﺪﺭ ﺩﺭ ﺫﻫﻦ ﺑﺎﻗﯽ ﻣﯽﻣﺎﻧﺪ ﻭ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻫﻢ ﻣﯽﭼﺮﺧﺪ ﺗﺎ ﯾک ﻣﺎﺟﺮﺍﯼ ﺗﻠﺦ ﻭ ﻣﻨﻔﯽ ﺑﺰﺭﮒ ﺩﺭ ﺫﻫﻦ ﺷﻜﻞ ﺑﮕﯿﺮﺩ. 😥😢 ﺍﻣﺎ ﺍﺯ ﺣﺎﻻ ﺑﻪ ﺑﻌﺪ، ﺳﻌﯽ ﻛﻨﯿﺪ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﭼﻨﯿﻦ ﻛﺎﺭﯼ، ﺍﯾﻦ ﺗﻤﺮﯾﻦ ﺭﺍ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﻫﯿﺪ: ﻓﻜﺮﻫﺎﯼ ﺷﺎﺩ ﻭ ﻣﺜﺒﺖ ﺭﺍ ﻣﺎﻧﻨﺪ يک ﻓﯿﻠﻢ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﻭ ﻧﺸﺎﻁ ‌ ﺍﻧﮕﯿﺰ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻛﻨﯿﺪ. 😎 ﺑﺮﺧﯽ ﺍﺯ ﺗﺠﺴﻢﻫﺎ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻣﻔﯿﺪ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺑﺎﯾﺪ ﺗﺎ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﯿﺪ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﻫﯿﺪ ﻭ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ ﺳﺎﻋﺖﻫﺎ ﺯﻣﺎﻥ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺵ ﺍﺧﺘﺼﺎﺹ ﺩﻫﺪ. 😇😉 ﺩﺭ ﺿﻤﻦ، ﺧﯿﻠﯽ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖ ﺍﮔﺮ ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﺑﺴﺎﺯﯾﺪ ﻭ ﺗﺼﻮﺭ ﻛﻨﯿﺪ ﺑﻪ ﻫﺪﻑﻫﺎﯼﺗﺎﻥ ﺭﺳﯿﺪﻩﺍﯾﺪ. 😉👍 فقط آن چیزی را در ذهنتان راه بدهید که دوست دارید اتفاق بیافتد
[ دوشنبه ۱۶ آذر۱۳۹۴ ] [ 22:13 ] [ امیرحسین ]

حتماً اسم آلفای ذهنی را شنیده اید. شاید هم تکنیکهای آن را انجام می دهید. آلفا پایه و اساس روشها است که ما می توانیم به قدرت نیروی ناخودآگاه دست یابیم. بیشتر افراد که در زمینه های مختلف موفقیتهایی را داشته اند یا دارند از این تکنیک، به صورت خودآگاه و ناخودآگاه استفاده می کنند.

یکی از راههای بررسی مغز انسان و فعالیتهای آن اندازه گیری و ثبت فعالیتهای الکتریکی مغز است که به آن الکتروآنسفالوگرافی می گویند. این تکنیک، فعالیتهایی را که در سطح قشر مغز یعنی کورتکس انجام می‌گیرد را ثبت می‌کند. در این روش الکترودهایی را در نقاط معین و مختلف جمجمه وصل می‌کنند. شدت الکتریکی مغز کم است و توسط تقویت کننده هایی تشدید و بر روی کاغذ ثبت می‌گردند. تکنیک اندازه گیری امواج مغز الکتروآنسفالوگراف بسیار ساده ولی بسیار مؤثر در درک پدیده های طبیعی مغز و حالتهای مختلف آگاهی می باشد.

امواج مغزی را بر اساس فرکانس آنها نامگذاری می‌کنند. که به ترتیب عبارتند از: بتا، آلفا، تتا و دلتا.

 امواج بتا اولین موج است و فرکانس آن بیشتر از 13 هرتز در ثانیه یا نوسان در ثانیه است. در حالت بیداری امواج مغز در حالت بتا است. هنگام تمرکز، توجه و دقت؛ تفکر و حل مساله؛ مذاکره، راه رفتن و یا رانندگی فرکانس امواج مغزی در محدوده بتا می‌باشد. هرچه قدر کارها با آرامش بیشتری صورت گیرد امواج در قسمتهای پایینی قرار می گیرد و چنانچه همراه با هیجان شدید و یا استرس باشد امواج مغزی بالا می رود و گاهی اوقات تا 60 نوسان در ثانیه هم خواهد رسید.

امواج بتا: هنگامی که چشمان ما باز می شود در محدوده بتا هستیم. بسیاری از داروهای آرام بخش امواج بتا را افزایش می دهند و برعکس آرامش ظاهری، فعالیت مغز را افزایش می‌دهد. در ضمن هنگامی که افراد از داروهای آرام بخش استفاده می‌کنند خواب عمیق و آرام ندارند و به همین دلیل با وجود استراحت شبانه باز هم کم انرژی و خسته می باشند. امواج بتا دندانه ای شال و نامرتب هستند.

 

٢-امواج آلفا: هنگامی که چشم ها بسته می‌شود؛ در افراد بالغ عضلات شل و چشم ها ریلکس هستند ولی هنوز نسبت به محیط آگاهی دارد امواج مغزی بین 12-8 نوسان در ثانیه قرار می گیرد که به آن آلفا می گویند. هنگامی که مغز در حالت آرامش و استراحت باشد و مغز اطلاعات بینایی را پردازش نمی‌‌کند امواج آلفا نمایان می‌گردد. امواج بتا در جلو سر قابل اندازه گیری هستند و امواج آلفا در قسمت پس سر قابل اندازه گیری می‌باشند. هنگامی که در حالت ریلکسیشن قرار می‌گیریم یا مراقبه انجام می‌دهیم ریتم امواج مغزی در حالت آلفا قرار دارد. هر چه قدر به آرامش فکری و جسمی بیشتری فرو رویم در سطح عمقی تری از آلفا قرار می‌گیریم. امواج آلفا به شکل دوکی شکل و منظم هستند و امواج مغز در هر دو نیمکره قابل اندازه گیری می‌باشند. در استراحت معمولی بعد از بستن چشمها هماهنگی بین دو نیمکره کم است و با بستن چشمها در حالت آلفا هماهنگی بین دو نیمکره راست و چپ زیاد می‌شود.

با وارد شدن به حالت خواب طبیعی امواج آلفا ناپدید و امواج دیگری به نام تتا که از کیفیت و فرکانس پایین تری برخوردار هستند نمایان می‌شود.

 

امواج تتا

٣- امواج تتا بین 8-4 می باشند.در کودکان تا سن 13 سالگی در حالت بیداری هم دیده می‌شوند. ولی در بزرگسالان پس از وارد شدن به خواب ظاهر می‌گردد. در بعضی از مراقبه های عمیق همانند تکنیک آدمک مغزی این امواج نمایان می‌شوند. این امواج در ناحیه گیجگاهی ظاهر می‌شود.

 

۴- امواج دلتا

فرکانس این امواج 4-5/0 نوسان در ثانیه است. در خواب بسیار عمیق و نوزادان دیده می‌شود. آلفا در سنین کودکی ظاهر می‌گردد و امواج بتا در بزرگسالان دیده می‌شوند. همانگونه که گفته شد امواجی هستند در قسمت پس سری که قابل اندازه‌گیری هستند و نشانگر وضعیت خاصی از آگاهی یا فعالیت مغزی است. در این زمان نیمکره سمت چپ مغز فعالیتی را از خود نشان نمی‌دهد. نیمکره سمت چپ زمانیکه امواج تتا هستند یا بیدار هستیم نمایانگر هستند. تمام داده هایی که وارد مغز می‌شود در حالت امواج بتا پردازش می‌شوند و آنچه را بخواهد وارد نیمکره سمت راست می‌کند. نیمکره سمت راست همان ناخودآگاه است و بیشتر مربوط به احساسات و عواطف می‌باشد. هنگامی که وارد حالت آلفا می‌شویم اطلاعاتی که وارد مغز می‌شود بدون پردازش نیمکره چپ وارد مغز می‌شود. به همین دلیل یکی از بهترین وضعیتهایی که می‌توان جهت تلقین به خود استفاده کرد و یا در یادگیریهای علمی یا نظری ذهنی یا فنی از آن استفاده کرد تکنیک وارد شدن به حالت آلفا می باشد. حالت آلفا پایه و دروازه ورود به سمت نیروهای برتر یا ناخودآگاه است و حالت مشترک در بین تمام قبایل و ادیان جهت دعا و ارتباط با دنیای ماوراء می‌باشد.

 

بنابراین اگر می‌خواهید از راه میان‌بر استفاده کنید می‌توانید از تکنیکهای آلفا بهره ببرید. بسیاری از کسانیکه نزد من (علی موسائی مرند) آمده بودند برای آموزش تکنیکهای آلفا در توهم و اشتباه بودند به همین خاطر توضیحاتی جهت روشن شدن موضوع وضعیت آلفا لازم است .

حالت آلفا وضعیت هوشیاری مضاعف است یعنی در این حالت ما از هوشیاری بیشتری برخوردار هستیم و آنچه را فکر می کنیم واضح تر و روشن تر برایمان نمایان می‌گردد و بهتر می‌توانیم ببینیم؛ فکر کنیم و بیندیشیم. این حالت، حالت بیهوشی نیست بعضی آن را بیهوشی و عدم ارتباط با محیط می‌دانند. در این وضعیت تمرکز بیشتر می‌شود به همین دلیل از آن برای یادگیری استفاده می‌کنند و به همین دلیل زمانیکه چشمان شما بسته می‌شود شما وارد حالت آلفا شده‌اید. بدون شک در این حالت با کنترل ذهن و تکنیکهای تجسم خلاق می‌توانید تصاویر ذهنی را مرتب و منظم کنید. وضعیت آلفا زمانی مؤثر است و ارزش دارد که شما بر روی خودتان کنترل داشته باشید و چنانچه کنترل خود را از دست بدهید و به خواب بروید یا اینکه هیچ صدایی را نشنوید ارزش استفاده کردن و کاربرد را نخواهد داشت.

بنابراین هنگامی که از تکنیکهای آلفا استفاده می‌کنید؛ اعتماد کنید و در هر وضعیتی که هستید به جای عمیق تر کردن یا اینکه دنبال وضعیت دیگری باشید یا اینکه فردی شما را وارد این وضعیت کند؛ به استفاده از تکنیک بپردازید. چنانچه شما وارد حالت آلفا هم نشده باشید استفاده از تکنیکها و روشهای مربوط به آن شما را وارد حالت هوشیاری مضاعف خواهد کرد. اگر جزء افرادی هستید که شک دارید برای ارضاء کردن خودتان می‌توانید از تکنیک سؤال کردن از ناخودآگاه که در قسمت پاندول گفته شده است استفاده کنید.

چگونه وارد حالت آلفا شویم؟

 

هنگامی که چشم بسته شود ما وارد حالت آلفا می‌شویم. در این حالت هر چه قدر بدن شل تر و رها تر باشد؛ عمیق تر می‌گردد. بعضی از افراد از شمارش معکوس استفاده می‌کنند. مطمئن‌ترین این روشها انجام تکنیکهای ریلکسیشن می‌باشد. مخصوصا ریلکسیشن پیش رونده و تدریجی یکی از روشهایی است که شما را مطمئناً وارد این حالت خواهد کرد. می‌توانید از تکنیکهای هیپنوتیزم هم کمک بگیرید. من در مقاله یادگیری خلاق و آلفای ذهنی از ترکیبی از این روشها استفاده کرده‌ام و فرد می‌تواند در یک هفته و به راحتی وارد این حالت گردد و با شرطی کردن خود در دفعات آتی خیلی سریعتر وارد این مرحله گردد.

خصوصیات وارد شدن به حالت آلفا

در حالت آلفا تمرکز بیشتر است و قدرت تلقین پذیری افزایش می‌یابد؛ قدرت تجسم‌ها افزایش می‌یابد؛ تصاویر ذهنی روشن‌تر و واقعی‌تر به نظر می‌رسند، بنابراین از این موقعیت جهت تمرینات ذهنی و یادگیری بیشترین استفاده را می‌توان نمود. تکنیک آلفا یک روش میانبر است ولی روش میانبر به تنهایی مفید نمی‌باشد. اگر شما نقشه ای بسیار دقیق داشته باشید؛ خود به خود به هدف و مقصود نمی‌‌رسید؛ بلکه باید از آن نقشه استفاده کنید و با تلاش و پیروی از نقشه به هدف و مقصدی که می‌خواهید برسید.

تکنیک آلفا هم همین گونه است. صرف وارد شدن به آلفا و یا داشتن سی‌دی های آن شما را موفق نخواهد کرد. پیروی از تکنیکهای آن و تلاش و پشت‌کار‌تان شما را موفق خواهد نمود.

وضعیت آلفا به دلیل خصوصیتی که ذکر شد یکی از بهترین روشها جهت یادگیری و تغییر رفتار می‌باشد. شما می‌توانید تلقینهایی را به قسمت ناخودآگاه انجام دهید و از اثرات آن استفاده کنید. از این روش می‌توانید جهت ایجاد آرامش یا برطرف کردن یک خصوصیت و عادت ناپسند استفاده نمود. قدرت وضعیت آلفا نامحدود است. بوعلی سینا به افراد توصیه می‌کند که ظهرها قیلوله کنند. قیلوله، خوابیدن و چرت زدن ظهر است که امواج آلفا تولید می‌شود. وارد شدن به حالت آلفا به خودی خود شفا بخش است و هماهنگی بین امواج مغزی نیمکره سمت چپ و راست مغز را ایجاد می‌کند. قرار گرفتن در این حالت آرامش؛ خلاقیت؛ هماهنگی ؛ ثبات شخصیت؛ دور شدن از عادات زشت و ناپسند را موجب می‌شود. سری برنامه های تمرین تجسم خلاق همه در وضعیت آلفا تهیه شده‌اند. علاوه بر اینکه فرد در وضعیت آلفا قرار می‌گیرد تکنیکهای تجسم خلاق را تجربه خواهند کرد. البته در روشهای آدمک مغزی؛ امواج در حالت تتا قرار می‌گیرند. که از کیفیت بالاتر و هماهنگ تری برخوردار می‌باشد. در حالت تتا خصوصیت‌های وضعیت آلفا تشدید می‌شود.

 

یادگیری در آلفا چگونه است؟

بعضی از افراد معتقدند که ما در خواب چیزهای زیادی یاد می‌گیریم و اسمشان را یادگیری در خواب گذاشته‌اند. من منکر آن نخواهم بود ولی تاکنون کسی را ندیده‌ام که توانسته باشد در وضعیت خواب طبیعی چیزی بیاموزد! اما تکنیکی را که هم اکنون می‌گویم بر روی هزاران نفر تاکنون پیاده کرده‌ام که این افراد توانسته‌اند به راحتی از این تکنیک استفاده کنند و علاوه بر این خود را در وضعیت آلفا قرار دهند و از نحوه یادگیری آن هم سود ببرند.

اگر یادتان باشد در قسمت یادگیری ذکر شد که اوج یادگیری 50 الی55 دقیقه می‌باشد و پس از آن باید تغییری ایجاد شود. مغز باید استراحتی کند تا بتواند همان کیفیت قبلی یادگیری را داشته باشد.

ما دو نوع یادگیری داریم: یادگیری فعال(active)؛ یادگیری غیر فعال(passive)

در نوع یادگیری فعال ما تغییری در آنچه یادگرفته‌ایم می‌دهیم و در یادگیری غیر فعال فقط آنرا ذخیره می‌کنیم. در نوع اول یادگیری بسیار عمیق است و در نوع دوم یادگیری سطحی می‌باشد و زود فراموش می‌گردد.

 

نوع یادگیری که در موقعیت آلفا پیشنهاد می‌دهیم نوع فعال(active) است. اگر تصورتان از یادگیری در آلفا این است که شما باید با چشمان بسته بخوانید یا اینکه در وضعیت آلفا قرار بگیرید و مطالبی را بخوانید باید بگویم که اشتباه کرده اید. سوء تفاهمی ایجاد شده است. منظور از یادگیری در آلفا مرور کردن مطالبی است که قبلاً خوانده‌اید. شما پس از اینکه 50 دقیقه درس خواندید باید تغییری در وضعیتتان بدهید تا مغز استراحت کند. بهتر است با استفاده از تکنیکهای یادگیری و آلفای ذهنی وارد این موقعیت شوید و مطالبی که خوانده‌اید را مجدداً مرور کنید. سعی کنید تصاویر آنها را ببینید؛ کلمات را رنگی ببینید و جدولها و حتی اینکه جملات کجای صفحه نوشته شده بودند را در ذهنتان به تصویر بکشید. در ذهنتان پس از اینکه در موقعیت آلفا قرار گرفتید به صورت ذهنی کتاب را ورق بزنید و بخوانید. اگر مطالبی را فراموش کردید پس از اینکه از وضعیت آلفا خارج شدید آن مطلب را مجدداً مطالعه کنید و در زمان دیگر که وارد این موقعیت شدید آنرا مرور کنید. وارد شدن به موقعیت آلفا و مرور مطالب درسی نباید بیش از 15 -10 دقیقه طول بکشد. چنانچه بیشتر طول بکشد نتیجه معکوس خواهید گرفت. یادتان باشد در این موقعیت نباید بخوابید. باید هوشیار باشید و صداها را بشنوید تا بتوانید از قدرت ذهن در جهت هدف و یادگیریتان استفاده کنید. یادگیری به این صورت از نوع فعال (active) است چون شما مجدداً آنرا تغییر می‌دهید و به ذهنتان می‌آورید. بعضی‌ها می‌گویند اگر شما مطالبی را که آموخته‌اید برای دیگری درس بدهید مدت زمان بیشتری در ذهن می‌ماند؛ این نوع یادگیری هم یادگیری فعال است و کاملاً صحیح می‌باشد. به همین دلیل معلمان دلسوز به بچه ها توصیه می‌کنند که گروه های کوچک تشکیل بدهند و با یکدیگر درس بخوانند و برای همدیگر تدریس کنند. روش یادگیری در آلفا کامل‌تر است؛ شما نه تنها در موقعیت آلفا و هوشیاری مضاعف قرار می‌گیرید بلکه تصور می‌کنید گروهی نشسته‌اند و شما برایشان درس می‌دهید. همان گونه که گفته شد مغز نمی‌تواند بین تخیل و واقعیت تفاوت بگذارد و آنرا قبول می‌کند.

با استفاده از تکنیک آلفا شما می‌توانید در 6 ساعت، 5 ساعت خواندن مفید و مؤثر داشته باشید.

بعضی از دانشجویان که درسهای سخت دارند از دانشجویان گروه پزشکی گرفته تا دانشجویان برق و ریاضی، می‌توانند مطالبی را که مدتها پیش خوانده‌اند را با این روش مجدداً به خاطر آورند. مثلاً شما اگر چند سال پیش مطلبی را خوانده‌اید و حالا فراموش کرده‌اید می‌توانید در زمانی بسیار سریع آنرا در حالت آلفا مرور کنید و از قدرت ناخودآگاهتان که تمام مطالب را با تمام جزئیات برای شما ذخیره کرده بهره ببرید.

این تکنیک به تنهایی جادو نمی‌کند بلکه اگر در دستان فردی با پشتکار خوب قرار گیرد و تلاش کندمعجزه میکند

[ شنبه ۷ آذر۱۳۹۴ ] [ 16:4 ] [ امیرحسین ]
کسب درآمد راحت و آسان : (روی لینک زیر کلیک و ثبت نام کنید)

 

http://uploadboy.com/free40839.html

[ جمعه ۲۶ تیر۱۳۹۴ ] [ 18:20 ] [ امیرحسین ]

در منابع قدیمی مکاتب درمانی متعددی همچون طب سنتی ایران، طب سنتی آیورودا و چین به خاصیت

درمانی سنگ‌ها و گوهرها اشاره‌های فراوانی شده است و حکمای صاحبنامی همچون ابن‌سینا، ابوریحان

بیرونی و خواجه نصیرالدین طوسی در آثارشان به ارزش‌های درمانی سنگ‌ها و گوهرهای ارزشمند

اشاره کرده و نسخه‌های درمانی متنوعی را ارائه کرده‌اند. امروزه مردم در سراسر جهان نیز با

فرهنگ‌ها و زبان‌های مختلف از سنگ درمانی و خواص آرامش‌بخش و تسکین‌دهنده سنگ‌ها نه‌تنها برای

درمان بیماری‌ها و اختلال‌های روحی و جسمی بلکه برای پیشگیری از ابتلا به بیماری‌های جسم و روح

نیز استفاده می‌کنند. پیش از استفاده از سنگ‌ها باید بدانید چگونه‌سنگ‌ها را پاکسازی کنید اگر تصمیم

دارید از انرژی موجود در سنگ‌ها برای تسکین و درمان روح و جسم خود استفاده کنید سنگ را با یکی

از روش‌های زیر شست‌وشو دهید تا پاکسازی شود. به عنوان مثال می‌توانید سنگ را برای ۸-۷ساعت

درون نمک خشک دریا یا خاک بگذارید و در نهایت آن را با آب بشویید تا آماده استفاده شود. بهترین شیوه

استفاده آن است که در فضایی آرام و مناسب که اکسیژن کافی در آن وجود دارد دراز بکشید و سنگ‌ها

را به‌طور مستقیم بدون هیچ پوششی به مدت ۲۰ دقیقه روی پوست‌تان قرار دهید تا از خواص درمانی

آنها بهره‌مند شوید.

 

1) سنگ فیروزه عملکرد کبد را بهبود می‌بخشد

سنگ فیروزه از جمله سنگ‌هایی است که به‌وفور در ایران یافت می‌شود و یکی از معروف‌ترین انواع آن در شهر نیشابور واقع در خراسان

یافت می‌شود. سنگ فیروزه که به رنگ‌های آبی فیروزه‌ای و آبی متمایل به سبز یافت می‌شود از جمله

سنگ‌هایی است که استفاده از آن علاوه بر آنکه موجب افزایش نشاط و شادابی می‌شود روند درمان

بسیاری از بیماری‌ها را که بر اثر کمبود ویتامین‌ها، مواد معدنی و موادغذایی در بدن به وجود می‌آید،

تسریع می‌بخشد. در منابع و کتاب‌های طب سنتی هند – آیورودا- از فیروزه برای درمان التهاب‌های

ناحیه ریه، تقویت ریه و درمان بیماری‌های تنفسی یاد می‌شود.

 

2)سنگ‌های داغ افزایش توان سیستم عصبی بدن

یکی از سنگ‌هایی که برای ماساژ و افزایش توان سیستم عصبی بدن مورد استفاده قرار

می‌گیرد، سنگ بازالت است. درمانگران طب سنتی این سنگ را با روش‌هایی خاص گرم می‌کنند و بعد

از ماساژ بدن با روغن‌های گیاهی در نقاط خاصی از بدن که در طب سنتی چین و در مکتب طب

سوزنی چینی‌ها نیز با نام نقاط اکوپانچر یاد شده، قرار می‌دهند. مناسب‌ترین نقطه برای استفاده از

سنگ‌های گرم ، پشت، کف دست‌ها، کف پاها و فاصله میان انگشتان دست و پاست. نکته مهم آن است

که این شیوه درمانی اگرچه به نظر شیوه‌ای ساده به نظر می‌رسد اما اجرای آن حتما باید بعد از معاینه

متخصص طب سنتی هند یا چین و با تجویز و نظارت وی انجام شود.

 

3) سنگ کهربا روند کاهش وزن را تسریع می‌کند

سنگ کهربا از جمله سنگ‌هایی است که در طبیعت به رنگ زرد، عسلی و کرم مایل به

قهوه‌ای دیده می‌شود. در بسیاری از متون طب سنتی ایران و هند برای کهربا خواص درمانی متنوعی

ذکر شده که از میان آنها می‌توان به درمان بعضی بیماری‌های چشم و گوش و همین‌طور تسکین درد

دندان و بهبود سوخت‌وساز بدن اشاره کرد. از این رو برخی درمانگران شیوه‌های طبیعی درمان

استفاده از این سنگ را به‌صورت زیورآلاتی آن هم در شرایطی که سنگ با پوست بدن تماس داشته

باشد، برای افزایش متابولیسم بدن و کاهش وزن بسیار موثر می‌دانند. در میان درمانگران طب سنتی هند

نسخه‌ای شهرت دارد که بر اساس آن سنگ کهربا را پس از پاکسازی درون یک لیوان آب قرار می‌دهند

و اجازه می‌دهند سنگ ۱۲ ساعت در آب باقی بماند.

 

4) سنگ آزوریت اعصابتان را تقویت میکند


می‌کند براساس آنچه در منابع سنگ‌درمانی منتشر شده سنگ آزوریت یکی از سنگ‌هایی است که علاوه

بر آنکه می‌تواند به تقویت اعصاب، تقویت حافظه و افزایش میزان یادگیری کمک کند، می‌تواند بر

عملکرد سیستم مرکز عصبی بدن تاثیر بگذارد و با بهبود جریان گردش خون در این ناحیه اعصاب

مرکزی بدن را تقویت کند. تنها کافی است دراز بکشید و این سنگ را به مدت ۲۰ دقیقه روی پیشانی

خود قرار دهید. این سنگ از جمله سنگ‌هایی است که درمانگران شیوه سنگ‌درمانی در مکتب طب چینی

آن را مفیدترین سنگ برای دانش‌آموزان و دانشجویان می‌دانند.

 

5) سنگ یاقوت کبود بی‌خوابی را از شما دور میکند



درمانگران سنگ‌درمانی در هند برای درمان اختلال خواب و بی‌خوابی به مراجعه‌کنندگان

خود یاقوت کبود را توصیه می‌کنند. استفاده از این سنگ روی پیشانی به بیمار کمک می‌کند به مرور با

اختلال خواب خداحافظی کند. به همین دلیل است که برخی افراد مبتلا به بی‌خوابی این سنگ را به

صورت دستبند یا گردنبند همراه خود دارند تا بیشتر از خواص درمانی آن بهره‌مند شوند. از دیگر

بیماری‌هایی که با کمک یاقوت کبود قابل‌درمان است، می‌توان به بعضی ناراحتی‌های پوست و مو،

سوزش معده و سرگیجه و ناراحتی‌های مزمن گوش اشاره کرد.

 

6) سنگ مرمر بنیه جسمانی را تقویت می‌کند

سنگ مرمر از جمله سنگ‌هایی است که علاوه بر آنکه به دلیل افزایش تمرکز مشهور است، به

عنوان یکی از سنگ‌های شفابخش در چین برای بهبود جریان گردش خون در بدن شناخته می‌شود.

استفاده از این سنگ بعد از ماساژ و حمام برای افرادی که دچار ضعف عمومی بدن هستند، کمک می‌کند

تا با گردش خون بهتر مواد‌غذایی مورد نیاز سلول‌های بدن را به‌نحو بهتری به آنها برساند و به تقویت

بنیه بهبود عملکرد جریان گردش‌خون کمک کند.سنگ‌های رودخانه‌ای تنش‌ها و استرس‌ها را از بین

می‌برد مردم در کشورهای مختلف جهان با فرهنگ‌ها و دیدگاه‌های مختلف سال‌هاست که آگاهانه یا

ناآگاهانه از خواص درمانی سنگ‌ها استفاده می‌کنند. افراد زیادی در جهان به ویژه در کشورهای آسیایی

مثل چین، ژاپن، تایلند و هند از سنگ‌های بستر رودخانه، دریا یا پایه کوه استفاده می‌کنند و با داغ کردن

یا سرد کردن آنها از خواص درمانی این سنگ‌ها روی بدن بهره می‌برند. درمانگران شیوه‌های طبیعی

بعد از ماساژ بیمار با روغن‌های گیاهی و طبیعی متناسب با نوع بیماری فرد از سنگ‌های رودخانه‌ای به

صورت سرد یا گرم استفاده می‌کنند تا به این ترتیب بتوانند به دفع استرس، تنش و فشارهای عصبی

ناشی از کار روزانه، وقایع بد و پراسترس و تنش‌های ناشی از وقایع بد مثل از دست دادن عزیزی در

سانحه یا حادثه‌ای کمک کنند.

[ پنجشنبه ۱۸ تیر۱۳۹۴ ] [ 17:47 ] [ امیرحسین ]

 این چاکراها به ترتیب شماره از یک تا هفت ، در انتهای ستون فقرات، راستای ناف، انتهای جناغ

سینه، راستای قلب، گودی گردن،پیشانی و فرق سر قرار دارند. رنگ چاکراها به ترتیب از یک تا هفت :

قرمز – نارنجی – زرد – سبز، آبی، نیلی و بنفش است. هریک از این چاکراها با گروهی از

عملکردهای جسمی، روانی و روحی در ارتباط است و سالم، باز و فعال بودن هر چاکرا باعث میشود

عملکردهای مربوطه نیز ایده‌آل باشد. برای فعال سازی چاکراها از تکنیک‌های مختلف جسمی و ذهنی

استفاده میشود ؛ در ادامه نمونه‌ای از این تکنیک‌های ذهنی آمده است. تمرین: این مدیتیشن برای تقویت

چاکرا را میتوان با هر روشی انجام داد (خوابیده به پشت طوری که دستها و بازوها در کنار بدن باشد و

یا نشسته روی صندلی راحتی) انتخاب روش به شما بستگی دارد که با کدامیک راحت‌تر باشید. بعد از

اینکه نشسته یا خوابیدید یک نفس عمیق از راه بینی بکشید (دم عمیق)، آنرا حبس کنید، سپس آرام از

طریق دهان بیرون بدهید (بازدم عمیق)، چند ثانیه به ریه استراحت بدهید و این کار را سه مرتبه تکرار

کنید. حالا چشمان خود را ببندید، تصور کنید که میخواهید برای قدم زدن به جنگل بروید ، دری مقابل

دیده‌گان شما قرار دارد، جلو بروید و در را باز کنید و به بیرون قدم بگذارید ، راهی باریک و روشن که

از میان درختان میگذرد به چشم میخورد ، شما در این راه قدم بگذارید و جلو بروید. شما در پایین جاده

در سمت راست درختان بلندی را میبینید ، در این میان درخشندگی سیب‌های قرمز توجه شما را جلب

می‌کند، از میان سیب‌های بی‌شمار سیبی قرمز را انتخاب کنید. سیب را در دست دارید و جریان رنگ

قرمز را در خود احساس میکنید ، این سیب قرمز اولین چاکرا (چاکرای ریشه) را فعال میسازد .

میتوانید سیب قرمز را بخورید به راه رفتن ادامه دهید، در حالی که آگاهی کامل بر قدم زدن دارید ، شما

تا نزدیکی گلهای نارنجی زیبایی که همه یک اندازه و یک شکلند پیش میروید. دسته گلی را از این گلهای

نارنجی انتخاب کنید و جریان ملایم رنگ نارنجی را در خود حس کنید ، رنگ گلهای نارنجی دومین

چاکرا (چاکرای خاجی) را فعال میسازد. شما میتوانید این دسته گل نارنجی زیبا را برای خودتان داشته

باشید . جلوتر بروید تا به کنار پرنده‌های زرد خوش رنگ، خوش آواز و زیبا برسید ، دست خود را آرام

روی بالهای یک پرنده بکشید و به آوازش گوش دهید . جریان رنگ زرد پرنده را کاملاً در خود احساس

کنید ، چاکرای سوم (شبکه‌ خورشیدی) بوسیله‌ رنگ زرد پرهای زیبای پرنده فعال میشود. شما سبک

پریدن پرنده زرد را مشاهده میکنید تا پرنده محو شود و همیشه شیرینی آواز پرنده‌ای زرد را به خاطر

خواهید داشت. به آرامی به سمت راست بروید ، چمن زار سر‌سبز و وسیعی را در مقابل خود ببینید و

روی فرش سبزی از علف‌ها بنشینید و دست خود را در علفهای سبز فرو ببرید و آنرا لمس کنید و این

جریان رنگ سبز را احساس کنید. این رنگ سبز علفها چاکرای چهارم (چاکرای قلب) را شارژ میکند ،

شما میتوانید از تازگی علفها لذت ببرید. کمی جلوتر در نزدیکی شما صدای آبشاری به گوش میرسد، به

راه خود ادامه دهید تا آبشار را مشاهده کنید و از پایین آمدن قطرات آب شاداب شوید. در دریاچه‌ پایین

آبشار، رنگ آبی آب را ببینید و دستهای خود را به آرامی در سردی و خنکای آبی آب فرو ببرید و

جریان این رنگ آبی را با تمام وجود حس کنید. این رنگ آبی آب چاکرای پنجم (چاکرای گلو) را فعال

میسازد ، مقداری از این آب بنوشید و لذت ببرید . به راه خود ادامه دهید و حرکت و جنبش پروانه‌ای

نیلی رنگ را ببینید و با انگشت آنرا لمس کنید و از نوسان و جریان این رنگ نیلی آگاه باشید و آنرا حس

کنید. پروانه نیلی رنگ که روی انگشتان شما نشسته چاکرای ششم (چشم سوم) را فعال میسازد ، بعد

پریدن آرام و محو شدن پروانه را ببینید . به آخر راه که رسیدید دره‌ عمیقی پوشیده با گلهای بنفشه را

مشاهده میکنید ، دسته‌ای از گلها را انتخاب کنید ، جریان رنگ بنفش گلهای بنفشه را حس کنید و اجازه

دهید تا چاکرای هفتم (چاکرای تاج) فعال شود. به آرامی به عقب برگردید و رقص رنگین کمانی را در

پهنه‌ آسمان مشاهده کنید ، شما نیز دارای یک رنگین کمان هستید، که در روشنایی، خوشی، خنده و اشتی

با عشق آنرا در هاله‌ی خود دارید. جریان تمامی رنگهای رنگین کمان (بنفش، نیلی، آبی، سبز، زرد،

نارنجی و قرمز) را در خود احساس کنید و سرشار از این رنگ‌ها شوید. در پایان این سفر رویایی ،

رنگین کمان کمرنگ و کمرنگ‌تر میشود، برگردید و پشت در بایستید، در را بازکنید و به داخل قدم

بگذارید ، حال داخل اتاق هستید، چشمان خود را باز کنید ، هر زمان که شما بخواهید و اراده کنید

میتوانید این سفر را دوباره شروع کنید.

**برگرفته از سایت شگفتیها**

[ پنجشنبه ۱۸ تیر۱۳۹۴ ] [ 17:10 ] [ امیرحسین ]
مكتوبات حضور - آيورودا

درباره طب آیورودا (Ayurvedic medicine)
آيورودا يك روش درماني قديمي هندي است، فلسفه آیورودا (علم زندگی و عمر طولانی ) مشتمل بر يك سري معالجات شامل گياهان دارويي ،‌ تغيير رژيم غذايي ، مراقبه ، رایحه درمانی ،ماسـاژ و حرکات يوگا براي نگهداري يا بازيابي سـلامتي ا ست .

اولین سوال در ذهن یک پزشک آیورودا این نیست که فرد مراجعه کننده دچار چه نوع بیماری است ، بلکه این است که بیمار من چه شخصیتی دارد، خلقیات او ،توانایی ها و استعدادهای او چیست و پس از تشخیص این مسائل تصمیم گیری درمانی شروع می شود.

 

 

دانشمند بزرگ " Charaka" گفته است : "پزشک هر چقدر که از نظر علمی و درمان بیماری ماهر و خبره باشد اگر نتواند با هنر عشق و نور وارد قلب بیمار شود نمی تواند او را درمان کند ."

تاریخچه آیورودا چیست ؟

آيورودا يك واژه سانسكريت به معني" علم زندگي" و شايد يكي از قديمي ترين سيستمهاي درماني در دنيا است كه از بيش از 5000 سال قبل بطور سـنتي از استاد به شاگرد منتقل مي شده و ریشه در متون مقدس آریائی ها ی باستان دارد .حدود 3000 سال قبل ( 900 سال قبل از میلاد ) سه دانشمند بزرگ به نامهای Charaka ، Sushruta ، Vagbhata اصول آن را از منابعی که وجود داشت، جمع آوری نمودند . کتابهای بر جای مانده از آنان هنوز هم توسط دانشجویان ، اساتید و درمانگران این رشته استفاده می شود. بسیاری از صاحبنظران ، سیستم آیورودا را بعنوان مادر تمامی روشهای شفابخشی می شناسند

شاخه های آیورودا کدامند ؟
آیورودا شامل هشت شاخه اصلی ( طب اطفال ،طب زنان و زایمان ،چشم پزشکی ، طب سالمندان ،گوش و حلق و بینی ، مسمومیت شناسی ، طب عمومی و جراحی)می باشد . بسیاری از روشهای شفابخشی مدرن ( ماساژ ، رژیم درمانی ، گیاهان ، پولاریتی تراپی ، کینزیولوژی ، شیا تسو ، طب سوزنی ، طب فشاری ، سنگ درمانی ، رنگ درمانی ، مراقبه ) در اصل شاخه هایی از فلسفه آیورودا می باشند .

فلسفه آیورودا چیست ؟
آیورودا هنر هماهنگی موجود زنده با قوانین طبیعت است . هدف آن حفظ سلامت در فرد سالم و شفا در فرد بیمار است . آيورودا ريشه در اين اعتقاد دارد كه سلامتي نتيجه تعادل بين ذهن ، بدن و روح است . به بیان بهتر ، سلامتی ، تعادل کامل بین سه انرژی اساسی بدن یا سه دوشا ( واتا _ پیتا_ کافا) و یک تعادل بین جسم _ ذهن _ روح (یا آگاهی) است.

بر طبق آيورودا ، هرشخص مقداري از 5 عنصر اصلي عالم(خاك، آب ،‌ آتش ،‌ هوا ، اتر ) را در خود دارد و‌ تركيب اين عناصر با يكديگر به سه نوع متابوليسم بدن يا سه نوع دوشا منجر مي شود .دوشا ها انواع متابولیک بدن هستند که هر کدام ساختار و طرح زمینه ای افراد از قبیل ساختاربدنی ، شخصیت، عکس العمل ها و تمایلات غذایی را تشکیل می دهند. اين دوشاها ،‌ به عنوان واتا ، پيتا و كافا شناخته مي شوند . واتا شامـل اتر و هواست و با حـركات بدن مرتبط مي شود( انرژی حرکت یا کاتابولیک) . پيتا از آتش وآب درست شده ،‌ و به سـوخت و سـاز بدن مربوط است که اساس هضم و تغییر ماده به انرژی ( انرژی متابولیک ) است . كافا شامل خاك و آب است كه با ساختار بدن و ثبات و پايداري مرتبط است.( انرژی ساختار ی و آنابولیک)
هرچند كه هر سه نوع دوشا در همه افراد وجود دارد ، در هر فرد خاص ، يكي از اين دوشاها غالب است .

دوشای واتا : تمامی حرکات بدن را کنترل می کند ( اتر + هوا )

دوشای پیتا : کنترل سوخت و ساز را بعهده دارد( آتش + آب)

دوشای کافا : مسئول کنترل ساختار بدن است( آب+ خاک)


تیپهای بدنی- شخصیتی معروف آیورودا کدامها هستند ؟
در لحظه لقاح ، واتا ، پیتاو کافای والدین مهمترین عامل تعیین کننده دوشای مزاجی فرزند یا پراکریتی (Prakriti)می باشد. اگر چه پراکریتی واقعیت اصلی وثابت هر فرد است اما توسط نیروهای مختلف مورد تهاجم قرارمی گیردکه از آن جمله فاکتورهای محیطی، فصل،زمان،موقعیتهای احساسی، هیجانات و کیفیت ارتباطات ، عقاید و نیز غذاهایی که می خوریم، می باشند.

با شناخـت نوع بدن هر فرد پزشک آیورودائی قادراست نوع رژیم غذائی و تمرینات بدنی و شیوه های درمانی را که به او کمک خواهند کرد تعیین کند و هر آنچه را که سودمند نبوده و حتی زیان آور است به وی گوشزد نماید.

ویژگی های نوع واتا:
ساختار جسمانی سبک و لاغر

سرعت در انجام فعالیتها

خشکی پوست و نامنظمی دندانها

نا منظم بودن گوارش و زمان احساس گرسنگی

خواب سبک و مقطع یا بی خوابی

اشتیاق ، سرزندگی و قدرت تخیل قوی

هیجان زدگی و حالات متغیر

فراگیری سریع اطلاعات تازه و نیز فراموشی سریع آموخته ها

گرایش به نگرانی

گرایش به یبوست مزاج

خستگی زودرس

گرایش به تلاش بیش از حد

ظهور انفجاری انرژی روانی و جسمانی

تم بنیادی نوع واتا ، (دگرگونی پذیری) است . واتاها ، افرادی هستند که حالات آنان را نمی توان پیش بینی کرد و به مراتب کمتر از پیتاها یا کا فاها ، نمونه ای کلیشه ای می باشند. قابلیت تنوع آنان از نظر قامت و شکل و حـالات و اعمال خود علامت مشخصه آنان است . انرژی نوع واتا ، بصورت انفجاری نمایان شده و ناپایدار است. در

نوع واتا،موارد زیر نیز بسیار شاخص می باشند:
احساس گرسنگی بی موقع در هر زمانی از شبانه روز

هیجانات عاشقانه با تغییر حالت دائمی

نامنظمی زمان به بستر رفتن در شب

چشم پوشی از خوردن یک وعده غذا و به طور کلی ، پیروی از عادات نامنظم

گوارش خوب غذا در یک روز و بدی گوارش در روز بعد

ظهور انفجارهای عاطفی کوتاه مدتی که سریعاً فراموش می شوند

گامهایی شتابان و تند در راه رفتن


ویژگی های نوع پیتا:
· ساختار متوسط

· میزان تاب و توان معمولی

· گرسنگی و تشنگی شدید و دستگاه گوارشی نیرومند

· بروز خشم و عصبانیت در شرایط تحت فشار

· رنگ پوست روشن یا سرخ و سفید ،اغلب همراه با کک و مک

· عدم تحمل نور آفتاب و هوای گرم

· زرنگی ، چاره جو یی و علاقمندی به چالش و مبارزه طلبی

· قدرت ذهنی بالا و قاطعیت

· شیوه بیان دقیق و شمرده

· ناتوانی برای چشم پوشی از خوردن یک وعده غذا

· رنگ موها : بور ،قهوه ای روشن ، یا سرخ ( یا ته رنگی متمایل به سرخ )

زمینه نوع پیتا ،( تند و تیزی ) احساسات است . هر فردی با مشخصات زیر ، به مقدار زیادی از پیتا برخوردار است : موی سرخ براق ، چهره سرخ و سفید ، جاه طلب ، زیرک ، صریح ، جسور ، مباحثه طلب یا حسـود . جنبه مبارزه طلبی نوع پیتا ، یک گرایش طبیعی است ولی لزوماً ظاهر نمی گردد . در حال تعادل ، احساسـات و عواطف پیتاها گرم و صمیمی است و افرادی مهربان و قانع می باشند. چهره ای که از شادی می درخشد ، نمودار پیتا است .

موارد زیر نیز بسیار شاخص می باشند:

· نیم ساعت تاخیر در صرف غذا ، موجب احساس گرسنگی شدید می گردد

· زندگی بر حسب ساعت تنظیم می گردد ( معمولاً با یک ساعت مچی گران قیمت ) و از اتلاف وقت ناخشنود می گردد .

· در طول شب بیدار می شود و این بیداری همراه با احساس گرما و تشنگی است

· بر موقعیت حاکم می گردد و یا احساس می کند که می باید بر وضعیت مسلط شود

· به تجربه در می یابد که از دیدگاه دیگران فردی بسیار زیاده طلب می باشد

· با گامهایی مصمم راه می رود



ویژگی های نوع کافا:
· بدنی محکم و نیرومند ، با قدرت جسمانی زیاد و مقاومت

· برخوردار ی از انرژی پایدار ، کندی و موزون بودن در عمل

· شخصیت آرام ، با اعصابی راحت ، و دیر خشم

· پوست خنک ،نرم و ضخیم و رنگ پریده و غالباً چرب

· کندی در جذب اطلاعات جدید ، ولی برخورداری حافظه خوب

· خواب سنگین و ممتد

· کندی عمل گوارش و میزان گرسنگی اندک

· داشتن شخصیت مهربان ، متحمل و با گذشت

· گرایش به احساس تملک و راحت طلبی

تم بنیـادی نوع کـافا ( فارغ الـبـــالی) است . دوشـای کـافا ، اصل ساختاری بدن بوده و ثبات و پایداری را عرضه می دارد . همچنین قدرت جسمانی و نیروی حیاتی ذخیره ای را تامین می کند که در قالب بدن ستبر و تنومند نمونه های شاخص کافا ، تعبیه شده است.

آیورودا ، کافاها را افرادی سعادتمند می داند. زیرا از سلامـتی مناسبی بهره مندند و بیانگر شخصـیت هایی هستند که متین و خشنود بوده و با فارغ البالی به دنیا می نگرند.

موارد زیر نیز در کافاها بسیار بارز می باشند:

· پیش از اتخاذ یک تصمیم ، به مدتی طولانی درباره امور تعمق می کنند

· به کنـدی از خواب بیدار شده و مدت زیادی در بسـتر می مانند و به محض ترک بسـتر به نوشیدن یک فنجان قهوه احتیاج دارند

· از وضع موجود ، خشنود می باشند و از طریق آشتی دادن دیگران ، اقدام به حفظ وضع موجود می کنند

· به احساسات افراد دیگر که صمیمانه با آنها احساس همدردی می کنند احترام می گذارند

· حرکات آنان موزون است. چشـمانی آبدار و نگاهی نوازشـگر دارند و حتی علیرغم اضـافه وزن نیز ، خرامان راه می روند

آشنایی با طبیعت افراد چه اهمیتی دارد ؟

اطلاع از پراکریتی و ساختار اصلی بدن هر فرد فوایدی دارد:

· شناخت خود، اساس زندگی است.

· به شناخت عادتها و تمایلات که مستقیماً روی سلامتی اثر می گذارند ، کمک می کند.

· به پیش بینی بیماری ها و مشکلاتی که ممکن است رخ دهند ،کمک می کند و درمان می تواند در جهت پیشگیری از وقوع بیماری باشد.

· به درک دیگران و بهبودی روابط ،کمک می کند.

· دانش کافی برای هر فرد در جهت بدست آوردن تعادل با زندگی فراهم می کند.

هدف زندگی از دید آیورودا چیست ؟

شفا فقط هنگامی رخ می دهدکه قسمتهای مختلف زندگی بهبود یابند. نگهداری سلامت و تعادل ، نیازمند آگاهی و هشیاری لحظه به لحظه و شفا دارد.

بر اساس علم آیورودا زندگی ما یک هدف مشخص دارد.هدف ، شناخت خالق ( آگاهی کیهانی) و درک ارتباط با وی است که در تمام زندگی ما تاثیر دارد .این هدف بزرگ با تعادل چهار جنبه اساسی زندگی بدست می آید که شامل موارد زیر است :

· دارما dharma : وظایف واعمال ما

· آرتا artha : موقعیتهای مادی وارزشها

· کاما kama : خواسته های مثبت

· موکشا moksha : رهایی روح

این چهار مورد را Purusharthas می گویند که چهار هدف اصلی زندگی برای هر فرد می باشد و اساس آنها را سلامتی تشکیل می دهد .برای حفظ دارما و انجام مسئولیتهایمان باید سالم باشیم تا به موفقیت و دارایی کافی دست یابیم .برای داشتن خواسته های خلاق و مثبت ، احتیاج به ذهنی سالم و آگاه ، بدن سالم و ادراک سالم داریم.(kama و desire گاهی اوقات به xxx و زندگی خانوادگی وتوالدو تناسل تعبیر شده است لکن در اصل معنی آن انرژی مثبت یا نیرویی است که هر گونه عمل خلاق را می سازد.) موکشا یا رهایی روح نشاندهنده تعادل بدن و ذهن و آگاهی ( روح ) است.



طبق نظر آیورودا ، منشا همه موجودات از آگاهی کیهانی است که شامل انرژی مذکر (purusha ) وانرژی مونث ( prakruti ) می باشد و هر چیزی که در جهان وجود داشته باشد در انسان نیز وجود دارد. انرژی مذکر نمایانگر طبیعت است. هر سلول بدن دارای ذهن ، هوش ، آگاهی است که از آن طریق انتخاب می کند. برای مثال هر سلول غذای خاص خودش را انتخاب می کند.

علت اصلی بروز بیماری از دید آیورودا چیست ؟
ترکیب پنج عنصر ، دوشا ها را می سازد .دوشا ها اعمال روانی- زیستی را کنترل می کنند . بنابراین اگر متعادل باشند سلامتی و نظم order))وجود دارد و اگر متعادل نباشند ،بیماری رخ می دهد. (disorder )

اصل كلي آيورودا بر اين اساس است كه بيماری بعلت عدم تعادل در يك يا چند دوشا بوجود می آید . عوامل متعددی مي تواند بر تعادل دوشاها اثر بگذارد . از رژيم غذايي گرفته تا تغيير فصل ،استرس در كار يا خانواده هم تعادل دوشاها را بر هم مي زند كه نتيجه آن انباشتگي سموم در بدن و ذهن است . هنگامی كه علت بيماري تشخيص داده شد ، تحت راهنمايي يك درمانگر آيورودا بازيابي تعادل و سم زدايي انجام مي شود . اين موضوع را به اين صورت توضيح مي دهند كه وقتي انرژي متعادل شد ، سيستم دفاعي طبيعي بدن نيرومند مي شود و راحت تر مي تواند با بيماري مبارزه كند يا از بيمار شدن جلوگيري كند .

جلسات درمانی آیورودا چگونه برگزار می گردد ؟
اولين ديدار با يك درمانگر آيورودا حدود 45 تا 90 دقيقه طول مي كشد . درمانگر يك سري سئوال براي تعيين نوع دوشاي بیمار مي پرسد . از وی درباره خصوصيات فيزيكي ، احساسي ،‌ ذهني ،‌ مزاج و غذاهاي مورد علاقه همچنين درباره خصوصيات شخصيتي و سابقه خانوادگي سئوال مي شود .

درمانگر به قلب و ريه فرد گوش مي كند و توجه خاصي به نبض و زبان وی دارد . طبق آيورودا ،‌ هر شخص سه نبض سطحي و سه نبض عمقي روي هر مچ خود دارد كه به ارگانهاي مختلف داخلي بدن مربوط است . با نبض خواني ، درمانگر مي تواند عدم تعادلها را معلوم كند . اين نبض ها همجنين اطلاعاتي درباره سه دوشا بما مي دهند . رنگ و حساسيت قسمتهاي مختلف زبان ،‌ بخوبي ظاهر فيزيكي فرد ،‌ نشانه هايي را درباره سلامتي او آشكار مي كند . بعلاوه ممكن است نمونه ادرار هم آزمايش شود .

بعد از تعيين نوع مزاج و عدم تعادلهای موجود ، درمانگر ممكن است تركيبی از درمانهاي آيورودا را براي بیمار تجويز كند كه شامل گياهان دارويي ، شيوه زندگي ، اصلاح رژيم غذايي ، مديتيشن ، يوگا ، تمرينات تنفسي و پاكسازي با دوش يا تنقيه است .

اگر شما متوجه شديد كه براي مثال كافاي شما زياد شده است ممكن است متابوليسم كند يا اضافه وزن داشته باشيد . لذا درمانگر ممكن است پيشنهاد كند كه يك سري تمرينات معمول را انجام دهيد و از رژيم غذايي سبك استفاده كنيد .

افراد نوع واتا معمولاَ‌ خيلي لاغر و مستعد بيماري عصبي مثل استرس و بيخوابي هستند . اگر شما از نوع واتا هستيد ، يك درمانگر آيورودا ممكن ا ست به شما توصيه كند كه يك برنامه منظم هميشگي را دنبال كنید یا ساعات غذا خوردن ، خوابيدن و بيدار شدن شما هميشه در يك زمان مشخص باشد .

اگر شما از نوع پيتا هستيد ‌، احتمالاَ از اندام خوبي برخوردار هستيد اما شايد دچار ترشرويي ، سوزش قلب ، بیماریهای پوستی و بواسير هستيد . اگر پيتاي شما زياد شده ،‌ عاقلانه است كه الكل و غذاهاي سرخ كردني را قطع كنيد و از شرايط استرس دوري كنيد .

فاصله زماني بين جلسات آيورودا كاملاَ‌ متفاوت است . بسته به شرايط شما و تجويز درمانگر ، يكبار كه شما راهنمايي هاي درماني خود را گرفتيد شايد بتوانيد خودتان آنرا دنبال كنيد يا اينكه درمانگر تان بخواهد شما را بطور منظم ببيند تا روند درمان را پیگیری كند .

آیا نتایج تحقیقاتی نیز در مورد آیورودا موجود است ؟



بله : تحقيقات نشان داده افرادي كه تمرينات آيورودا مثل يوگا را انجام مي دهند در معرض خطر كمتري براي فشار خون بالا ، كلسترول بالا و استرس هستند كه همه اينها عوامل ايجاد بيماريهاي قلبي مي باشند .

مطالعات همچنين نشان داده كه يوگا بطور مشخص براي دردهاي عضلاني موثر است.روي داروهاي گياهي آيورودا تحقيقاتي براي درمان برخي ازبيماريها مثل حساسيت ها ، آرتروز ، پاركينسون و بيماريهاي گوارشي درحال انجام است .

تا کنون تحقیقات متعددی بر روی تاثیرات آنتی اکسیدان برخی گیاهان آیورودا نظیر زردچوبه انجام شده که گویای تاثیر بارز آن در پیشگیری از بیماریهای قلبی- عروقی و سرطان و نیز کمک به درمان دیابت است

چه موارد احتیاطی در مورد آیورودا پیشنهاد می گردد ؟
- اگر شما بیماری خاصی مثل بیماری قلبی یا دیابت دارید، فقط به ایورودا تکیه نکنید و از درمانهای معمول پزشکی هم استفاده کنید.

- روشهای پاکسازی مثل تنقیه یا استفاده زیاداز ملین ، ممکن است تعادل شیمیایی بدن را بهم بریزد . از این روشها با احتیاط استفاده کنید .

- اگر شما از یک رژیم غذایی خاص برای دیابت یا بیماری قلبی خود استفاده می کنید ،قبل از استفاده از رژیم غذایی آیورودا با پزشک خود مشورت کنید زیرا گاهی ممکن است این رژیمها با هم در تضاد باشند.

[ پنجشنبه ۱۸ تیر۱۳۹۴ ] [ 16:53 ] [ امیرحسین ]
تحقیقات در مهندسی بیو شیمی نشان می دهد که مغز انسان ماده ای را ترشح می کند به نام اندروفین .( مورفین طبیعی بدن ) 

کسانی که بر ذهن آنها تفکرات منفی حاکم است اندروفینی که از مغزشان ترشح می شود بیماری زاست و کسانی که ذهن مثبت دارند اندروفین آنها شفا بخش است : یک ماده با دو خاصیت!

 

امروزه از نظر علمی ثابت شده که هیچ چیزی نیست که از خودش هاله انرژی ساطع نکند . 

قانون "دوبروی " می گوید: "هر ذره ای از خود انرژی به همراه دارد" . حتی با دوربینهای مخصوص از این انرژی ها عکس تهیه کرده اند .

هاله های انرژی با فرکانس مغز و تفکر انسان مرتبط هستند.

 

ما می توانیم هاله های انرژی خود را با متمرکز شدن بر روی شخصی یا محلی هدایت کنیم فقط کافی است به آن شخص فکر کنیم بلافاصله هاله های انرژی ما با سرعت نور به سوی آن شخص فرستاده می شود .

هاله های انرژی قابل باردار شدن است ؛ اگر تفکر انسان منفی باشد هاله منفی و اگر مثبت باشد هاله مثبت. 

به این ترتیب که اندیشه های مثبت، مهر آمیز، خیرخواهانه، سرشار از توانمندی، هوش و خلاقیت بر هاله اثر مثبت دارد و سطح انرژی های آن را بالا می برد و از نظر کمی نیز میتواند هاله انسان را بزرگتر نماید .

برعکس اندیشه های منفی، بدبینی ها، خودخواهی ها، احساس تنفر از خود و یا دیگران، حسادت، خشم و هر گونه اندیشه بد بر هاله اثر تخریبی می گذارد و سطح انرژی های آن را بشدت کاهش میدهد و انرژی زیادی از انسان می گیرد. 

 

وقتی در مکانی احساس بدی می کنید بدین معناست که آن محل از انرژی های منفی اشباع شده است و یا وقتی فردی این تاثیر را روی شما می گذارد یعنی او حامل انرژی منفی است . 

جالب است که این انرژی حتی هنگام فکر کردن به کسی ، حرف زدن ، گوش کردن و... به صورت چه مثبت و چه منفی منتقل می شود .

 

انجام اعمالی مانند مدیتیشن، عبادت و تمرین تفکر مثبت، حضور در طبیعت و دوستی با آن، از عوامل مهم و تاثیر گذار بر افزایش سطح انرژی هاله می باشد.

 

احتمال دارد که شما در طول زندگی با انجام کارهایی هاله نورانی خود را آلوده کرده باشید . هر گونه اضطراب ، دلهره ، ترس و حتی  دروغگویی ، غیبت کردن ، بدبینی، آبروی دیگری را بردن و کلیه مسائلی از این قبیل منجر به آلودگی و تجمع انرژی های تخریب گر در هاله شما می شوند.

این انرژی منفی آنقدر در هاله شما نفوذ می کند تا در جسم (آخرین سطح برای نفوذ ) اثر خود را به صورت بیماری نشان دهد.

 

توجه کنید که 

انرژی منفی منشا تمام بیماریهای روحی- روانی و جسمی انسان است و به مرور زمان رد پای خود را بر چهره و بدن ما بر جای می گذارد. 

 

پس

اگر دائما مریض می شوید به پاکسازی هاله و دوری از آلوده کننده های هاله تان فکر کنید.

انرژی هاله تان را با راههای مثبتی که گفته شد بالا ببرید تا نیازی به راههای منفی نداشته باشید.

و اما 

افرادی هستند که به صورت ناخودآگاه از انرژی دیگران تغذیه می کنند. معمولا آنها افرادی هستند که ما اصلا بهشان شک نداریم. 

 

یکی از راههای کسب انرژی از شما این است که :

این افراد ممکن است نزدیک شما بیایند و برای شما درد دل کنند و بگویند که چه آدم بدبخت و فلک زده ای هستند و ... و هر چه شما راه چاره نشانشان می دهید گوش نمی دهند، چون نمی خواهند که تغییری در وضعیتشان بوجود بیاید چرا که این تنها راهی است که می توانند انرژی بگیرند، آنها با این کار در حال گرفتن انرژی شما هستند در حالی که شما دلتان به حالشان سوخته است. 

پس اگر بجای یک گفتگوی منطقی دوطرفه، وارد گفت و شنودی شدید که هر راه حلی ارائه دادید با جمله : آره درست میگی، ولی..... پاسخ داد، بدانید که دارید انرژی از دست می دهید.

 

راه دیگر انرژی گرفتن از شما تحقیر کردنتان است: بعضی از مردم سعی میکنند با هر حیله ای متوسل شوند و تحقیرتان کنند تا  انرژیتان را بگیرند که نام دیگر این کار دیگرآزاری یا سادیسم است. شخص سادیستیک با تحقیر دیگری احساس خود برتربینی کرده و انرژی دیگران را از آن خود می کند. 

تحقیر کردن میتواند نسبت به پوشش، ظاهر، جسم، جنسیت، رفتار، گفتار، و ... باشد. 

خیط کردن دیگری و یا انتقاد از او، تحت هر نامی که صورت گیرد در واقع تحقیر است و انرژی را به سمت تحقیر کننده می کشاند.

بهتر است که 

یادتان باشد اکثر این افراد از کاری که انجام میدهند کاملا بی اطلاعند در رابطه با آنها پس از مدتی زمانی کوتاه یا بلند، احساس می کنید بی انرژی و بی حوصله شده اید در حالیکه آنها سرحال آمده اند. اینگونه رابطه ها را دوست دارید قطع کنید و از رابطه با اینگونه افراد بدون اینکه بدانید چرا، طفره می روید.

 

اگر واقعا به این افراد دوست و نزدیک هستید میتوانید موضوع را با آنها در میان بگذارید و به آنها کمک کنید. چون این افراد با اینکار رابطه اجتماعی خودشان را با دوستان و اطرافیان تخریب می کنند. 

در صورتی هم که این شخص در زندگیتان و برایتان اهمیتی ندارد بهتر است که از او دوری کنید.

[ دوشنبه ۸ تیر۱۳۹۴ ] [ 13:18 ] [ امیرحسین ]
یکی از فنون موفقیت،داشتن ارتباط خوب با دیگران است،در واقع انسانی در زندگی اجتماعی یا در کسب و کار خود موفق تر است که دارای فن ارتباط خوبی با دیگران باشد.

 

اصولا بعضی از افراد دارای جذابیتی خاص هستند که ناخودآگاه افراد را به سوی خویش جذب می کنند،انگار روح آن ها دارای قدرتی است که دیگران را مسحور خود می کند و همه مایلند با این گونه افراد ارتباط نزدیکی،چه از نوع کسب و کار چه از نوع عاشقانه و...داشته باشند.اما چرا بعضی از افراد دارای چنین خاصیتی هستند و دلایل چنین جذابیتی در چیست؟آیا جذابیت آن ها بابت زیبایی آن هاست؟آیا در تن صدای آن هاست؟ولی در بعضی از مواقع ما با افرادی برمی خوریم که شاید زیبایی چندانی ندارد ولی این افراد بسیار جذابند و حرکاتشان برای دیگران شیرین و دوست داشتنی است.اما دلیل آن چیست؟

در افراد نیرویی وجود دارد به نام نیروی ماینوتیزم.این نیرو را همه ی افراد از کائنات جذب می کنند ولی نمی توانند این نیرو را در خود حفظ کنند و به دلایل متعددی آن را هدر می دهند،همان طور که قبلا شرح داده ام پوششی در اطراف انسان به نام هاله موجود است و از مراکز چاکراها خطوطی تا سطوح هاله ی انسان امتداد دارد به نام "اورا".هاله ی افراد با چشم دیده نمی شود گرچه برخی از افراد قادرند هاله ی اشخاص را ببینند و رنگ آن را تشخیص دهند ولی دستگاه های بسیار حساس اختراع شده است که به آن ها می توان از رنگ هاله افراد که در شرایط مختلف تغییر می کند پی به نوع حالات روحی،روانی و جسمی آن ها برد.هر چقدر این هاله مغناطیسی تر باشد،آن فرد جذاب تر می باشد.در واقع همانند یک آهن ربا هاله ی کسی که بیشتر مغناطیسی تر می باشد،توان کشش و جذب افراد را به خود داراست.پس برای این که جذاب تر شویم باید هاله ی خود را مغناطیسی تر کنیم تا همانند آهن ربای قوی عمل کند،اما چگونه می توان مغناطیس بیشتری را جذب کرد و آن را کمتر هدر داد.

یکی از راه های حفظ این نیرو کمتر حرکت دادن دست و پاها در حالتی است که شما ایستاده یا نشسته اید.برخی از افراد در هنگام صحبت کردن با دیگران مدام دست و پای خود را بی جهت تکان می دهند و با انگشتان خود مدام بازی می کنند و آن ها را به هم گره می زنند،این حالت زمانی بیشتر اتفاق می افتد که انگار آن ها هول شده اند و همین حالت باعث می شود ناخودآگاه در چشم افراد مقابل از وقار و متانت آن ها کمتر شود و یا مدام چشم های خود را بر هم می زنند.البته در حالت طبیعی هر فردی در هر6 ثانیه یک بار پلک های خود را بر هم می زند ولی فردی می تواند این نیروی ماینوتیزم را در خود حفظ کند که توان نگاه داشتن پلک های خود را داشته باشد.در واقع با هر بار پلک زدن،شما ارتباطتان را با دیگران قطع می کنید ولی اگر دقت کرده باشید بعضی از افراد دارای چشمانی هستند که انگار با چشمانشان دیگران را افسون می کنند.با کمی دقت بیشتر،راز این افسونگری را در نوع نگاه آن ها در می یابید راز آن ها در نگاه داشتن چشم هایی باز بدون پلک زدن و تمرکز در نگاهشان است و دلیل جذابیتشان در هدر ندادن نیروها و نوع نگاه آن ها و همچنین نوع تنفس های عمیق و جذب پرانای بیشتر می باشد.حال به شرح خود هیپنوتیزم جهت جذب این نیروها می پردازیم.

 در حالت خود هیپنوتیزم به پشت دراز بکشید.دست های خود را به طوری که کف دست های شما به سوی آسمان باشد،قرار دهید و شروع به تنفس های عمیق بکنید.در این حالت در ذهن خود مجسم کنید که نیروهایی همانند امواج از بی نهایت دور به سمت شما می آید و شما آن ها را توسط تنفس های عمیق و مکرر از کائنات به سمت خود همانند یک دستگاه جاروبرقی جذب می کنید.در این تکنیک از تنفس های عمیق خسته نشوید و در ذهن خود تکرار کنید که ضمیر ناخودآگاهم تمام این نیرو ها را جذب می کند؛پس از 20 دقیقه که در این حالت بودید،توسط 5 شماره از خلسه خارج شوید،پس از خروج،هنگامی که کم کم دست و پای خود را تکان دادید متوجه مغناطیس جذب شده می شوید،انگار تمام بدن شما آهن ربایی شده و این همان مغناطیس است که درباره اش بحث کردیم.با تکرار این خود هیپنوتیزم حداقل در 21 شب تغییراتی قابل توجه را در خود مشاهده می کنید که برای خودتان باور کردنی نیست.

حال شما دیگر با روش های خود هیپنوتیزم آشنا شده اید و می دانید که برای مشکلات خود چگونه و با چه سناریویی و از چه تلقین هایی استفاده کنید.بعضی از افراد فکر می کنند که گفتن برخی از جملات فقط نوعی تلقین است،در صورتی که ثابت شده این فقط یک نوع تلقین نیست و در درون شما تغییرات بیوشیمی انجام می گیرد و ناخودآگاه با ترشح هورمون های خاصی فضای شیمیایی بدن شما تغییر می کند.از این جهت جسم شما نیز تغییر می کند و احساس بهتری از زندگی خود خواهید داشت،همین تغییر احساس کیفیت زندگی شما را تغییر می دهد،امیدوارم از این به بعد خود هیپنوتیزم را در ارکان زندگی خود قرار دهید و از آن در جهت پرورش نیروهای درونی خویش استفاده کنید و بدانید در چند سال آینده در تمام کشورها از این روش جهت تمام کارها استفاده خواهد شد.

منبع : کتاب کلیات اسرار و رازهای موفقیت

[ دوشنبه ۸ تیر۱۳۹۴ ] [ 13:11 ] [ امیرحسین ]
" توجه به شرکت عزیزان در نظر سنجی وبلاگ این مطلب را برای شما قرار دادم امیدوارم مفید واقع شود "

امروز میخوام یک چیز عجیب براتون بنویسم که با تمرین زیاد می توانید یاد بگیرید . موقعی که من این مسئله رو به بعضی افراد گفتم , یا نیشخند زدند و یا مسخره کردند ولی باید بهتون بگم که این راز رو چند ماه پیش درخودم کشف کردم (البته باید گفت که ذهن خوانی بوده و هست) . اما با این کار میتوانید حتی صدای بعضی از حیوانات رو هم در ذهنتان ترجمه کنید و متوجه منظور آنها بشوید!!!.پخیلی ها در نظرات به من گفتند که نمیشه یا خیلی سخته و یا میخواستند به نحوی سریع تر یاد بگیرند . باید بهتون بگم که همه ی ما از کوچکی دوچرخه سواری بلد نبودیم تا موقعی که با تمرینات زیاد موفق به دوچرخه سواری شدیم و حتی چندین بار هم زمین خوردیم!!. اما دست از دوچرخه سواری بر نداشتیم تا این که یاد گرفتیم شما . عزیزان هم با اشتیاق فراوان و تمرینات زیاد و صبور بودن میتوانید به این کارها دست پیدا کنید .اما چطوری انجامش بدیم ؟شما از یک جنس مخالف خود درخواست می کنید که آیا میتونم ذهنتان را بخوانم یا نه . با این کار نه تنها خودتان اشتیاق زیادی را احساس میکنید بلکه فردی که از آن درخواست کردید هم ناخودآگاه برای تله پاتی آماده میشه!ابتدا از کمترین عدد شروع کنید . شما از فرد مقابلتون میخواهید که یک عدد مثلا از 1 تا 5 رو انتخاب کنه و آنرا در ذهن خود مدام تکرار کند .شما باید توانایی این کار را داشته باشید چون هرکس که موفق شده یک انسان معمولی بوده و با تمرینات زیاد به هدف خود رسیده!.

شما دو راه برای خواندن ذهن فرد مقابل دارید :

1-) به پیشانی آن شخص خیره بشوید و عددی که در ذهنش انتخاب شده است را ببینید (بیشتر اوقات با بازکردن چشم سوم , عدد نمایان میشه . راستش رو بخواین خودم بدون باز کردن آجنا تاحالا امتحان نکردم )

2-)راه دو این هست که چند نفس عمیق بکشید و درجای ساکت و تاریک این کار رو انجام دهید . چشمان را ببندید و ذهنتان را با حفظ آگاهی بر تنفس آرام کنید . ( با دنبال کردن مسیر عبور هوا از بینی تا ریه ها و بلعکس ) . منتظر یک تحرک درونی باشید و ذهن را از هرگونه فکر و خیال و آشفتگی , خالی کنید و منتظر دیدن یک عدد در جلوی چشم ذهن خود باشید . شما موفق خواهید شد , فقط تمرین و پشتکار لازم است .


[ چهارشنبه ۲۳ بهمن۱۳۹۲ ] [ 13:45 ] [ امیرحسین ]
درباره وبلاگ

** خوش آمدید **
برچسب‌ها وب
امکانات وب
تماس با ما
Up Page